کد خبر: 1177946
تاریخ انتشار: ۲۲ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۵:۰۰
برای مرحوم رضا خدری خبرنگار دفاع مقدس
راوی جنگ، روزت مبارک! رضا خدری یکی از خبرنگاران قدیمی جبهه و جنگ بود که با وجود گذشت سال‌های زیادی از پایان جنگ، همچنان نسبت به دفاع مقدس و شهدا عرق خاصی داشت

رضا خدری یکی از خبرنگاران قدیمی جبهه و جنگ بود که با وجود گذشت سال‌های زیادی از پایان جنگ، همچنان نسبت به دفاع مقدس و شهدا عرق خاصی داشت. خدری پیش از شروع رسمی جنگ، شاهد تجاوز دشمن بعثی به مرز‌های ایران بود و خطر شروع جنگی سراسری را گوشزد می‌کرد. او آن زمان با روزنامه کیهان در ارتباط بود و وقتی شنید ارتش بعث در ۲۰ شهریور ۱۳۵۹ حمله محدودی به شلمچه کرده است، سریع خودش را به مرز رساند و از آنجا دیگر درگیر جنگ شد. رضا خدری چندی پیش درگذشت و ۱۷ مرداد امسال که روز خبرنگار را پشت سر گذاشتیم، او دیگر بین ما نبود تا این روز را به یکی از قدیمی‌ترین خبرنگاران این سرزمین تبریک بگوییم.

گزارشی تلخ از سقوط خرمشهر
مرحوم رضا خدری به دلیل آنکه زاده آبادان بود، ماه‌ها قبل از شروع دفاع مقدس در دو شهر مرزی آبان و خرمشهر حضور داشت و تا پایان سال ۱۳۵۹ در جبهه‌ها ماند. خودش می‌گفت صرفاً به خاطر خستگی مفرط و فشار روحی زیادی که احساس می‌کرد مدتی به تهران برگشت و دیده‌هایش را در روزنامه کیهان به انتشار رساند. نکته جالب درباره او این است که همزمان دو کار مهم انجام می‌داد. هم از مناطق جنگی عکاسی می‌کرد و هم به کار خبرنگاری مشغول بود. وقتی خرمشهر در آبان ۱۳۵۹ به اشغال دشمن بعثی درآمد، رضا خدری در گزارشی در روزنامه کیهان با تأثر و غمگین‌ترین حالت ممکن درباره این اتفاق تلخ چنین نوشت: «غروب پنج آبان ۵۹. غم سنگینی بر دل‌ها حکمفرما گشت. همه گریه می‌کردند. دیروز آنجا بودیم و امروز دیگر از درونش خبر نداریم. افق خرمشهر در کنار شط عزا گرفته بود. وای بر ما! خرمشهر از دستمان رفت. خانه من، خانه تو، خانه او، خانه ما، همه به دست دشمن است. عراق بر ویرانی دل ما و بر ویرانی خانه‌هایمان جشن پیروزی گرفته بود.»
دوستی با شهید رهبر
رضا خدری همچنین دوستی نزدیکی با خبرنگار شهید غلامرضا رهبر داشت و به خوبی همدیگر را می‌شناختند. زمان جنگ، خدری خبرنگار کیهان و شهید رهبر خبرنگار اطلاعات بود. خاطرات زیادی از شهید رهبر در ذهن خدری نقش بسته بود که گاهی آن‌ها را با ما در میان می‌گذاشت: «شهید رهبر اصلاً خبر را روی کاغذ پیاده نمی‌کرد. فی‌البداهه آن را در ذهنش تنظیم و مستقیم و زنده مقابل دوربین قرائت می‌کرد. چهره و صدای گیرایش نیز به دل مخاطب می‌نشست و این امر در کنار شجاعت و حضور فیزیکی او در رویداد‌ها باعث می‌شد تا تولید خبر یا گزارش موفقی داشته باشد.»
خدری در چندین مقطع دیگر مثل عملیات بزرگ و مهم کربلای ۵ نیز در جبهه‌ها حضور پیدا کرد و مرور خاطراتش از این عملیات و شهید رهبر خواندنی است: «در عملیات کربلای ۵، چون امکان فیلمبرداری از منطقه شلمچه نبود، من که خبرنگار کیهان بودم به همراه آقای حسن هانی‌زاده از خبرگزاری ایرنا همراه شهید رهبر شدیم و به دشت عباس رفتیم. یک روز دیدیم که او ناپدید شده است. برخی از افراد که غلامرضا را نمی‌شناختند گفتند رهبر جا زده و کار را رها کرده است. به زعم‌شان او از شرایط عملیاتی ترسیده و فرار کرده بود. اما من که رهبر را از قبل می‌شناختم ناراحت شدم و حتی فریاد زدم که اشتباه می‌کنید. گذشت و کمی بعد خبر رسید غلامرضا به همراه نیرو‌های شناسایی به خط مقدم رفته و همانجا شهید شده است. او نه تنها فرار نکرده بود، بلکه برای تهیه گزارش بهترجلوتر هم رفته بود.»
گمنامی و مظلومیت خبرنگار قدیمی
در نبود رفقایی مثل شهید رهبر و عبدالرسول مصطفایی، رضا خدری ماند تا از آن روز‌های پرحادثه و دوستان شهیدش بگوید. این روزنامه‌نگار پیشکسوت پس از جنگ نیز همچنان خستگی‌ناپذیر به فعالیت‌هایش ادامه داد و مشاهداتش از جبهه‌ها را در چند کتاب منتشر کرد که هر کدام از آن‌ها اطلاعات ناب و دست اولی را به خواننده می‌دهد. خدری به تحریریه روزنامه‌ها سر می‌زد و تا آخرین لحظه حیات، ارتباطش را با رسانه‌ها قطع نکرد. او به جنوب کشور، خرمشهر و آبادان سفر می‌کرد و گزارش‌هایش را در رسانه‌های کشور منتشر می‌کرد. خدری، مثل عاشقی بود که همچنان به کلمه و خبر عشق می‌ورزید و هیچ چیزی جز مرگ نتوانست این عشق و عاشقی را قطع کند. این خبرنگار پیشکسوت، چندی پیش به خاطر عارضه قلبی از میان ما رفت، ولی خاطراتش در ذهن خبرنگاران زیادی نقش بسته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار