با راهاندازی سکوی اول فاز ۱۱ پارسجنوبی سه سال زودتر از مؤعد، نه تنها با برداشت روزانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون مترمکعب گاز از مرزیترین لایه مشترک گازی با قطر در پارسجنوبی، از عدمالنفع ۷ میلیارد دلاری دولت جلوگیری شده است؛ بلکه توسعه میدان مشترک گازی با قطر، این فرصت را به ایران خواهد داد که از میدان گازی مشترک با قطر بیشترین برداشت گاز را داشته باشد و بدین ترتیب استفاده بهتر و بهینهتری از گاز درون میادین مشترک داشته باشد زیرا در صورت عدم برداشت گاز، طرف قطری اقدام به برداشت گاز میکرد که این موضوع به نوبه خود ارزش افزوده بسیار بالایی برای ایران خواهد داشت.
توسعه میادین مشترک گازی ایران و قطر موضوع بحث سالها بوده است. این به این دلیل است که هر دو کشور بزرگترین میدان گازی جهان، میدان گازی پارس جنوبی/گنبد شمالی را به اشتراک میگذارند که تخمین زده میشود حدود ۵۱ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی در آن وجود داشته باشد. این میدان بین دو کشور تقسیم شده است که ایران بخش جنوبی و قطر مالک بخش شمالی است. یکی از محورهای اصلی توسعه این میدان گازی مرزیترین لایه میادین مشترک گازی است. این لایه مرزی در فاز ۱۱ پارسجنوبی در افزایش ظرفیت تولید گاز ایران بسیار حیاتی است که میتوان از آن برای صادرات مجدد گاز در فصول گرم سال استفاده کرد و ناترازی مقطعی در فصول سرد سال را متعادل کرد. با این وجود مسئله توسعه این لایه مرزی و مهم گازی از سال ۱۳۸۰ مطرح بود و تا همین چند هفته قبل یعنی بیش از ۲۰ سال، شرکتهای مختلف خارجی میآمدند و میرفتند و هیچکدام پیشرفتی در کار ایجاد نکردند و صرفاً ایران را معطل کردند تا طرف قطری بیشترین برداشت را از میدان پارسجنوبی و لایه مرزی طرف خود داشت باشد.
دلایل مختلفی وجود دارد که توسعه این لایه مهم است. اول اینکه به افزایش ظرفیت تولید گاز ایران کمک خواهد کرد. این مهم است زیرا ایران در حال حاضر دومین دارنده بزرگ ذخایر گاز طبیعی در جهان است و حدود ۵/۳۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گازی تخمین زده میشود. اما کشور به دلیل عوامل مختلف از جمله تحریمها و عدم سرمایهگذاری نتوانسته است از این ذخایر به طور کامل بهرهبرداری کند. ایران با توسعه مرزیترین لایه از میادین مشترک گازی میتواند ظرفیت تولید گاز خود را افزایش دهد که نه تنها به تأمین نیاز داخلی کمک میکند، بلکه فرصت صادرات گاز به سایر کشورها را نیز فراهم میکند.
دوم، توسعه این لایه به رفع ناترازی مقطعی در تأمین گاز در فصول سرد سال کمک میکند. ایران در ماههای زمستان تقاضای زیادی برای گاز دارد، زیرا مردم از آن برای مقاصد گرمایشی استفاده میکنند. با این حال، ظرفیت تولید گاز این کشور محدود است، به این معنی که برای تأمین نیاز خود باید به واردات از کشورهای دیگر متکی باشد. ایران با توسعه مرزیترین لایه از میادین مشترک گازی میتواند ظرفیت تولید گاز خود را افزایش داده و وابستگی خود به واردات را کاهش دهد و در نتیجه به تعادل ناترازی مقطعی در تأمین گاز کمک کند.
سوم، توسعه این لایه به بهبود وضعیت اقتصادی کشور نیز کمک میکند زیرا بخش مهمی از ناترازی گاز ایران را جلوگیری خواهد کرد و در فصول غیرسرد سال، امکان صادرات گاز به کشورهای همسایه را خواهد داد. همچنین ایران با توسعه مرزیترین لایه از میادین مشترک گازی توسط پیمانکاران داخلی موجب ایجاد فرصتهای شغلی و درآمدزایی برای کشور میشود که به رونق اقتصاد کشور کمک میکند.
بر همین اساس، دولت سیزدهم با سپردن کار به پیمانکار داخلی و ابتکار مهم به کار گرفته شده در زمینه جابهجایی سکوی فاز ۱۲ پارسجنوبی و استقرار آن بر فاز ۱۱ پارسجنوبی که یک اقدام بیسابقه در غرب آسیا بوده است؛ سه سال زودتر از مؤعد ساخت سکوی جدید توانسته است که از این لایه مهم مرزی بهرهبرداری گاز را آغاز کند؛ این اقدام مهم از این جهت اهمیت فوقالعاده پیدا خواهد کرد که حتی در دنیا نیز این عملیات پیچیده بسیار کم به وقوع پیوسته است. جابهجایی سکوی ۳ هزارو ۲۰۰ تنی فاز ۱۱ به عنوان سنگینترین سکوی پارسجنوبی طی یک عملیات منحصربهفرد با ابتکار متخصصان ایرانی، منجر به آغاز تولید از این فاز مهم و استراتژیک پس از ۲۰ سال خواهد شد. در این عملیات بسیار مهم که نصب سکوی فاز ۱۱ توسط شناور اوشنیک روی مرزیترین فاز پارسجنوبی بوده است؛ با همت و برنامهریزی متخصصان ایرانی در شرکت ملی نفت ایران و نفت و گاز پارس و با همکاری شرکتهای پتروپارس و تأسیسات دریایی هفته گذشته انجام شد. پیشبینی اولیه از میزان گاز استخراجی از فاز ۱۱ و مرزیترین لایه مشترک ایران با قطر در تابستان سالجاری به حدود ۲۰ میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید که عدد بسیار مناسبی است. برآورد احتمالی از بارگزاری سکوی دوم و برداشت کامل از این میدان نیز سال ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده است که با تکمیل ساخت و بارگزاری سکوی دوم فاز ۱۱ نیز ظرفیت برداشت از میدان به بیش از ۵۶ میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید که بیش از ۲۵ درصد از ناترازی پیک مصرف گاز در کشور را پاسخ خواهد داد و ظرفیت بسیار بزرگی برای کشور در فصول غیرسرد سال برای صادرات گاز ایجاد خواهد کرد.
در ارتباط با بهرهبرداری از فاز ۱۱ پارسجنوبی، سپردن این پروژه به پیمانکار داخلی و اقدام بینظیر در توسعه برداشت گاز از مرزیترین لایه مشترک گازی ایران با قطر با ابتکار نخبگان ایرانی در یک عملیات منحصربهفرد جهت جابهجایی سکوی ۳۲۰۰ تنی فاز ۱۲ به فاز ۱۱ پارسجنوبی با دو تن از کارشناسان حوزه انرژی به گفتگو پرداختیم.
اقدامی هوشمندانه برای برداشت پیش از مؤعد گاز از مرزیترین لایه مشترک
رضا فروزش، مدیر اجرایی فازهای ۱۵ و ۱۶ پارسجنوبی در گفتگو با «جوان» با اشاره به این موضوع که استفاده از سکوی موجود در فاز ۱۲ پارسجنوبی برای بالا آوردن فاز ۱۱ اقدام مناسبی است، میگوید: «در فاز ۱۲ یک سکو داشتیم که ما را به هدف موردنظر مبنی بر میزان مناسبی از تولید نرساند، به همین دلیل این سکو به فاز ۱۱ منتقل شده است. این اقدام خوبی است و نوعی صرفهجویی برایمان به وجود میآورد.»
وی میافزاید: «ساخت یک سکوی جدید برای فاز ۱۱ پارسجنوبی چیزی در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار برایمان هزینه داشت و استفاده از سکوی موجود به این لحاظ برایمان صرفهجویی دارد. از سوی دیگر، حداقل به سه سال زمان نیاز داشتیم تا چنین سکویی را بسازیم و از این نظر هم برد کردهایم. زیرا عدم النفعی که از بالا نیاوردن پارس جنوبی داریم، رفع شده است.»
به گفته مدیر اجرایی فازهای ۱۵ و ۱۶ پارسجنوبی، با توجه به اینکه فاز ۱۱ مرزیترین لایه ما با قطر است، بهرهبرداری از این فاز اهمیت بالایی دارد. بهرهبرداری از این فاز به ما کمک میکند که بتوانیم به موازات قطریها به بهرهبرداری از منابع خود بپردازیم. شواهد نشان میدهد که جا نمایی فاز ۱۱ خوب است و در محل مناسبی شروع به کار کردهایم.»
وی ادامه میدهد: «هر چقدر ما در لب مرز حرکت کنیم و چاههایمان را در آنجا قرار دهیم، از یک طرف به افزایش برداشت میرسیم و از طرف دیگر جلوی مهاجرت گاز به سمت قطریها را میگیریم. شواهد نشان میدهد که مدیران و متخصصان میانی حوزه نفت و گاز خوب کار میکنند و پروژههای خوبی را پیش میبرند.»
فروزش میافزاید: «ما پیشرفتهای خوبی در زمینه ساخت سکو داشتهایم و شرکتهای متفاوتی در این زمینه فعال هستند. با استفاده از توان داخلی توانستهایم در یک اقدام درست به استفاده از سکوی موجود در فاز ۱۲ برای فاز ۱۱ بپردازیم.»
وی خاطرنشان میکند: «با توجه به ناترازی گازی که در فصول سرد سال در کشور داریم، بهرهبرداری از فاز ۱۱ پارسجنوبی در شرایط فعلی میتواند بسیار کمک کننده باشد. این موضوع که بهرهبرداری از این فاز به پیمانکاران داخلی سپرده شده است نیز اهمیت دارد. متخصصان داخلی کشورمان دارای دانش فنی کافی برای پیش بردن پروژههای اینچنینی هستند و با استفاده از همین توان قادر هستیم به بهرهبرداری از منابع خود بپردازیم. نیاز امروز کشور تکنولوژی است، به هر طریقی که میتوانیم باید فناوریهای جدید را کسب و از آنها بهرهبرداری کنیم.»
توسعه ظرفیت صادرات گاز و تقویت جایگاه ایران به عنوان هاب گازی در منطقه
همچنین سیدعلی مرتضوی کارشناس سیاستگذاری حوزه انرژی در گفتگو با «جوان» با اشاره به اهمیت برداشت گاز از میادین مشترک گازی برای ایران میگوید: «ایران با داشتن ۵/۳۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گاز یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی در جهان است. اما کشور به دلیل عوامل مختلف از جمله تحریمها و عدم سرمایهگذاری نتوانسته است از این ذخایر به طور کامل بهرهبرداری کند. در سالهای اخیر، ایران بر افزایش برداشت از میادین گازی مشترک خود از جمله میدان گازی پارس جنوبی/گنبد شمالی که با قطر مشترک است، تمرکز کرده است. افزایش برداشت از این میادین میتواند مزایای متعددی از جمله توسعه ظرفیت صادرات گاز و تقویت جایگاه ایران به عنوان هاب گازی در منطقه را برای ایران به همراه داشته باشد.»
