دود، آتش، اسارت، خیمه، مظلومیت، شجاعت، صلابت مفاهیم و تصاویری هستند که ذهنیت شیعیان را به سمت و سوی واقعهای خاص در تاریخ تشیع هدایت میکند. اولین تصویری که در روز ۱۶ مردادماه ۹۶ از شهید حججی در فضای مجازی مخابره و تکثیر شد به همه این واژهها ارجاع میداد تا صحنهای از واقعه کربلا را تداعی کند. گویی زمین و زمان با هم قرار گذاشته بودند تا در وقتی معین آن عکس را به رخ همه جهان بکشند و رازی را برملا کنند.
اصلیترین راز آن تصویر میتوانست این باشد که میان قافله مقاومتی که از پس انقلاب اسلامی در ایران جریان یافته و تا سال ۹۶ هجری شمسی پیش آمده با واقعهای که در سال ۶۱ هجری قمری در کربلا به وقوع پیوسته، پیوندهای عمیقی وجود دارد. تنها دو روز زمان لازم بود که اسیر آن تصویر اثرگذار به شهید تبدیل شود. ماجرای اسارت و شهادت در یک عکس به فاصله دو روز عبارتی است که میتواند بهتر و کوتاهتر به کمک توصیف آن تصویر خاص بیاید.
جالب است که عکس را خود دشمن ثبت و ضبط کرده بود تا برای خراب کردن روحیه، پیامی مشخص را مخابره کند، اما همان تصویر به سرعت به پرچم و نمادی برای حقانیت مدافعان حرم و جریان اصیل انقلاب اسلامی تبدیل شد. تصویری که هیچ ناظر منصفی نمیتواند اثرگذاری آن را کتمان کند.
حالا از خلق آن صحنه شش سال میگذرد. در زمان واقعه اسارت شهید حججی حاج قاسم سلیمانی هنوز در قید حیات بود. تصاویری که فرمانده سپاه قدس ایران با شوق و ذوقی وصفناپذیر در حلقه سربازانش سوژه سلفی با گوشیهای موبایل بود در همان حوالی زمانی ثبت و ضبط شده بود. آن روزها اینستاگرام هنوز به چهره قاسم سلیمانی آنقدر حساس نشده بود تا به سرعت برق آن را حذف کند. تصویرها یکی پس از دیگری میآمدند و میرفتند و کسی نمیدانست از میان لشکریان سپاه قدس، شش سال بعد کدام چهرهها در میان ما خواهند بود و کدامشان همچون شهید حججی آسمانی خواهند شد. دیروز سالروز شهادت او بود.
همه ما آن شهید مدافع حرم را با همان یک تصویر به یاد میآوریم که در ناخودآگاه ما به عنوان ملت امام حسین (ع) تهنشین شده است و هر بار با دیدنش صحرای کربلا برایمان تداعی میشود. خوب است باز هم آن تصویر را مرور کنیم؛ صحرا، اسارت، دود، واقعه و شهید.