کد خبر: 1190734
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
«گیج‌گاه» یک ملودرام شیرین در شرایطی که فیلم‌های کمدی نازل به شدت بازارگرمی می‌کنند و با بهره‌گیری از عناصر غیرهنری می‌خواهند به‌طور تصنعی ایجاد خنده کنند، یک کارگردان می‌تواند با استفاده از کارکرد‌های ژانری اثری بسازد که توانایی ایجاد لحظات شیرین را داشته باشد.

زمانی که فیلمنامه درست نگارش شده باشد و هدف مشخصی در عمق قصه باشد، یک موفقیت نسبی شکل می‌گیرد و این می‌تواند شنا کردن برخلاف جهت آب باشد، گیج‌گاه با این مشخصه شکل گرفته است. اگرچه این فیلم با لحظات شیرین پیوند خورده، اما این شیرین بودن جهان اثر را به ابتذال نکشانده است، چراکه احساس می‌شود کارگردان با فاصله گرفتن از کمدی‌های مرسوم پرفروش فیلم را ساخته است. گیج‌گاه اولین ساخته عادل تبریزی یک ادای دین به سینماست و از گیج‌گاه نباید توقع فیلم‌های کلاسیک یا تجربه‌گرا را داشت، چراکه به خاطر خود سینما ساخته شده و حس و حال خوبی در سراسر اثر حس می‌شود که این حس و حال به دلیل لحن منسجم آن در روایت است.
در معرفی فیلم به‌طور واضح این عبارت نوشته شده که «گیج‌گاه فیلمی نوستالژیک نیست، حالی است که دیگر نیست» و این مهم‌ترین حرف فیلم است، چون مخاطب فکر می‌کند قرار است با فیلمی مثل نهنگ عنبر مواجه شود، اما گیج‌گاه در مسیر خودش با همان علاقه فیلمسازش به سینما رو به جلو می‌رود. شخصیت‌های فیلم قرار نیست به‌طور مرسوم معرفی شوند و قرار نیست ما با فیلم برخورد عجیب و غریبی داشته باشیم، بلکه قرار است یک ادای دین به سینما را در ۱۰۰ دقیقه ببینیم. بنابراین چیدمان موقعیت‌ها لحظه‌هایی از سینمای دهه ۶۰ و ۷۰ است. یک‌جور خالص بودن در گیج‌گاه وجود دارد، مثل یک معصومیت از دست رفته که این فیلم حواسش به همه چیز است و یادآور کسانی که در سینما ستاره بوده‌اند. شخصیت‌های فیلم تبریزی با فیلم و سینما گره خورده‌اند و آدم‌هایی ساده هستند که انگار از همان فیلم‌های دهه ۶۰ بیرون آمده‌اند. گیج‌گاه ارجاعات نوستالژیکی دارد که این ارجاعات با تمرکز و البته با عشقی خاص به سینما کنار هم چیده شده‌اند. شاید با بعضی از سکانس‌های فیلم مثل شلوغی سکانس عروسی یا نیمه دوم فیلم اندکی مشکل داشته باشیم، اما نکته مهم در فرایند کلی فیلم این است که تبریزی در مسیری هموار راه خودش را رفته و به چپ و راستش کاری نداشته است. در واقع فیلمساز تعادل و نمک فیلم را حفظ کرده و می‌دانسته باید از راه سینما مخاطبش را بخنداند. پس مانند شبه‌کمدی‌های دیگر اسیر هجویات نشده و اندازه قاب‌هایش به شدت منظم و مشخص است. فیلمساز جوان ما اسیر تجمل‌گرایی در فرم نشده و دوربینش روی دست نیست و لرزشی ندارد که همه این‌ها می‌تواند نکته مثبت فیلم تبریزی باشد. او قصد داشته مخاطبش را به گذشته نه‌چندان دور ببرد، همان حالی که همه دوستش دارند، اما در برهه کنونی با پیدایش اینترنت و ماهواره و شبکه مجازی منسوخ شده است، به همین دلیل زمانی که گیج‌گاه را تماشا می‌کنیم باید بپذیریم که با اثری سرخوش و سرگرم‌کننده مواجهیم که خاستگاه فیلمسازش بوده و باید خود را به دست او بسپاریم که با قصه‌اش همذات شویم. مخاطب می‌تواند با فیلم همراه شود و از تعدد موقعیت‌های فیلم لذت ببرد. باران کوثری و حامد بهداد به فیلم یاری رسانده‌اند. بازی استاندارد و منطبق آن‌ها با متن باعث شده گیج‌گاه به مراتب فیلمی دیدنی‌تر شود. استفاده از جمشید هاشم‌پور و ستاره‌های دهه ۶۰ و ۷۰ اگرچه می‌توانست نقش بیشتری داشته باشد، اما حضور آن‌ها به تم اثر کمک ویژه‌ای کرده است. به هر شکل گیج‌گاه اثر‌تر و تازه‌ای در ژانر ملودرام است. البته یک ملودرام شیرین؛ مدت‌ها بود که چنین اثر سینمایی با چنین موضوعی ساخته نشده بود. بهره‌گیری تبریزی از تاریخ سینمای ایران موضوع مهم، اما فراموش شده‌ای بود که با گیج‌گاه به ثمر نشست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار