کد خبر: 1191245
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۴۰۲ - ۰۳:۴۰
آقا و خانم دشتی 
 سیدعلی مدد‌زیدی
 
نان داغ و کباب داغ و نوشابه، احتمالاً آخرین چیزی بود که هر رزمنده‌ای در میان سیل آتش و دود می‌توانست به آن فکر کند. تخیلش هم اعجاب‌آور است که در حال مزمزه‌کردن شربت شهادت باشی و خودت را در دوقدمی وصال با حضرت ربوبی ببینی که ناگهان کسی لقمه و قوطی‌ای در کفت می‌گذارد و تو با فرض پنیر و سبزی بودن یک‌لقمه چپش می‌کنی و اعجاز جبهه را می‌بینی که نان و پنیرش طعم کباب داغ می‌دهد و قوطی‌هایش هم از آن سیاه گازدار دلبر پر شده. 
بله تخیلش هم فیوز آدم را می‌پراند که برای یک لشکر ۲ هزارنفری ۴ هزار سیخ کباب کنی و خودت را به درودیوار بکوبی که این رزق را در میان آتش، گرم به دست پاره‌های تن امت برسانی تا شاید داغی کباب، کمی در آن ورطه کمرشکن، استخوان سبک‌شان کند. 
حسن دشتی از آن دسته آدم‌هایی بود که چنین خیالاتی را به خاطره بدل می‌کرد؛ خاطراتی که حالا اینجا هستند تا در کنار هم آرام بگیرند و شاید دو سه پرده‌ای ناب، مثل همین رؤیای ابتدایی، از این دشتی یزدی به نمایش بگذارند. 
«جماران تا گلف» نتیجه قلم مریم طباطبایی اینجاست تا وظیفه همین آرام‌سازی خاطرات را به دوش بکشد، اما با یک نکته ریز که بعد از نقل‌قولی از مقدمه نویسنده، شرحش عرض خواهد شد.
«وقتی با برادر شهید، سرهنگ منصور دشتی، تماس گرفتم و همان اول شنیدم که همه حرف‌ها در مصاحبه‌های قبلی گفته شده و حرف تازه‌ای برای گفتن نمانده، خیلی تعجب نکردم و به او حق دادم. اما حضور همسر شهید، خانم ناهید فتاحی، در مصاحبه‌ها خیلی کمتر از دیگران بود... همین را گفتم و حاج منصور قبول کرد. شماره‌ای و تماسی و قرار مصاحبه‌ای چندساعته با خانم فتاحی، شد باز شدن دری جدید به روی دانسته‌هایم از حاج حسن.»
نتیجه باز شدن دری که نویسنده اشاره فرمود این می‌شود که «جماران تا گلف» بیشتر از اینکه روایتی از شهید دشتی باشد، روایت همسر شهید است. 
اثر دو خط روایی دارد. در خط اول، قلم با سبک اول‌شخص مفرد، از زبان همسر شهید جاری می‌شود و در خط دوم در قاموس سوم‌شخص مفرد، به صورت اختصاصی شهید را روایت می‌کند. 
دو روایت از بدو تولد هر دو نفر شروع می‌شوند، با ازدواج و آشنایی به نقطه اتصال می‌رسند و بعد از ازدواج هم یکدیگر را کامل می‌کنند. 
نویسنده تلاش کرده است دو سوی روایت را پایاپای پیش ببرد که خوشبختانه یا متأسفانه نشده آنچه باید. در روایت‌های همسر، قلم به خوبی با زبان شخصیت چفت شده و بسیار روان پیش می‌رود. 
روایت‌ها یکدست هستند و مخاطب را به راحتی با خود همراه می‌کنند، ولی در قسمت‌های اختصاصی شهید، سوم‌شخص بودن قلم آن‌گونه که باید جا نیفتاده و احتمالاً به علت همان نکات مقدمه، روایت خط دوم آن انسجام و یکدستی خط اول را ندارد. 
در کل با تمام این نکات، اثر توانسته با این شکل از روایت موازی، هم روایت کامل‌تری از زندگی شهید حسن دشتی ارائه کند و هم با محور کردن خود خانم ناهید فتاحی یا همان خانم دشتی، بخش‌هایی از تلخ و شیرین‌های همسر فرمانده سابق و شهید حال بودن را به تصویر بکشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار