سی و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان در حالی کارش را آغاز کرد که تولید فیلم برای این قشر اثرگذار و آیندهساز کشورمان با رکود و کمکاری زیادی مواجه است. این در حالی است که عموماً آثار سینمایی که «برای کودک» و نه «درباره کودک» ساخته شدند، گیشه موفقی را تجربه کردند. «جوان» در گفتگو با امرالله احمدجو، فیلمنامهنویس و کارگردان پیشکسوت سینما و تلویزیون که در این دوره از جشنواره کودک داور فیلمهای بلند داستانی بخش ملی هم است، به بررسی مشکلات تولید اثر، موانع و علل کم شدن تولیدات سینمای کودک در دو دهه اخیر پرداخته است.
در این دوره از جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان، شما داور فیلمهای بلند داستانی بخش ملی هستید و حتماً آثار زیادی را دیدهاید. ارزیابی شما از فضای کلی سینمای کودک و اوضاع و احوال آن چیست؟
متأسفانه برخلاف چند دهه پیش در زمینه سینمای کودک ضعیف عمل میکنیم تا جایی که حتی میتوان گفت که دستمان خالی است! سینمای کودک نه تنها از منظر تجاری و اقتصادی سینمای بهصرفهای است، بلکه یکی از ضروریترین انواع سینماهاست، چون با پرورش ذهن و روح کودک آغاز میشود و اگر ما طالب پیشرفت هستیم سینما مطمئناً مؤثر است، اما متأسفانه تولیدات این حوزه از سینما گاهی اوقات در حد صفر است و هیچ فیلمی برای کودک ساخته نمیشود. ممکن است فیلمهای زیادی داشته باشیم که درباره کودک باشند، اما برای بزرگسالان است. ولی با این همه جای تعجب دارد که چرا در سینمای کودک - ضمن تأکید بر ضروری بودنش و همچنین سودآور و بهصرفه بودن آن در عرصه تجاری- سرمایهگذاری قابل توجهی صورت نمیگیرد. شما ممکن است وقتی در خیابان هستید برای دیدن یک فیلم به سینما بروید، اما در سینمای کودک، او کل خانواده را با خودش همراه میکند تا بروند و فیلم را ببینند. ضمن اینکه اگر کودک از آن فیلم خوشش بیاید قطعاً برای دیدن دوباره و چندباره همه خانواده را همراه خودش به سینما میکشاند، از این جهات سینمای کودک، سینمایی مؤثر و لازم است.
در دهه ۶۰ و ۷۰ تولید آثار سینمایی برای کودکان در حد قابل قبولی بود، به همین دلیل در فصول مختلف اکران آثار میتوانستیم یک یا دو فیلم سینمایی برای کودک پیدا کنیم، اما طی سالهای اخیر با اینکه میدانیم این سینما سودآوری و فروش قابل توجهی در گیشه دارد شاهد تغییر این فضا نیستیم. شما دلیل مسئله را چه میدانید؟
ما اگر دستمان بهطور کامل خالی بود و هیچ تجربهای هم نداشتیم، یک توجیهی میتوانستیم بیاوریم، اما قبلتر این کار را تجربه کردهایم و فیلمسازانی داشتهایم که فیلمهای خوبی برای کودکان میساختند. ما در حوزه سینمای کودک اصلاً بیتجربه نیستیم، اما اینکه چه عواملی باعث شدند یک خاموشی در این حوزه اتفاق بیفتد، دوستانی که متمرکز بر این مسائل هستند باید توضیح بدهند. آنها خیلی بهتر از من میتوانند اشکالات و موانع را شناسایی و معرفی و آسیبشناسی کنند تا این قضیه رفع و رجوع بشود. امیدوارم شاهد این باشیم که حداقل سالی ۱۰ یا ۱۲ فیلم خوب، مؤثر و فکر شده برای کودک و نوجوان داشته باشیم. البته در مورد کاهش فیلمهای سینمای کودک حتماً موانع متعددی وجود دارد و دوستان تحلیلگر بهتر از من میتوانند آنها را توضیح دهند.
