اعزام کـاروان ورزش کشور به بازیهای آسیایی همزمان بود با تشدید جدال مدیران و باشگاههای فوتبال بر سر کمبود امکانات و نداشتن زیرساختهای استاندارد برای میزبانی در لیگ قهرمانان آسیا، درحالیکه میزبانی کشور چین واقعیتهای زیادی را به رخمان کشید، از نداشتن امکانات و زیرساختهای بهروز و مدرن تا سوءمدیریت و ضعف در برنامهریزیهای کلان ورزشی. سقوط یک پلهای جایگاه ایران در بین کشورهای آسیایی در شرایطی رقم خورد که کیفیگرایی ملاک اعزام نفرات به هانگژو بود. نوزدهمین دوره المپیک آسیایی یکبار دیگر به ما ثابت کرد با شعار و وعده نمیتوان رنگ و تعداد مدالها را ارتقا داد، بلکه برنامهریزی هدفمند، مدیریت و تفکر حرفهای است که روی عملکرد تیمها تأثیر مستقیم میگذارد.
دیدن امکانات میزبان برای برگزاری بازیهای آسیایی توأمان هم خوشحالکننده بود و هم ناراحتکننده. خوشحال از این بابت که حضور در این بازیها و لمس جو مسابقات المپیک آسیایی از نزدیک جذابیت خاص خودش را دارد، اما بخش ناراحتکننده آن به مقایسه سطح امکانات چین با داشتههای سختافزاری ورزش کشورمان برمیگردد. هانگژو یکی از شهرهای بزرگ چین محسوب میشود و در شرایطی نوزدهمین دوره بازیها را میزبانی کرد که برگزاری مسابقات به دلیل شیوع کرونا یک سال به تعویق افتاده بود. در این دوره میزبان اماکن ورزشی زیادی را به برگزاری رقابتهای مختلف ورزشی اختصاص داده بود و دیدارهای برخی از رشتهها از جمله بسکتبال در دو سالن مختلف برگزار میشد. جالب اینجاست که سالنهای در نظر گرفته شده برای بازیهای آسیایی تنها بخش کوچکی از امکانات ورزشی شهر هانگژو بود.
بدون شک تماشای مسابقات در سالنهای پیشرفته و استاندارد این شهر لذت دیگری داشت، بهویژه برای کسانی که تجربه دیدن بازیهای ملی در استادیومهای داخلی را دارند. مقایسه امکانات اجتنابناپذیر است، به عنوان مثال فدراسیون بسکتبال از دوران مدیریت محمود مشحون وعده ساخت یک سالن جدید در تهران را داده و هنوز هم این وعده محقق نشده است. دیدارهای ابتدایی تیمملی بسکتبال در سالن «مرکز ورزشهای المپیک هانگژو» برگزار شد، سالنی با امکانات درجه یک و استاندارد و البته دارای جایگاهی مجهز و بزرگ برای خبرنگاران. به رغم هوای شرجی هانگژو، در این سالن خبری از خرابی سیستم تهویه نبود، روشنایی برای هر نوع تصویربرداری و عکاسی ایدهال بود و بهترین امکانات و برنامهریزی برای حضور تماشاگران در سالن در نظر گرفته شده بود.
هندبالیها هم همین شرایط را داشتند. چطور میتوان در «مرکز ورزشهای دانشگاه ژجیانگ» هانگژو بازی کرد یا تماشاگر مسابقه تیمملی بود، اما اختلاف فاحش امکانات آن را با سالن فدراسیون هندبال در خیابان سئول مقایسه نکرد. نکته اینجاست که این سطح از امکانات متعلق به یک دانشگاه است و بدون شک شهر میزبان بازیهای آسیایی سالنهای هندبال دیگری هم دارد. درحالیکه کل ورزش ایران اندرخم فرسودگی ورزشگاه آزادی و چمن زمین فوتبالش مانده است!
ورزش حرفهای صنعتی است که با وعده و وعید، شعار و بزرگنمایی در رسانهها به جایی نمیرسد. چین میزبان برای آنکه همچنان قهرمان بماند و رکورد کسب بیش از ۲۰۰ مدال طلا را بشکند، برنامهریزی ویژهای داشت. اگر آنها نیز میخواستند با حمایتهای بیدلیل از یک رشته خاص و به رغم اطلاع از ناکامی آن پیش بروند قطعاً به این هدف خود نمیرسیدند. اصولاً چینیها برای آنکه قدرت بلامنازعشان در آسیا به خطر نیفتد با کسی شوخی ندارند و هر یوآنشان را با برنامه خرج میکنند. ارتقای تعداد مدالهای دیگر کشورهای رقیب و جایگاه آنها یک تلنگر دیگر برایمان بود. ازبکستان در حالی پنجمی دوره گذشتهاش را تکرار کرد که تعداد طلاهای این کشور نسبت به بازیهای جاکارتا (۲۰۱۸) دو مدال بیشتر شده بود. اوجگیری هند بیشتر از همه ما را شگفتزده کرد. هندیها در بازیهای ۲۰۱۸ با ۱۶ طلا هشتم شدند، اما در هانگژو با ۲۸ طلا چهارم. چینتایپه با دو طلای بیشتر و یک پله صعود، امسال ششم شد.
تنزل رتبه، کاهش تعداد مدالها و پایین آمدن مرغوبیت رنگ مدالها هم سهم کاروان ایران از بازیهای هانگژو بود. تنها ۱۳ مدال از جمع ۵۴ مدال کسب شده توسط ورزشکاران ما طلا بود و این مسئله به تنزل یک پلهای ورزش ایران و ایستادن بر سکوی هفتمی منجر شد. حال آنکه اعزام کیفی با هدف کسب حداکثر مدال انجام شد، ولی نتیجه آن چیزی نبود که انتظارش را داشتیم. اعمال تفکر کیفیگرایی نه تنها به نتیجه مطلوب برای ورزش کشور منجر نشد، بلکه جلوی اعزام برخی تیمها و ورزشکاران شایسته به بازیهای آسیایی را گرفت. تیم هندبال بانوان، تنها یک نمونه از مواردی است که اسیر کیفیگرایی شد. تیمی که عملکرد خوبی در مسابقات جهانی داشت، اما مسئولان تصمیمگیرنده تنها یک سهمیه به فدراسیون هندبال دادند و انتخاب فدراسیون نیز اعزام تیم مردان بود، تیمی که در نهایت به مدال نرسید. با این وجود همین مسئولان برای اعزام تیم فوتبال استثنا قائل شدند، تیمی که مدتها بلاتکلیف و کاروان را نیز بلاتکلیف نگه داشته بود. منتها برخلاف تفکر حرفهای کشورهای موفق در عرصه ورزش، فوتبال برای مسئولان تصمیمگیرنده ما تافته جدا بافته است، اما این تفکر هم باعث نشد تیم امید با هدایت عنایتی در هانگژو توفیقی داشته باشد.
پرونده نوزدهمین دوره بازیهای آسیایی بسته شده، اما وقت آن رسیده همانند رقبای آسیایی خود عملکرد کاروان موشکافانه بررسی و از هماکنون برای بازیهای ۲۰۲۶ ناگویا برنامهریزی شود. علاوه بر مسائل فنی و تخصصی رشتهها، باید فکری اساسی به حال کمبود امکانات و سطح اختلاف سختافزاری خود با دیگر کشورهای آسیایی کنیم. اینکه بعد از هر تورنمنت و رویداد بزرگ آسیایی و جهانی حسرت بخوریم سودی به حالمان نخواهد داشت.