کد خبر: 1315322
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۰
مصطفی قربانی

سه کشور اروپایی عضو ۱+۵ بالاخره فرایند فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران را در شورای امنیت سازمان ملل کلید زدند. حال اگرچه این قضیه بیش از اثرات واقعی، اثرات روانی برای ایران در پی خواهد داشت، اما آن را باید در جورچین بزرگ‌تر مقابله قدرت‌های اروپایی در همراهی با امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران دانست؛ بدین ترتیب که گام برداشتن این سه کشور در مسیر فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران را می‌توان اقدامی برای متأثر ساختن فضای اجتماعی ایران در جنگ ترکیبی دانست که هم‌اکنون با محوریت امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در جریان است.

در توضیح باید گفت که رژیم صهیونیستی در محاسبات خود در برابر ایران، سرمایه راهبردی خود را پتانسیل‌های نارضایتی در فضای اجتماعی ایران تعریف کرده است. بر این اساس، تصور آنها این بود که با آغاز جنگ، مردم ایران با آنها همراهی می‌کنند، اما در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با توجه به عدم همراهی مردم با دشمن در کنار رهبری داهیانه رهبر معظم انقلاب و توانایی‌های نظامی ایران، اضلاع تهاجم ترکیبی دشمن دچار فروپاشی شد. اگر قرار باشد رژیم مجدد به ایران حمله کند و مردم با او همراهی نکنند، باز راهبرد او به گل خواهد نشست. بنابراین، شرط هرگونه غلبه رژیم صهیونیستی بر ایران، همراهی مردم ایران با اوست. حال سؤال این است که اگر مردم ایران با دشمن همراهی کنند، باز جمهوری اسلامی توان لازم برای مقابله با دشمن را دارد. پس باز پیروزی در جنگ با ایران برای نتانیاهو آسان نیست. بر این اساس، دشمن در تلاش است با هدف قرار دادن انسجام ملی و تاب‌آوری ملی در ایران، ماشین دفاعی ایران را بلااستفاده بگذارد. تلاش اروپایی‌ها برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه و فشار بر ایران از این ناحیه، از این منظر قابل درک و تحلیل است؛ بدین ترتیب که اولاً، چگونگی مواجهه با این موضوع را به یک مسئله اختلافی در ایران تبدیل کنند و ثانیاً، با توجه به بار روانی ناشی از این موضوع، تاب‌آوری جامعه در برابر وضع موجود را دچار فرسایش کنند.

در این زمینه، مدل «پنج حلقه واردن (Warden)» می‌تواند روشنگر باشد. مطابق با این مدل، هر موجودیت راهبردی دارای پنج جز است که به صورت حلقه‌های متداخل در دل یکدیگر قرار می‌گیرند. این حلقه‌ها عبارتند از:

۱. حلقه رهبری که هدایت، رهبری و هویت‌بخشی به کل نظام را برعهده دارد. بدون این عنصر نمی‌توان نظام را یک موجودیت راهبردی شمرد. نظام اطلاعاتی نیز در این حلقه جای می‌گیرد. این حلقه، غیرقابل جایگزینی بوده و در صورت از دست رفتن آن، کل نظام دچار فروپاشی یا تغییر هویت می‌شود.

۲. حلقه ملزومات حیاتی که جریان ورودی‌های لازم برای فعالیت رهبر و کل نظام می‌باشد. این حلقه تا حد اندکی قابل جایگزینی است.

۳. حلقه زیرساخت‌ها که عبارت است از آنچه برای ایجاد جریان ملزومات اساسی و غیراساسی موردنیاز است. اجزای این حلقه تا حدی قابل جایگزینی و حتی تا حدی قابل صرف‌نظر کردن است.

۴. حلقه جامعه یا اجزای تشکیل‌دهنده نظام که مقدار بیشتری از حلقه قبلی قابل از دست رفتن است.

۵. حلقه سازوکار دفاعی که نظام را در مقابل تهاجمات بیرونی حفاظت می‌کند.

براساس این مدل، برای نابودسازی یک نظام، چندین راه وجود دارد: می‌توان تک‌تک حلقه‌ها را از بین برد و در نتیجه نظام را از بین برد یا اینکه با از بین بردن حلقه رهبری، ماهیت آن نظام را از بین برد و آن نظام را از کار انداخت. نکته مهم مطابق با این مدل آن است که تنها راه مقابله با یک نظام، تهاجم به ساز و کار دفاعی آن نظام نیست. ممکن است که حتی با در پیش گرفتن برخی تمهیدات، بتوان کاری کرد که‌ساز و کار دفاعی اصلاً به کار نیفتد. به بیان دقیق‌تر، در مدل پنج حلقه‌ای تحلیل، حالت ایده آل آن است که با تأثیرگذاری بر اجزای نظام، این شرایط طوری رقم بخورد که‌ساز و کار دفاعی نظام به کار نیفتد.

با توجه به آنچه گفته شد، تلاش دشمن برای هدف قرار دادن محیط اجتماعی ایران با ابزار مکانیسم ماشه، معطوف به محدودسازی و در نهایت، قفل کردن سازوکار دفاعی کشور است؛ بدین ترتیب که با قرار دادن جامعه در برابر نظام، وضعیت به‌گونه‌ای رقم بخورد که سازوکار دفاعی به اسارت مسلح تن بدهد و آنگاه یا باید در برابر دشمن تسلیم شد یا منتظر حملات آن به سایر ارکان نظام بود. بنابراین، در مواجهه با این وضعیت، باید با هوشیاری و ظرافت به‌گونه‌ای عمل شود که انسجام ملی و تاب‌آوری ملی لطمه‌ای نبیند.

برچسب ها: اروپا ، برجام ، امریکا ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار