کد خبر: 1179928
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۲:۰۰
زینب محمودی‌عالمی

شهید مصطفی صدر‌زاده یک بسیجی به تمام معنا بود. از نوجوانی در پایگاه‌های بسیج فعالیت و خودش نیز جوانان بسیاری را جذب این نهاد انقلابی کرده بود. آقا مصطفی در بسیج محله کهنز شهریار، بسیار فعال بود. در گفتگو با حسن اکبری از دوستان و خدایار بهرامی، فرمانده پایگاه بسیج الغدیر کهنز شهریار به فعالیت‌های شهید صدر‌زاده در بسیج پرداختیم.

حسن اکبری از دوستان شهید
از چه سالی مصطفی صدرزاده را می‌شناسید؟
از سال ۱۳۸۰ که من ۱۰ ساله و مصطفی ۱۵ ساله بود از کوچه‌پس‌کوچه‌های شهریار دستم را گرفت و جذب پایگاه بسیج محله کهنز شدم. مصطفی کنار پایگاه بسیج پایگاه واحدی راه انداخت به اسم پایگاه نوجوانان که داخل کانکس بود و آن کانکس بعداً در حادثه آتش‌سوزی سوخت. مصطفی اهل ادابازی نبود. اخلاص داشت. بدون هیچ هیاهویی می‌خواست بنده خوب خدا باشد. همیشه می‌گفت ما موظفیم به انجام تکلیف و نتیجه به ما ربطی ندارد، یعنی هر نقطه‌ای از کشور و دنیای اسلام فتنه‌ای باشد، ما دفاع می‌کنیم. برای دفع فتنه ۸۸ مجروح شد و برای دفاع از اسلام در فتنه تکفیری‌ها در سوریه شهید. در جذب نوجوانان به بسیج و پیگیری مسائل شغلی و مالی‌شان بر مبنای تکلیف عمل می‌کرد و در این مسیر به نحو احسن کارش را انجام می‌داد.

چه حسی نسبت به از دست دادن چنین رفیقی دارید؟
بعد از شهادت مصطفی یتیم شدیم. مصطفی داش‌مشتی و بامعرفت و به قول حاج قاسم تو دل برو بود. حاج قاسم که از اولیاءالله بود، باطن مصطفی را خوب دیده بود که عاشقش شد. کل زندگی‌مان با مصطفی خاطره است. مصطفی بامعرفت بود. سال ۹۳ با ماشین محل کار کنار اتوبان آزادگان بنزین تمام کردم. به چند رفیق نزدیک زنگ زدم، بهانه آوردند گفتند دبه بگیر دستت کنار خیابان بایست! می‌دانستم مصطفی کمک‌حالم است. می‌خواستم تماس بگیرم گفتم شاید منطقه باشد. وقتی زنگ زدم مصطفی گفت کجایی فقط آدرس بده! نیم‌ساعت دیگر پیشت هستم. آمد و ۲۰ لیتری و قیف دستش بود. گفت ببخشید تأخیر داشتم بچه‌هایم پیشم بودند آن‌ها را رساندم. رفتم وانت گرفتم ۲۰ لیتری خریدم بنزین گرفتم و آمدم. هر جا از این به بعد گیر کردی اولین نفر به خودم زنگ بزن. خیلی جا‌ها عین برادر بزرگ‌تر حواسش به ما بود. مصطفی که رفت یتیم شدیم.

خدایار بهرامی، فرمانده پایگاه بسیج الغدیر کهنز شهریار و از دوستان صدرزاده
شهید صدرزاده چه خصوصیاتی داشتند که حاج قاسم گفتند من واقعاً عاشقش بودم و رهبرمعظم انقلاب هم برای دو کتاب در خصوص این شهید تقریظ نوشتند؟
مصطفی خالص بود. آدم خالص مانند آب زلال تا اعماق جانش دیده می‌شود. مصطفی یک شخص نیست، یک روش، شیوه و الگو برای جوانان است. بعد از فرمایش حضرت آقا جوانان زیادی به مسجد ما آمدند. مسجد امیرالمؤمنین کهنز سه شهید مدافع حرم به نام‌های شهید مصطفی صدرزاده، شهید سجاد عفتی و شهید محمد آژند دارد. سه جانباز و حدود ۱۰ مجروح و تعدادی رزمنده دفاع از حرم دارد. برای دفاع از حرم جانباز رضا سلمانی پایش قطع و جانباز امیرحسین حاجی‌نصیری قطع نخاع شد.
من فرمانده پایگاه الغدیر کهنز شهریار بودم. مصطفی در آن پایگاه بسیج رشد کرد. الان وقتی جوانان به مسجد می‌آیند می‌گویم نام و یاد مصطفی را با خودتان داشته باشید. مصطفی شیوه زندگی است. از او برای کار فرهنگی و تبلیغ اسلام استفاده کنید. مصطفی یک راه مقدس است که از کودکی نبضش برای اسلام می‌تپید و آنقدر اخلاص داشت که به زبان رهبر بزرگ جهان نامش آورده می‌شود. مصطفی به عنوان یک الگو منشأ امیدواری است. انسان‌ها به مال، فرزند و دنیا علاقه و دلبستگی دارند. مصطفی قبل از شهادت مالش را کنار گذاشت. به بچه‌هایش علاقه داشت، اما دل کند و همه را به امان خدا سپرد تا به شهادت برسد.

چه خاطراتی از شهید دارید؟
استخری در محله ما بود. آقا مصطفی، بچه‌های کار را از کوره‌پزی می‌آورد تا استخر بروند. بچه‌هایی که رنگ بعضی از امکانات را ندیده بودند، استخر سرپوشیده و سونا نمی‌دانستند چیست. این‌ها را با مینی‌بوس می‌آورد و مربی آموزش شنا برای‌شان می‌گذاشت و ناهار به آن‌ها می‌داد. شهدا مظهر خدا هستند. چرا مصطفی بعد از شهادتش هم حاجت مردم را برآورده می‌کند، می‌خواهد ما را به راه شهدا دعوت کند، تا از راه راست زندگی دور نمانیم. مال و فرزند و جان عزیز است. مصطفی پنج بار مجروح شد وقتی آخرین بار او را به بیمارستان بردند دکتر گفت نصف بدنش مجروح است، چطور راه می‌رود. مصطفی قبل از شهادتش شهید شده بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار