روایتی از برگزاری دومین شب شعری که به مناسبت هفته وحدت در استان گلستان، سرزمین برادری برگزار شد. در این رویداد، شاعرانی از جهان اسلام در کنار شعرای ملی ما به زبانهای مختلف شعرخوانی کردند.
تاریکروشن آسمان، میزبانان در تکوتای بستن تلویزیون شهری و چک کردن چیدمان وسایل بودند؛ کمکم صندلیها پر شد و میهمانان خارج استان هم قدم بر چشممان گذاشتند و مراسم شروع شد.
محفل که گرم شد، روایت از نگاه دیگران ثبت و ضبط شد تا هر آنچه از دل برآید، بر دل نشیند و ماندگار شود، گاه کلمات خالصی ادا میشد که عمق کلمه تا نهایت جان رسوخ میکرد، زیرا کلمات از جان برمیآمد!
شاعری با لهجه شیرین افغانستانی با کلامی شروع کرد که لذت را برایم دوچندان کرد، چون سالهاست مطلع سخن من هم همین بیت است:
«بسمالله الرحمن الرحیم، هست کلید در گنج حکیم»؛ خیلی خوشحال و کمی هیجانی هستم!... اینگونه جلسات برای من خیلی تأثیرگذار بوده است. این محفلها انگیزه وحدت در وجود من به وجود آوردند. باعث شد تغییر را حس کنم. تغییر من باعث تغییر خانواده، بعد روستا و جامعهمان میشود. این یعنی شکلگیری بیشتر امت واحده و امت وحده که باعث آن همین محفلهاست.»
آقای طلعت میهمانی با تجربه و پیشکسوت از آذربایجانغربی، گرگان را شهری خاص دیده بود: «این اتفاقات در بافت سنتی گرگان خوب اجرا میشود. در برنامههای برخی استانها طیف خاصی از شرکتکنندگان حضور دارند، برایم مهم بود و بسیار دقت کردم و دیدم اینجا همه قشر مردم هستند، حتی جوانهایی که انتظار نداشتم، در محفل شما شرکت کردند. گرگان در این زمینه به نظر من از اولینها بوده و این به سبب خوشفکری مسئول حوزه هنری است... ما کشوری هستیم که قرنها ملت شدهایم، در حالیکه کشورهای همسایه هنوز ملت نشدهاند.»
ریاست حوزه هنری خراسانشمالی هم با برادران اهل تسنن آنجا حضور داشتند، جناب جهاندار فرهیخته از اصفهان و دوستان دیگر خوشذوقی از دانشگاه فرهنگیان و حفظ آثار و نشر ارزشهای گلستان که روایتشان در هوای تاریخ ثبت شد، همگی اذعان داشتند، وحدت است که وحدتآفرین است و باید برایش به بهانه این محافل تلاش کرد.
«سرزمین برادری حد و مرز جغرافیایی ندارد و به تمام قلبهایی تعلق میگیرد که برایش میتپند.» «به عنوان فارسیزبان به خودم افتخار میکنم، در چنین جایی میآیم... کنار هم بودنمان عین برادری و اخوت است»، «ما مشت واحدی هستیم و محفل شعر وحدت، سلاحی است مقابل تهاجم فرهنگی. تقریب مذاهب نباشد، دشمن از فاصلهها سوءاستفاده میکند»، «اگر فرهنگ برادری ما با این برنامهها زنده باشد، ما همه چیز داریم»، «گلستان میتواند پایگاه جریانساز محفل وحدت باشد»، «جا دارد این محفل در حد یک خبر نباشد، فیلمهای جداگانه شعرا از اشعار با کیفیت، ساخته و نشر و پخش شود»، «با پخش این محفل و تبلیغ آن امیدواریم، محفل بعدی جای خالی کرمانج و کرد را با شنیدن شعرشان شاهد باشیم»، «با این اتفاق انتظار داریم دفعه بعد پخش زنده تلویزیون را به همراه داشته باشد و همه شعرای فرهیخته هر قوم و اقلیم برای وحدت شعر بسرایند.»
اهالی گروه سرود هم از آقای محمدنژاد مسئول گروه و تکخوان گرفته تا گروهشان، احساس قدرت و صلابت وحدت را از نگاه و نظر جماعت دریافت کردند. «شعر قوم منشور، از جناب جمشید کردی بود که مفهوم غالب کار بود، اما هر کدام از لهجهها شاعر خودش را داشت که مفهوم را گرفت و شعر را به لهجه جدید سرود؛ آقای سقر بخش ترکمنی، آقای جهانی سیستانی و بلوچی و جناب کردی مازنی و فارسی.»
و نام «محمد (ص)» که به بوم نقاشی سعادتی دوچندان داد و رو نمایاند.
بیشک هیچ رخدادی، بیاراده، تلاش، پشتکار و خوشفکری اهالی هنر رقم نمیخورد.
انتهای برنامه، شب تاریکتاریک بود، اما ماه وحدت، قرص و درخشان در آسمان محفل میتابید و دعای فرج را با قدرت به آسمان رسانید.