دیروز همزمان با زادروز نادر ابراهیمی نویسنده، روزنامهنگار، فیلمساز، ترانهسرا و مترجم فقید ایرانی بود که در عین زی روشنفکرگونه، هرگز تسلیم اطوارهای مشمئزکننده مدعیان آن نشد؛ چون معتقد بود «روشنفکری که در مرکز خطر قرار نگیرد، هیچی نیست.» نادر ابراهیمی از آن دست افرادی است که به معنای واقعی همه فن حریف بود و کوچه پسکوچههای عوالم فرهنگ و هنر را قدم زدهبود و همانطور که خودش گفته گاهی با کسوت «ابن مشغله» و گاهی با رسم «ابوالمشاغل» پیش رفتهاست.
اگر چه بیشترین شهرت او برای مردم در عرصه فیلمسازی و نویسندگی بود، اما واقعیت تلاشهای زندگی نادر ابراهیمی که اوج اهتمام او هم بود در عرصه ادبیات کودک قرار گرفت. سیمین دانشور که به جهت فعالیتهای زیادش در عرصه نویسندگی و ادبیات و البته همسر جلال آل احمد بودن شناخته میشود درباره نادر ابراهیمی و تلاشهایی که برای ادبیات کودکان انجام داده، گفتهاست: «نادر ابراهیمی در معرفی ادبیات به کودکان این سرزمین کمک بسیاری کرد. کار بزرگ و نادر او معرفی و شناساندن ادبیات به کودکان از طریق قصههایش بود و این شناخت برای کودکان بسیار ارزنده و درخور توجه است. علاوه بر آثار او در زمینه ادبیات کودک، کارهایش در ادبیات بزرگسال نیز بسیار ارزنده است که بسیاری از آنها را دوست دارم.»
زنده یاد ابراهیمی بیش از آنکه برای مدعیان روشنفکری و رهروان عرصه ادبیات و هنر چهرهای شناخته شدهباشد محبوب روحانیون فرهیخته و فرهنگدوست ایرانزمین بود، حتی سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی؛ چنانکه او ادامهدار شدن کتاب سه جلدی «آتش بدون دود» پیش از انقلاب و رساندن آن به یک اثر هفت جلدی را مدیون انگیزهآفرینیهای رهبر معظم انقلاب دانستهاست. این هنرمند و ادیب فقید کشورمان در صفحات ابتدایی این رمان که فیلمی هم بر اساس آن ساخته شد، نوشتهاست: «پیشکش به بزرگی که به درستی، خلوص و بزرگی باورش کردهام؛ به مردی که مرا به نوشتن الباقی «آتش بدون دود» واداشت. نامش برای این خاک، مبارک باد
و برای همهعاشقان وطن!...»
کسی در ابتدا نمیدانست که منظور مرحوم ابراهیمی چه کسی است، اما وقتی مستند «بار دیگر مردی که دوست میداشتیم» پخش شد بر همه روشن شد که این مقدمه و پیشکش در واقع به محضر رهبر انقلاب بوده که سه جلد ابتدایی این رمان را خوانده و نادر ابراهیمی را به ادامه نگارش این رمان ترغیب کردهبودند.
نادر ابراهیمی به معنای واقعی کلمه، یک مرد همه فن حریف بود. او آنقدر در مشاغل متعدد و متفاوت فعالیت داشت که نمیتوان همه آنها را در قالب فهرستی به تفکیک توضیح داد. او کارهای سخت و دشواری مانند کارگری در یک چاپخانه یا کشاورزی یا کارهای فرهنگی، چون مترجمی و ویراستاری، فیلمسازی مستند، خطاطی و نقاشی را نیز تجربه کردهاست. او به خاطر رمان «آتش بدون دود» عنوان «نویسنده برگزیده ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به خود اختصاص داد. این نویسنده رمانی با عنوان «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد» دارد که روایت سه نوبت دیدارش با امام خمینی (ره) را در آن گزارش کردهاست. نوشته شدن این کتاب به مذاق بسیاری خوش نیامد و سبب شد به نادر ابراهیمی حمله شود.
ابراهیمی در مورد علت تألیف این کتاب گفتهاست: «به هر حال امام را دوست داشتم و باور داشتم و هنوز هم دارم و در تاریخ ایران هیچ کسی را نمیشناسم که همتا و همپای امام باشد.»
زنده یاد ابراهیمی به خاطر گرایشهایی که به انقلاب و رهبران انقلابی آن داشت مورد بیتوجهی و حتی طرد جامعه روشنفکری روزگار خودش قرار گرفت. این نویسنده از بیان صریح نظرات و دیدگاههایش هیچ ابایی نداشت و همین جسارت و حقیقتگوییاش سبب شد که با عبور از عناوین و القاب دهان پرکن، اما دست و پاگیر فضای متفرعنانه روشنفکرزدگی، تبدیل به نویسندهای آزاده شود که اسرار هویدا میکرد. سرانجام نادر ابراهیمی در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری، ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ درگذشت و در قطعه هنرمندان در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد، اما در ذهن و قلب مخاطبانش برای همیشه زنده بماند.