کد خبر: 1169196
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۴۰۲ - ۲۲:۳۵

رهبری بالاست دستانش به دستان، ولی محفل شعرخوانی «در آیینه غدیر» با مشارکت مؤسسه فرهنگی هنری شاعران پارسی‌زبان و کانون خدمت رضوی شعر و ادب استان تهران در سالن جلسات کتابخانه مرکزی پارک‌شهر با حضور محمود اکرامی‌فر، سیدمسعود علوی‌تبار، علیرضا حکمتی، سیدحبیب حبیب‌پور، فاطمه نانی‌زاد، فاطمه ناظری، فاطمه آذرباد و رباب کلامی‌رنجانی برگزار شد.
محمود اکرامی‌فر، سراینده قطعه «یا علی گفتیم و عشق آغاز شد» درباره تاریخ و نحوه سرایش این مصرع پرآوازه گفت: این کار در اواخر دهه ۶۰ که حدوداً ۳۲ یا ۳۳ ساله بودم، سروده شد و در ابتدای دهه ۷۰ در قالب کتاب «دریا تشنه است» در انتشارات انصار مشهد برای اولین بار منتشر شد. این کتاب در ۳۱۳ بیت در شرح رشادت، ایثار و مظلومیت چهارده معصوم (ع) سروده شده بود که در ابیاتی از آن که به مولا علی (ع) اختصاص دارد، آمده است:
آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
در ادامه محفل شعرخوانی «در آیینه غدیر» اشعار دیگری قرائت شد:
سید مسعود علوی‌تبار اینگونه سرود:
او جلوه تابناک رب ازلی است
آیینه ذات هستی لم یزلی است
از نور ولای، ولی اله دانم
دل محو ولایت خداوند علی (ع) است

فاطمه نانی زاد نیز شعر زیر را قرائت کرد:
آسمان غرق هیاهوست به کف دف دارد
این خبر شور به پا کرده، بزن! کف دارد
آن‌قدر بوسه به دستش به خدا شیرین است
که در این غلغله نوبت شدنش صف دارد
دشت هم در قدمش شعر مقفی شده است
آفتاب از هیجان نور مُردف دارد
از همان لحظه که خُم درپی خُم رنگین شد
مست‌تر از همه دریاست، به لب کف دارد
«در بیابان طلب گرچه ز هر سو خطری‌ست»
دل من در طلبش شوق مضاعف دارد
خُم و میخانه اسیر لب و پیمانه او
هر سبو زمزمه‌ای برسر هر رف دارد
بنوازید! بخوانید! زمان مستی‌ست
این هیاهو همه هوهو همه دف‌دف دارد

سروده رباب کلامی اینگونه بود:
دفتر معجزه‌ها منتظر امضا ماند
حرف از خلق تو شد، کعبه دهانش وا ماند
در ترازوی فلک نام تو را آوردند
بی‌سبب نیست که خورشید و قمر بالا ماند
به زبان تو سخن گفت مریدت، پس از آن
شهد یاحیدر او روی لب خرما ماند
کهکشان گرد و غبارِ پسِ نعلین تو بود
آنقدر اوج گرفتی که مسیحا جا ماند
جز شب قدر شبی وسعت پرواز تو نیست
قدر نشناخته‌ام، قدر تو ناپیدا ماند

فاطمه ناظری اینگونه سرود:
از باغ فدک، مشک و عبیرم بدهید
عیدانه زحضرت امیرم بدهید
من مست خُم ولایت مولایم
یک جرعه زچشمه غدیرم بدهید

شعر هانیه احمدی‌نژاد نیز از این قرار است:
شد غدیر و شهر از شور و شعف سرشار شد
لاجرم بغضی قدیمی بر دلم آوار شد
در غدیر خم اگر حرف پیمبر حکم بود
کربلا در سرگذشت خاندان او نبود‌ای که در «مَن ناصِرِ یَنصُرنِیَ» ش گشتی اسیر
برده‌ای از یاد خود «مَن کُنتُ مَولا»‌ی غدیر؟
از غدیر خم شروع شد کربلا آگاه باش
دست دشمن‌های ما شد برملا آگاه باش
پیروی از رهبری مخصوص آن مردم که نیست
حال و روز مملکت کم از غدیر خم که نیست
صاحب امر و، ولی مسلمین صاحب زمان
شیعه می‌خواهد برای حکمرانی بر جهان
شیعه می‌خواهد که جانش را کند در دم نثار
شیعه می‌خواهد امام ما سلیمانی‌تبار...
رهبری بالاست دستانش به دستان، ولی کانَ مَولایی فَهذا شد، ولی سیدعلی
پس تو هم در خیل یاران خراسانی بمان
پشت رهبر را نکن خالی، سلیمانی بمان...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار