بدترين شرايط براي يك فرمانده، زماني است كه سرنوشت جنگ و صلح در دستان وي نباشد! مصداق بارز اين گزاره، «ولوديمير زلنسكي» رئيسجمهور ناتوان و سردرگم اوكراين است. طي هفتههاي اخير، اضطراب زلنسكي نسبت به آينده جنگ اوكراين و سرنوشت خود و همراهانش در كييف به نقطه اوج خود رسيده است، زيرا زمزمههاي «معامله بر سر اوكراين» ميان ناتو و روسيه كه به صورت مشخص از سوي هنري كیسينجر استراتژيست كهنهكار امريكايي مطرح شده است، لحظهاي وي را آرام نميگذارد. زلنسكي ميداند پشت پرده لبخندهاي وي به بايدن مقابل دوربين عكاسان خبري در كاخ سفيد، حجم انبوهي از بياعتمادي به واشنگتن و ناتو خودنمايي ميكند. صورتبندي اين مسئله چندان دشوار نيست!
زلنسكي مطابق دستور ناتو و وعده خاص اعضاي پيمان آتلانتيك شمالي مبني بر حمايت مطلق از كييف، كشورش را به زمين بازي و خط مقدم نبرد امريكا- اروپا عليه روسيه تبديل كرد. برخي كشورهاي اروپايي از جمله فرانسويها به اوكراين وعده داده بودند كه روسيه هرگز به پايتخت تا حتي مناطق شرقي اوكراين (لوهانسك و دونتسك) حمله نخواهد كرد و خيال وي بابت هرگونه لفاظي و شانتاژي عليه كاخ كرملين راحت باشد. حتي زماني كه بر دستگاههاي امنيتي غرب مسجل شد كه جنگ اوكراين نزديك است، اعضاي ناتو به زلنسكي وعده دادند كه «حمايت مطلق» از وي و كشورش را در دستوركار قرار خواهند داد. اما به نظر ميرسد نمادهاي اين «حمايت مطلق» يكي پس از ديگري در حال رنگ باختن هستند:
* مطالبه زلنسكي مبني بر ايجاد منطقه پرواز ممنوع بر فراز اين كشور با مخالفت رسمي سران ناتو مواجه شد.
* در جريان اعمال تحريمهاي انرژي عليه روسيه، برخي اعضاي ناتو چه به صورت رسمي و چه غير رسمي تحريمهاي جمعي اعلامي را دور زده و با مسكو وارد معامله شدند.
* استقرار سامانه پاتريوت امريكا در نقاطي خاص از ميادين جنگ اوكراين، در عمل به صورت ناقص عملياتي شد، زيرا زلنسكي در جريان سفر به واشنگتن دريافت كه آموزش استفاده از اين سامانه و حتي انتقال اجزاي آن به داخل اوكراين ممكن نيست و فراتر از آن، هزينه استفاده احتمالي روسيه از موشكهاي بالستيك(در ازاي استقرار سامانه پاتريوت امريكا) به مراتب بيشتر از فوايد استقرار اين سامانه ناقص امريكايي است !
* بر خلاف وعدههاي قبلي و صريح مقامات غربي، اوكراين رسماً بايد عضويت در ناتو و اتحاديه اروپا را فراموش كند، زيرا آتلانتيكيها ريسك حضور كشوري كه تبديل به «زمين سوخته« شده را در بين خود نميپذيرند، حتي اگر اين كشور قرباني سياستهاي خود آنها محسوب شود! فراتر از آن، اعضاي اتحاديه اروپا نيز به لحاظ اقتصادي و رواني، حوصله پذيرش يك «كشور جنگ زده» را بين خود ندارند!
تجميع موارد ذكر شده به وضوح نشان ميدهد «ادامه جنگ» يا «انعقاد قرارداد صلح» هر دو يك بازنده مشترك دارد و آن «غربگرايان اوكراين» هستند! اخيراً امانوئل مكرون رئيسجمهور خام و ناتوان فرانسه در سخناني اذعان كرده است كه اوكراين بايد عضويت در ناتو را فراموش كند، اما در عين حال فعلاً بايد به جنگ عليه روسيه ادامه دهد تا شرايط لازم براي ديپلماسي و پايان دادن به جنگ به وجود آيد! اين سخنان مكرون نشان ميدهد كه زلنسكي و همراهانش حتي قدرت تعيين مختصات نقطهاي كه كشورشان در آن قرار گرفته را نيز ندارند! فرمان صلح يا جنگ در اوكراين نه از كييف، بلكه از پاريس، برلين، واشنگتن و لندن صادر ميشود. اين بدترين سرنوشتي است كه يك كشور و سياستمداران آن ميتوانند براي خود رقم بزنند. بهتر است غربگرايان اوكراين قبل از آنكه به رجزخوانيهاي از سر ناچاري خود در ميدان جنگي كه از سر ذوق پيوستن به ناتو در آن افكنده شدند ادامه دهند، كمي آثار و تبعات تن دادن به بازي در زمين واشنگتن و اتحاديه اروپا را مرور كنند. مسلماً در آيندهاي نه چندان دور، نام زلنسكي در كتابهاي تاريخ روابط بينالملل به كرات مورد استناد قرار خواهد گرفت، البته نه به عنوان يك قهرمان يا سياستمدار با تدبير! آيندگان زلنسكي را به عنوان سياستمداري خواهند شناخت كه چوب اعتماد به ناتو و غرب را بر پيكر و موجوديت كشور تحميل كرد و چندپارگي اوكراين و عقبگرد آن در نظام بينالملل را به لبخند مقامات كاخ سفيد و نوازش تحقيرآميز كاخ اليزه و لندن فروخت! زلنسكي هم سياستمداري ناتوان و هم تاجري ورشكسته است. كاش او يك «كمدين» باقي ميماند.