این کارشناس حوزه سیاستگذاری پیرامون مزایای برداشت از میادین مشترک گازی تصریح میکند: «یکی از مزایای اصلی افزایش برداشت از میادین مشترک گاز، ایجاد فرصت برای توسعه صادرات گاز است. ایران سالهاست که به کشورهای دیگر گاز صادر میکند، اما صادرات آن به دلایل مختلف از جمله کمبود زیرساختها و تحریمها محدود شده است. ایران با افزایش برداشت از میادین مشترک گازی میتواند ظرفیت تولید گاز خود را افزایش داده و گاز بیشتری را به کشورهای دیگر صادر کند و در نتیجه درآمد بیشتری برای کشور به همراه داشته باشد. علاوه بر این، موقعیت استراتژیک ایران در منطقه، آن را به قطبی ایدهآل برای صادرات گاز تبدیل کرده است. ایران بین کشورهای گاز خیز آسیای مرکزی و بازارهای تشنه گاز جنوب آسیا و اروپا قرار دارد. این امر آن را به یک نقطه ترانزیت طبیعی برای صادرات گاز از آسیای مرکزی به آسیای جنوبی و اروپا تبدیل میکند. ایران با افزایش برداشت از میادین مشترک گازی میتواند جایگاه خود را به عنوان قطب گاز در منطقه تقویت کرده و صادرات گاز بیشتری را از کشورهای همسایه جذب کند.»
وی ادامه میدهد: «یکی دیگر از مزایای افزایش برداشت از میادین مشترک گازی، فرصت توسعه صنایع مبتنی بر گاز در ایران است. گاز را میتوان به عنوان خوراک صنایع مختلف از جمله پتروشیمی، کود و فولاد استفاده کرد. ایران با افزایش برداشت از میادین مشترک گازی میتواند گاز مطمئنی را برای این صنایع فراهم کند که نه تنها باعث رشد آنها میشود، بلکه فرصتهای شغلی و درآمدزایی برای کشور ایجاد میکند. علاوه بر این، توسعه صنایع مبتنی بر گاز در ایران میتواند به کاهش وابستگی کشور به صادرات نفت کمک کند. ایران سالها است که به شدت به صادرات نفت وابسته بوده است و همین امر اقتصاد آن را در برابر نوسانات قیمت نفت و تحریمهای بینالمللی آسیبپذیر کرده است. با توسعه صنایع مبتنی بر گاز، ایران میتواند اقتصاد خود را متنوع کرده و وابستگی خود را به صادرات نفت کاهش دهد و در نتیجه در برابر شوکهای خارجی مقاومتر شود. علاوه بر این منافع اقتصادی، افزایش برداشت از میادین مشترک گازی میتواند مزایای زیستمحیطی را نیز برای ایران به همراه داشته باشد. گاز در مقایسه با زغال سنگ و نفت منبع انرژی پاکتری است و میتواند به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک کند. با افزایش برداشت از میادین مشترک گازی و ترویج استفاده از گاز به عنوان منبع انرژی، ایران میتواند به تلاشهای جهانی برای کاهش تغییرات اقلیمی و بهبود کیفیت هوا کمک کند.»
مرتضوی در پایان خاطرنشان میکند: «افزایش برداشت گاز از میدان مشترک گازی ایران با قطر و نصب سکوی فاز ۱۲ روی فاز ۱۱ پارسجنوبی و اهمیت این ابتکار در برداشت پیش از مؤعد گاز از این لایه مرزی مشترک گازی مزیت بسیار مهمی در زمینه توسعه صادرات گاز در فصول غیر سرد سال دارد که موجب تقویت جایگاه ایران به عنوان قطب گاز در منطقه و ایجاد فرصتهای شغلی و درآمدزایی برای کشور خواهد داشت.»
جمع بندی
به نظر میرسد دولت در حوزه گاز اقدامات جبرانی در پیش گرفته است تا عقب ماندگیهای دولتهای قبلی مخصوصاً در دهه ۹۰ را جبران کند. احیای دیپلماسی انرژی در همین راستا قابل تحلیل است و میتوان به ادامه این روند امیدوار بود ولی مهمتر از شروع مسیر، استمرار آن است.