کد خبر: 1342795
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
محبوس شدن خلاقیت دانش‌آموزان پشت نیمکت‌های درس در گفت‌وگوی «جوان» با معاون آموزش ابتدایی آموزش‌و‌پرورش
کودکان عصر هوش مصنوعی، مدرسه‌ای پویا با یادگیری باز می‌خواهند در روزگاری که فناوری‌های نوین، چون هوش مصنوعی و تغییرات سریع در دنیای کار و زندگی، هر روز مهارت‌های جدیدی را از نسل آینده می‌طلبد، عمده مدارس در همان مسیر سنتی گذشته گام برمی‌دارند
مهسا گربندی

جوان آنلاین: در روزگاری که فناوری‌های نوین، چون هوش مصنوعی و تغییرات سریع در دنیای کار و زندگی، هر روز مهارت‌های جدیدی را از نسل آینده می‌طلبد، عمده مدارس در همان مسیر سنتی گذشته گام برمی‌دارند. متأسفانه هنوز هم، تمرکز اصلی روی حفظیات و نمرات است، بدتر آنکه برنامه‌های درسی سنگین و قدیمی‌اند و مهارت‌آموزی عملی و تفکر خلاق هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. در واقع نسلی که باید آماده زندگی در دنیای پیچیده و پویای آینده شود و برای شغل‌های جدید آمادگی داشته باشد، امروز با غرق شدن در اطلاعات حفظی کتب درسی، فرصت‌ها را یک به یک از دست می‌دهد. از سوی دیگر، تعطیلات مکرر مدارس، کمبود امکانات و برنامه‌های درسی بدون کاربرد، زخم کهنه آموزش و پرورش را عمیق‌تر می‌کند و میان دانش‌آموزان با دنیای واقعی فاصله می‌اندازد.

بدون شک اگر انتظار داریم مهارت‌آموزی، تفکر خلاق و توانایی حل مسئله در نسل آینده شکل بگیرد، باید از همین حالا دست‌به‌کار شویم، باید در برنامه‌های درسی سنتی بازنگری شود، باید معلمان و مدیران در آموزش‌های عملی و محیط‌های مثبت یادگیری توانمند شوند و خانواده، مدرسه و رسانه در یک مسیر همسو و هماهنگ قرار گیرند. موضوعی که رضوان حکیم‌زاده، معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش نیز در گفت‌و‌گو با «جوان» بدان اشاره می‌کند و از برنامه‌ها، چالش‌ها و مسیر واقعی تحول در آموزش ابتدایی می‌گوید.

بسیاری از کارشناسان حوزه آموزش و حتی معلمان معتقدند کودکان با حجم زیادی از خلاقیت و استعداد وارد مدرسه می‌شوند، اما بعد از نشستن پشت نیمکت‌ها و قرار گرفتن در چارچوب‌های ذهنی محدود، بخش زیادی از توانمندی‌هایشان از بین می‌رود. با این مسئله چگونه می‌توان برخورد کرد؟ و در این زمینه چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

نکته بسیار مهم این است که کودکانی که امروز با آنها سروکار داریم، «کودکان عصر هوش مصنوعی» هستند. ویژگی‌ها، شیوه فکر کردن و زیست آنها با نسل‌های قبلی کاملاً متفاوت است. ما با نسلی روبه‌رو هستیم که در دل فضای دیجیتال رشد کرده و تغییرات بین‌نسلی در مورد آنها بسیار عمیق‌تر از گذشته است.

در چنین شرایطی، هم خانواده‌ها و هم نظام آموزشی ممکن است دچار غفلت‌هایی شوند، یکی از مهم‌ترین این غفلت‌ها، یکسان دیدن همه دانش‌آموزان و تلاش برای دیکته کردن امور و انتظار اطاعت بی‌چون‌وچراست. امروز دیگر نمی‌توان مثل گذشته صرفاً به دانش‌آموز دستور داد. دانش‌آموز امروز پرسشگر است و چرایی برایش اهمیت جدی دارد. خانواده و مدرسه دیگر نمی‌توانند بدون توضیح و منطق، او را به انجام کاری وادار کنند و برای تعامل مؤثر با این نسل، ناچار به استفاده از روش‌های جدید هستیم.

در سطح مدرسه و نظام آموزشی، با توجه به برنامه تحولی (که مورد تأکید رئیس‌جمهور هم بوده)، اصلاح روش‌های آموزش و یادگیری در دستور کار قرار گرفته است. هدف اصلی این برنامه، تغییر محیط یادگیری در کلاس درس است، یعنی خروج از فضای سنتی و منفعل و حرکت به سمت فضایی بانشاط، فعال و پویا. در این رویکرد، دانش‌آموز نقش اصلی را دارد و معلم دیگر متکلم وحده نیست، بلکه محور آموزش، یادگیرنده و تفاوت‌های فردی اوست.

در برنامه‌های درسی نیز تلاش شده از اتکا صرف به کتاب درسی عبور کنیم و فرصت‌های متنوع تربیتی را در نظر بگیریم، از یادگیری محدود به کلاس و چارچوب‌های بسته، به سمت یادگیری باز حرکت کنیم، جایی که دیوار‌های کلاس و حتی مدرسه برداشته و جامعه هم به محیط یادگیری تبدیل می‌شود. این همان رویکرد آموزش و تربیت پیشرو است که در نظام‌های آموزشی پیشرفته دنیا دنبال می‌شود. اجرای این برنامه از سال گذشته آغاز شد و در تابستان ۱۴۰۴، معلمان سراسر کشور ابتدا در سطح استان‌ها و سپس در همه مناطق، آموزش‌های لازم را دریافت کردند و با سرفصل‌ها و روش‌های جدید تدریس آشنا شدند.

در این آموزش‌ها، موضوعاتی مانند تدریس فعال، کار گروهی، ایجاد محیط مثبت یادگیری و استفاده درست از هوش مصنوعی به معلمان آموزش داده شده‌است. حتی به چیدمان کلاس‌ها هم توجه شده و تأکید داریم که فضا چینش صندلی‌ها هم باید برای کارگروهی مناسب باشد تا یادگیری به‌صورت مشارکتی اتفاق بیفتد. این روش‌ها به‌طور مستقیم به پرورش خلاقیت دانش‌آموزان کمک می‌کند. در زمینه هوش مصنوعی هم تلاش شده مسیر صحیح استفاده از آن مشخص شود، یکی از کارکرد‌های مهم هوش مصنوعی، تحلیل داده‌های بزرگ و کمک به شخصی‌سازی فرایند یادگیری است، به‌طوری که در کنار یادگیری جمعی، یادگیری فردی متناسب با ویژگی‌های هر دانش‌آموز نیز امکان‌پذیر شود.

البته این دغدغه فقط به مدرسه محدود نمی‌شود. ما با گروه بسیار مهمی به نام خانواده‌ها هم روبه‌رو هستیم. در برنامه‌های آموزش‌وپرورش، خانواده‌ها به‌عنوان شرکای یادگیری، شناخته می‌شوند، اما واقعیت این است که بسیاری از خانواده‌ها به آگاهی تربیتی لازم نیاز دارند. گاهی انتظارات بیش از حد، مقایسه مداوم کودکان یا نگاه قالبی به موفقیت، ناخواسته به کودک آسیب می‌زند.

برای پاسخ به این مسئله، برنامه‌ای با عنوان «سواد تربیتی والدین» طراحی کرده‌ایم که اجرای آن به یکی از استان‌ها سپرده شده‌است. هدف این برنامه، ارتقای دانش، نگرش و مهارت‌های والدین است، اینکه بدانند چگونه با فرزندشان تعامل کنند، چه انتظاراتی داشته باشند، به چه نکاتی توجه کنند و چه کار‌هایی را نباید انجام دهند. نکته مهم اینجاست که تصور می‌شود سواد تربیتی فقط برای خانواده‌های کم‌سواد ضروری است، در حالی که در عمل، چالش اصلی بیشتر در میان خانواده‌های تحصیلکرده دیده می‌شود که با اصول علمی تعلیم و تربیت آشنا نیستند.

این خانواده‌ها گاهی ناخواسته با انتظارات بالا و فشار‌های زیاد، بیش از آنچه به نفع کودک باشد، به او آسیب می‌زنند. در چنین شرایطی، به‌جای آنکه خانواده و مدرسه بستر رشد طبیعی کودک را فراهم کنند، بار امید‌ها و اهداف برآورده‌نشده روی ذهن او سنگینی می‌کند و نتیجه آن، دلزدگی و سرخوردگی از مدرسه است.

توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان یکی از ضرورت‌های آموزش امروز است. به عنوان مثال ممکن است برخی از کودکان برون‌گرا باشند، برخی درون‌گرا و برخی نیز بیش‌فعال. از سوی دیگر، حال‌وهوای روحی و احساسی دانش‌آموزان در طول روز متفاوت است، آنها هم مثل ما بزرگ‌تر‌ها ممکن است یک روز حال و حوصله کلاس را نداشته باشند. با این حال، در بسیاری از مدارس این تفاوت‌ها نادیده گرفته می‌شود و دانش‌آموزان به‌جای درک شدن، با تحقیر یا سرزنش مواجه می‌شوند، بدتر آنکه برچسب می‌خورند یا مقایسه می‌شوند. چرا در نظام تعلیم و تربیت کودک چنین موضوع مهمی نادیده گرفته شده‌است؟

این موضوع یکی از مسائل بسیار مهمی است که در «برنامه تحولی» و همچنین در برنامه توانمندسازی معلمان با عنوان «توانا» به‌طور جدی به آن پرداخته‌ایم. یکی از سه محور اصلی این برنامه، «محیط مثبت یادگیری» است که دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.

محیط یادگیری فقط به فضای فیزیکی کلاس محدود نمی‌شود، هر چند محیط فیزیکی هم باید شاداب، پویا و قابل‌مشاهده باشد. محیط یادگیری شامل ابعاد عاطفی، روانی، اجتماعی، ارتباطی و آکادمیک نیز هست. ما تلاش کرده‌ایم به معلمان آموزش دهیم که برای ایجاد یک محیط سالم و اثربخش، چه باید‌ها و نباید‌هایی را در این حوزه‌ها رعایت کنند. توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، نیاز‌های روحی و روانی آنها و درک احساساتشان، بخش مهمی از این آموزش‌هاست.

کودکان همیشه نمی‌توانند احساسات خود را به صورت شفاف بیان کنند، اما به‌خوبی فضای کلاس و رفتار معلم را درک می‌کنند. وقتی تشویق مناسبی دریافت می‌کنند و احساس امنیت دارند، فعال‌تر می‌شوند و مشارکت بیشتری نشان می‌دهند. در مقابل، اگر به احساسات آنها بی‌توجهی شود و محیطی امن وجود نداشته‌باشد که دانش‌آموز بتواند بدون ترس از درست یا غلط بودن پاسخ، نظرش را بیان کند، فرایند یادگیری مختل می‌شود. پژوهش‌ها نیز نشان می‌دهد یکی از عوامل مهم، اما مغفول در آموزش، فضای عاطفی و روانی کلاس است، فضایی که به کیفیت تعامل دانش‌آموز با معلم و دیگر دانش‌آموزان بستگی دارد.

در دبیرخانه کشوری تلاش کرده‌ایم تا در محور «محیط مثبت یادگیری»، معلمان مهارت‌ها و آموزش‌های لازم را کسب کنند. تأکید ما بر این است که همه کودکان، فارغ از سطح علمی، شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خانواده‌شان، احساس ارزشمندی کنند و بدانند که به مدرسه و کلاس تعلق دارند. این احساس ارزشمندی، یکی از اهداف سه‌گانه ما در حوزه عدالت، کیفیت و احساس تعلق است. دانش‌آموز زمانی که خود را مهم و دیده‌شده بداند، انگیزه بیشتری برای حضور در مدرسه و یادگیری پیدا می‌کند.

برنامه‌ها و طرح‌های متعددی در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد که شما نیز به برخی از آنها اشاره کردید. این برنامه‌ها هرچند امیدوارکننده‌اند و می‌توانند در تحول مدرسه اثرگذار باشند، اما چه میزان از آنها در عمل در مدارس کشور اجرا می‌شود؟

گام نخست ما، ارائه آموزش‌ها بوده‌است. تلاش کردیم همه مدارس را تحت پوشش این آموزش‌ها قرار دهیم و زمینه ایجاد یک «محیط مثبت یادگیری» را فراهم کنیم. این آموزش‌ها از طریق سمینار‌ها و وبینارها، حتی برای رؤسای مناطق و مدیران مدارس نیز اجرا شد. در بعد علمی، تمرکز ما مشخصاً بر این بوده که در بُعد عاطفی مثبت مدرسه چه اتفاقی باید بیفتد. تلاشمان را کردیم که آموزش‌ها کاملاً عملیاتی باشند و در فرآیند ارزیابی و نظارت نیز به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرند. البته نباید انتظار داشت که نتایج این اقدامات بلافاصله نمایان شود، ما به تدریج و گام‌به‌گام در این مسیر حرکت می‌کنیم.

سال گذشته جشنواره «روش‌های نوین تدریس» برگزار شد. در این جشنواره از معلمانی که تجربه‌های موفق داشتند خواستیم فیلمی از کلاس درس خود ارسال کنند، فیلم‌هایی که در آنها تدریس به روش فعال باشد و به مؤلفه‌هایی مانند محیط مثبت یادگیری، کار گروهی و توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان پرداخته شده باشد. امسال نیز این جشنواره مجدداً برگزار خواهد شد.

علاوه بر این، اجتماعات یادگیری در فضای مجازی شکل گرفته‌است. در سامانه اجتماعات یادگیری، همه معلمان دوره ابتدایی عضو هستند و در گروه‌های ۱۵ تا ۲۰ نفره به تبادل نظر، تجربه و محتوای آموزشی می‌پردازند. در مجموع، این مسیر‌های توسعه حرفه‌ای به‌تدریج اثرات آموزشی ملموسی ایجاد می‌کند و زمینه‌ساز تحول واقعی در مدارس خواهد شد.

در حوزه استعدادیابی چطور؟ هر دانش‌آموز ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد، یکی در حفظ کردن توانمند است، دیگری در هنر و فردی دیگر در ورزش. با توجه به این تفاوت‌ها، چقدر توانسته‌ایم فرصت‌های متنوعی برای بروز استعداد‌ها فراهم کنیم؟

هر دانش‌آموز ویژگی‌ها و استعداد‌های منحصربه‌فردی دارد که باید فرصت برای بروز این توانمندی‌ها مهیا شود. جشنواره «جابر بن حیان» که اکنون با عنوان «جابر و فرصت‌های یادگیری» برگزار می‌شود، علاوه بر علوم، زمینه‌هایی مثل هنر، ادبیات و شاهنامه‌خوانی و حافظ خوانی را هم پوشش می‌دهد. برنامه عید و هنر و داستان در نوروز با تأکید بر فعالیت‌های داستان‌خوانی، داستان‌نویسی و داستان‌گویی و همچنین تهیه فیلم کوتاه، نقاشی و عکاسی فرصت‌های عملی برای نمایش علایق و استعداد‌ها فراهم می‌کند و به دانش‌آموزان فرصت می‌دهد مهارت‌ها و علاقه‌هایشان را به شکل پروژه‌های قابل ارائه نشان دهند و این رویکرد، فرایند تفکر، مهارت زبانی و خلاقیت را تقویت می‌کند.

در حوزه ورزش نیز، مسئولیت اصلی بر عهده معاونت تربیت‌بدنی است که خوشبختانه همکاری بسیار خوبی در این زمینه وجود دارد. این معاونت مسابقات درون‌مدرسه‌ای را برگزار می‌کند و تلاش شده اجرای درست درس تربیت‌بدنی در دوره ابتدایی به صورت جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد تا سواد حرکتی دانش‌آموزان افزایش یابد. امروز هم خانواده‌ها و هم مدرسه توجه بیشتری به پرورش استعداد‌های ورزشی و تخصصی دارند و ادامه این مسیر می‌تواند دستاورد‌های آموزشی تربیتی بیشتری به همراه داشته‌باشد.

با این حال، موانع متعددی بر سر راه اجرای این برنامه‌ها وجود دارد، از جمله غلبه حفظیات غیرضروری در کتاب‌های درسی، تراکم بالای کلاس‌ها و همچنین کمبود امکانات. راهکار عبور از این موانع چیست؟

بخشی از این موضوع به حوزه مأموریت سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بازمی‌گردد، البته یک برنامه جدی و تحولی در دستور کار این سازمان قرار گرفته‌است، برنامه‌ای مفصل که اجرای آن به صورت آزمایشی آغاز شده و قرار است در پایان بهمن‌ماه، نشست ارزیابی اولیه آن برگزار شود.