ممکن است گفته شود احتمال دارد سرمایهگذار به هر دلیلی مایل به حضور در عرصه سینمای کودک نباشد، اما برخی میگویند بخشهایی مثل بنیاد سینمایی فارابی که بازوی عملیاتی سازمان سینمایی در حوزه فیلمسازی است، چرا نقش پررنگ و اثرگذاری برای تقویت سینمای کودک ندارد، در حالی که باید جشنواره فیلم کودک را هم با همین تولیدات برگزار کنند؟
واقعاً تعجبآور است؛ با توجه به اینکه همه ساله جشنواره کودک توسط وزارت ارشاد برگزار میشود، مسئولان فارابی نمیتوانند مایل به تولید اثر نباشند و به همین دلیل هم شده حتماً مایل هستند که این اتفاق بیفتد و من شکی ندارم که این تمایل وجود دارد. آن بخشی هم که عنوان تهیهکنندگی دارند و سینما را به خوبی میشناسند، بعید میدانم که آنها هم تمایلی نداشته باشند. تعجب من از دوستانی است که استعداد فیلمنامه نوشتن در حوزه سینمای کودک دارند و در ساختن فیلمهای کودک و ارائه طرحهای خوب توانا هستند. من فکر میکنم اگر طرحی یا فیلمنامهای وجود داشته باشد یا نوشته شود از سوی مسئولان ارشاد مخالفتی با آنها نمیشود، آنهم حداقل بهخاطر اینکه میخواهند جشنواره فیلم کودک را هر ساله برگزار کنند. به همین علت من واقعاً خیلی دقیق نمیتوانم بگویم که این کمکاری در چه حوزهای اتفاق میافتد.
با توجه به اینکه نسل کودک و نوجوان آیندهساز و صاحب فردای هر کشوری است، خالی کردن ابزار و عرصه مهمی مثل سینما از محتوای مناسبی که میتواند نقش انگیزشی و القای خودباوری به نسل آیندهساز کشور باشد، قطعاً عاقلانه نیست. کمااینکه امروزه شاهد نمونههای زیادی از الگوسازیهای معکوس در عرصه انیمیشن و سینما برای این قشر هستیم. این کاهلی و کمکاری را که طی چند سال اخیر در سینمای کودک شاهدش بودیم چقدر در شکلگیری چنین اتفاق ناخوشایند و مخربی مؤثر میدانید؟
این نکتهای که در مورد خالی و تهی کردن سینما از مؤلفههای الگوسازی و قهرمانسازی اشاره کردید بعید میدانم با یک نقشه و طراحی مدیریت شده صورت گرفته باشد، اما آنچه به نظر میرسد نشان میدهد که این مسئله با نوعی نگاه انتفاعمحور صورت گرفته و میگیرد. یک نکته مهم دیگری که اشاره کردید در مورد تولید آثاری با الگوها و المانهای بیگانه است. به نظرم این بیشتر بر اثر نوعی تقلید خام شکل گرفته، آن هم به دو دلیل کاملاً مشخص؛ یعنی نشناختن سینما و بلافاصله بعد از دلیل اول، مسئله نشناختن کودک و فیلم مناسب برای کودک انجام میگیرد. زیرمجموعه این دو دلیل بیتوجهی فرهنگی، کماستعدادی و مسائل منفی از این دست است که فیلمساز را به ورطه مخرب تقلید میکشانند و البته آسانطلبی و سهلانگاری. از جهاتی برای کسی که میخواهد برای کودک فیلم بسازد، قبل از هر چیز باید شناختی در مورد ابزارش داشته باشد، بیان سینمایی را بداند و بر مشخصههای تجربه شده و حتمی فیلم کودک نیز مسلط باشد. بعد هم اگر نمیخواهد در این زمینه و همچنین فهم زبان و دنیای کودک مطالعه کند، لااقل در حداقلترین سطح ممکن و کف آن کودکی خودش را یادش باشد و از آن استفاده کند، چون برای ساختن فیلم کودک همه اینها لازم و ضروری هستند. شاید آسانترین کار این است که یک نگاه سرسری خیلی سطحی به دست بیگانگان داشته باشیم و تقلید خام کنیم!
برای روشنتر شدن موضوع مثالی در ذهن دارید؟
شما یک کارگردان ژاپنی را در نظر بگیرید؛ فرضاً اگر از یک متن اروپایی و غربی خوشش آمده باشد، آیا در تولید فیلمش میآید رنگ موهای بازیگرانش را زرد یا چشمان آنها را آبی و سبز کند؟! قطعاً خیر. او آن داستان را به دل فرهنگ ژاپنی میبرد و یک اثر کاملاً ژاپنی ارائه میکند تا کودک آن فرهنگ و هموطنش با آن اثر به راحتی ارتباط برقرار کند، حتی جلوتر از این مسئله وظایف فرهنگی است که ما باید یک نگاهی به فرهنگ خودمان داشته باشیم. کمااینکه جوامع آگاه دیگر چنین نگاهی را به فرهنگ بومی و ملی خودشان دارند.
آن هم فرهنگ غنی و تمدن دیرپای ایرانی که مملو از قهرمانهای اساطیری و متون ادبی کهن است.
بله، ضمن اینکه فرهنگ ما هیچ نیازی به اغراق و غلو و اینگونه مسائل ندارد. بدون شک فرهنگ ما از جهات بسیار زیاد فرهنگی ویژه و فوقالعاده قوی و غنی است، از هر جهت غنی. شما مسئله اخلاق را در نظر بگیرید؛ ببینید اغلب متون کهن و ادبی ما چقدر اخلاقمحور هستند. نگاه کنیم به آفرینش هنری که چقدر زیبا این متون ما، نقاشی ما و حتی معماری ما آفرینش هنری شدهاند و به عنوان یک سرمایه و تجربه پیش چشممان است. شما اگر به شهرهایی مثل اصفهان، شیراز، کرمان و خیلی دیگر از شهرهای کشورمان بروید، میبینید که چه دنیای رنگارنگ و متنوع و زیبایی از معماری جلوی چشمتان است؛ مثل کتیبهسازی، خطاطی و انواع و اقسام هنرهای تجسمی. ادبیات ما در جهان به لطف این همه تولیدات فاخری که در گذشته داشتهایم بدون شک درجه یک است و در رتبه نخست قرار دارد، حتی امروزه هم در حوزه ادبیات دستمان خیلی خالی نیست و کسانی که به فرهنگ و تمدن گذشته خودمان متکی هستند، کارهای ارزشمندی را خلق میکنند. اما برخی افراد نگاهشان بیشتر به ترجمههاست و فراموش کردهاند که ما در چنین عرصههایی نیازی به دست دراز کردن به سوی بیگانگان نداریم که البته این به نگاه فرد برمیگردد و اینکه چقدر خودش را [تهذیب و]آماده کرده باشد. این خودسازی در عرصه سینما باید بسیار بیشتر و جامعتر باشد به این دلیل که متأسفانه جامعه ما خیلی میانهای با مطالعه ندارد، در حالی که امری ضروری و بسیار واجب است.
البته به اصطلاح ما مردم فیلمبینی داریم!
بله، دقیقاً؛ رویکرد جامعه ما بیشتر به تماشای فیلم است و ما میتوانیم بخش اعظمی از این مخاطبان و مردم را به سمت آثار خودی، بومی و فرهنگی خودمان برگردانیم. البته دشمنانمان در این عرصه بیکار ننشستهاند و رسانههای مخرب که همه آنها به جهاتی اهل تبلیغ و القائات منفی (از هر نظر) و ایجاد حس بدبینی و عصبانیت در بین مردم کشورمان هستند. آنها این اقدامات را با یک برنامهریزی دقیق انجام میدهند، به همین علت امروزه وظیفه بسیار سنگینی بر دوش سینماگران ماست که در همه بخشها و نه فقط برای کودک فیلمها و آثار خوب تولید کنند و بسازند. البته به نظر من، اولویت اول و اصلی همین سینمای کودک است که باید به شکل خیلی دقیقتر و جدیتری به آن بپردازند.