امیررضا یکه زارع (ناصح) ،دکتر مایکل بن_آری (از یهودیان و سیاستمداران اسرائیلی) : اکنون کسانی که در ایران برای رژیم جمهوری اسلامی میجنگند برای حفظ جان خامنه ای نمیجنگند ، اینجاست که باید وارد این ذهنیت شد .
https://www.aparat.com/v/cxcn3ha
دکتر مایکل درباره چه تفکری حرف میزند ؟ او درک آنرا دشوار میداند ، به راستی چه ذهنیتی است که فهم آن برای یک اندیشمند یهودی میتواند دشوارباشد ؟
یکی از اساسی ترین سوال هایی که در زبان مردم مطرح است و همچنین از مقولاتی میباشد که میزگرد های پژوهشی را با مکاتب مختلف گرد خود جمع کرده است این میباشد که سرنوشت نظام اسلامی بعد از رهبری و فرماندهان چه میشود؟
دسته ای نسبت به این مسئله نگران و آشفته اند و دسته ای نیز مانند آمریکاییها رویای آن را در ذهن میپرورانند ، تمام آمال و آرزویشان این است تا هرچه سریعتر بتوانند به گونه ای خط قرمزی بر موجودیت رهبری ایران بکشند چه باترور شخصیتی چه با ترورجانی ، آنها با حساب و کتاب دنیایی تنها راه جلوروی و پیشرفت مادی را در از بین رفتن موانع و تفکراتی میدانند که در مقابل آنها قد علم کرده و اجازه دسترسی به اهداف اساسیشان را نمیدهند ، میتوان از مصادیق بارز مانع برای آمریکا و متحدینش را نظام جمهوری اسلامی و ولی فقیه دانست ؛از نظر آنها با از بین رفتن ولی فقیه در ایران نظام اسلامی دچار تزلزل شدیدی شده و اهداف و آرمان مقاومت اسلامی آن برای همیشه به فراموشی سپرده میشود .
در این صورت مسیر برای ورود گسترده به منطقه فراهم تر میشود تا بتوانند به راحتی از منابع طبیعی گازی ،نفتی و جایگاه ژئوپولوتیک ایران و آسیا استفاده کنند ، همچنین مسیر هموارتری در مقابل رژیم صهیونیستی باز میشود تا بتواند تفکر کشور گشایی نیل تا فرات خود را به ورطه عمل بکشاند .
از طرفی دسته اول نگران نابودی اسلام و مذهب شیعه شدهاند که سالیان متمادی ریشه های آن با تلاش و زحمات بزرگانی تقویت شده است ، این افراد نگران از بین رفتن تقدسات الهی شدهاند و ترور رهبری و دیگر مسئولین رده بالای نظام اسلامی را مساوی با نابودی جبهه حق و زحمات چندصدساله تشیع دانستهاند.
با اندک توجهی میبینیم مسئله ای وجود دارد که در هر دو دسته مشترک است ، آن هم این است که هر دو دسته از بین رفتن شخص اول انقلاب اسلامی را مساوی با از بین رفتن جبهه حق و حقیقت و فراموش شدن ارزش ها و تقدساتی مانند استکبارستیزی و مقاومت میدانند ، دسته اول گرچه موافق و دلبسته به نظام هستند بیشتر از دسته دوم به نابودی اسلام ایمان دارند و تا حدی پیش رفته اند که حتی قائل به از بین رفتن اعمال عبادی مانند نماز و روزه نیز شدهاند .
نکته ای که باید به هر دو دسته توجه داد تفکر توحیدی و حقیقی اسلام میباشد که درآن جایگاه ولایت فقیه تعریف میشود . حال این سوال را از دستگاه اندیشه توحیدی میپرسیم که نتیجه نظام اسلامی بعد از ولایت فقیه چه میشود ؟ آیا نابود میشود یا امکان ادامه مسیر برای آن متصور است ؟
برای هدایت بهتر ذهن مثالی را خدمتتان عرض میکنیم ، در غزوات صدر اسلام حوادث گوناگونی رقم خورده است که یک از مهمترین آنها جنگ احد و مسائل آن بوده است ، در میانه جنگ پس از سرپیچی عدهای مسلمان از امر پیامبر اکرم لشکر اسلام رکب خورد و جریان جنگ بهم ریخت تا جایی که ندایی در میان لشکر شنیده میشد که رسول خدا کشته شده است ، بدین ترتیب عده قابل توجهی از لشکر مسلمانان که از دسته اولی که ما ذکر کردیم بودند از معرکه گریختند و به سمت کوه های اطراف متواری شدند .در این میان شخصی جمله ای حکیمانه بیان کرده است که عمق توحید و تفکر موحدانه را در جان این فرد به عنوان یک الگوی صحیح به تمام جهان نشان میدهد ،فردی روبه فراریان احد کرد و فریاد کشید که ای مسلمانان هرچند محمد از دنیا رفته باشد اما خدای محمد که هنوز زنده است .
این جمله به خوبی راهبرد اسلام و دید کلانش را به عرصه نمایش میگذارد ، خدایی که به فرمانش مردان و زنانی از جبهه حق قیام کردند و علیه مسکتبران عالم ایستادند همیشه بوده و هست هرچند پرچمداران این مسیر در جبهه حق به دست جبهه شیطانی کشته شوند ،اما همچنان تدبیر عالم به دست قدرمتند خداوند متعال است پس این رفتن ها نباید سبب نگرانی برای جبهه حق شود .