از نگاه ما، با توجه به تحولاتی که در ویژگی‌ها، نیاز‌ها و شیوه‌های یادگیری دانش‌آموزان امروز رخ داده، تغییر برنامه درسی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. توجه به برنامه تحولی به معنای پذیرفتن صورت مسئله است، یعنی پذیرفته‌ایم که برنامه‌های فعلی، هر چند قابل اتکا بوده‌اند، اما دیگر پاسخگوی شرایط و مطالبات جدید نظام آموزشی نیستند و لازم است بازنگری اساسی در آنها صورت گیرد.

یکی دیگر از موانع جدی در مسیر آموزش، تعطیلات پی‌درپی مدارس است که پیامد‌های زیان‌باری به دنبال دارد. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

آمار‌ها تا پایان دی‌ماه نشان می‌دهد که در برخی استان‌ها تعطیلی آموزش حضوری در مدارس به عدد‌های نگران‌کننده‌ای رسیده‌است، برای مثال در خوزستان ۳۳روز، تهران ۲۲ روز، سمنان ۲۰ روز و آذربایجان شرقی ۱۹روز تعطیلی ثبت شد‌ه‌است. تعطیلی مدرسه یک چالش اساسی است و نیازمند توجه و تصمیم‌گیری در سطح ملی است.

در این میان یک سؤال مهم و جدی وجود دارد، اینکه آیا آموزش در خانه واقعاً جایگزین مناسبی برای مدرسه است؟ یا اساساً دانش‌آموزان در این شرایط در خانه نمی‌مانند؟ مشکل اینجاست که بسیاری از خانواده‌ها نسبت به این وضعیت معترضند و امکان نگهداشتن فرزندانشان در خانه را ندارند. خانواده‌های شاغل با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. شخصاً شاهد بودم که در یکی از مناطق آلوده تهران، مادری دانش‌آموز کلاس اولی خود را به محل کارش آورده بود، چراکه نه امکان دورکاری داشت و نه می‌توانست مرخصی بگیرد و مدرسه نیز تعطیل شده‌بود. این دانش‌آموز در شرایطی به مراتب نامناسب‌تر از فضای مدرسه قرار داشت.

به اعتقاد من، باید بازنگری جدی در سازوکار تعطیلی مدارس صورت گیرد و این تصمیم در سامانه آموزش‌وپرورش تعریف شود. عدم هماهنگی و دخالت برخی دستگاه‌ها، این مسئله را پیچیده‌تر کرده‌است. مدرسه باید آخرین نهادی باشد که تعطیل می‌شود.

در دوران کرونا هم با تعطیلی آموزش حضوری مخالف بودم، حتی سازمان بهداشت جهانی هم اعلام کرد مدارس باید باز بمانند، اما تصمیمات دیگری گرفته شد و کشور ما بیشترین تعطیلی‌ها را تجربه کرد. نتیجه آن هم، آسیب به نظام آموزشی و نسلی شد که بسیاری از مهارت‌ها و سواد پایه را کامل نیاموخت.

به‌عنوان سؤال آخر، چه نکته یا توصیه‌ای را ضروری می‌دانید که مورد توجه قرار بگیرد و باعث بهبود وضعیت آموزش و پرورش کشور شود؟

به نظر من، خانواده و مدرسه وقتی همسو و هم‌راستا حرکت کنند، می‌توانند تغییرات مثبت واقعی ایجاد کنند. امروز رسانه‌ها و فضای مجازی هم نقش بزرگی در تربیت و یادگیری کودکان دارند و نمی‌توان تنها به مدرسه اتکا کرد، به‌خصوص که یک کودک ۶ تا ۱۲ ساله فقط ۴،۵ ساعت از روز را در مدرسه می‌گذراند.

با این حال، مدرسه همچنان نقش محوری دارد. در دوره ابتدایی تلاش کردیم معلمان و مدیران را برای ارتقای سواد تربیتی خانواده‌ها آماده کنیم تا نگاه یکپارچه و همسو شکل گیرد. معلمان و مدیران با تمام توان محیطی امن و پرورشی فراهم می‌کنند و بازنگری مستمر در برنامه‌های آموزشی، نشانه پویایی و حرکت رو به جلوست. ادامه این مسیر با انسجام و هم‌افزایی می‌تواند اثرگذاری آموزش را بیشتر کند.

برچسب ها: فناوری ، علم ، هوش مصنوعی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار