سفارش شهید حسین فصیحی: دست از پیروی رهبر انقلاب برندارید
این روزها آتش فتنه فتنهگران از هر کوی و خیابانی زبانه میکشد. آنها که در آتش این فتنه میدمند، همان لشکریان خصمند که راه حق و سخن حق را تاب نمیآورند. همانها که در محراب،فرق امام شکافتند و در عاشورا سر حسین و یارانش را بر نیزه کردند. سر حسین و یارانش بر نیزه شد، اما خون حسین مسیر تاریخ را پیمود تا بیرق آن در سرزمین ما به اهتزار در آید و ما در عهدمان با حسین و یاران حسین بمانیم. بمانیم تا در بیت شهید، متوسل به شهیدی شویم که نامش نام حسین و راهش راه حسین است. در عصر جمعهای، همراه گروه حفظ آثار شهدای دستجرد در یکی از محلههای تهران دقالباق بیت شهیدحسین فصیحی کردیم و گرد شمع خانواده شهید بهره بردیم از نوری که هنوز از جبههها به روشنایی میگیرد. روشنایی مجلسمان با تلاوت نور و با صدای حاج علی فصیحی، برادر شهید آغار می شود. سوره زلزال. از نشانههای روز قیامت و اینکه هر نیکوکار و بدکاری در آن روز نتیجه اعمالش را میبیند. خداوند در این سوره بر دقیق و سخت و عادلانه بودن روز محاکمه در قیامت تأکید میکند. برادر شهید می گوید :« پنج برادر و سه خواهر بودیم یکی از برادران در جوار رحمت حق آرام گرفته و حسین هم به شهادت رسییده است. اگر بخواهیم شهدا را معرفی کنیم باید بگوییم که همه آن در خانواده هایشان برجسته بودند از اخلاق، گذشت، ایثار و همه خصلت هایی که برجسته است. حسین هم همین طور بود و هر چه بود خصلت نیکو بود که همراه داشت. سال 56 بود که لباس خدمت سربازی به تن کرد و در پایگاه هوایی بوشهر مشغول خدمت شد. وقتی شعله های انقلاب جریان داشت فرمان امام رسید که سربازها از پادگان ها فرار کنند. ما که به حسین پیغام دادیم گفت که اینجا همه یاران انقلابند. از همافران و سربازان. او ماند تا این که انقلاب شد، جنگ شد و با پایان یافتن دوران خدمت راهی نبرد با دشمن شد تا این که سوم خرداد ماه در عملیات آزاد سازی خرمشهر شهد شهادت نوشید.»
بخشی از وصیتنامه برادر به معراج رفتهاش را برایمان روایت میکند. از زبان شهید که میگوید:« وصیت میکنم که دست از پیروی رهبر انقلاب بر ندارید و تا آخرین قطره خون با مخالفین انقلاب بجنگید و نگذارید به انقلاب ضربه بزنند. این انقلاب که با دادن ده ها هزار شهید و صدها هزار مجروح آبیاری شده است. ما مدیون خون آنها هستیم پس بی احترامی به خانواده شهید و خون شهیدان بی احترامی به خون ریخته در کربلاست. »دختر شهید حسین فصیحی، یک سال و دو ماهه بود که پدرش به معراج رفت. دیدارهای اندک را هم به یاد ندارد و آنچه هست همه روایت است که سینه به سینه برایش نقل شده یا شفاعت است که درماندگان از او طلب میکنند. در یکی از روایتها میگوید:« چند سال قبل پدر همسرم به شدت بیمار شد. وقتی داشت شیمی درمانی می شد او را دلداری می دادم.حالش مدام بدتر میشد. از من خواست که از پدر شهیدم شفاعتش کنم. یک شب در عالم رویا دیدم شهیدی گمنام به خانه مان آورده اند. پدرم را دیدم مقابل خانه ایستاده است. مدام به او میگفتم که شهید گمنام آورده اند و شما اینجا ایستاده اید؟ ما بیمار در خانه داریم.گفت به بیمار بگویید هوایش را دارم. دیدم که پیکر شهید با جمعیت بیرون رفت و پدرم هم همراه پیکر دور شد. دو روز بعد اول محرم بود. شب قبل از آن با پدر همسرم حرف زدم و دلداری اش دادم.روز اول محرم که رسید او در جوار رحمت حق آرام گرفته بود.»
همسر شهید هم می گوید :«سال 59 بود که با حسین وصلت کردم ثمره ازدوجمان تنها دختری است که به یادگار مانده است. در مدت دو سالی که زندگی کردیم بیشتر اوقاتش در جبهه گذشت. در دو بار اعزامش یک بار مجروح شد و بار دیگر به معراج رفت.»
هر جا که نام حسین است و یاد حسین، روضه حسین برقرار است.محمدمهدی احمدی برای لحظاتی مدح حسین می کند و دل های حاضران در بیت شهید حزن حسین می گیرد. راوی مجلس ما آقای حسین هاشمپور با همراهی خانواده شهید حسین فصیحی(محمدعلی) و خانواده شهیدان محمد خدامی وشهید مدافع حرم محمدکامران، جانبازان حسین احمدی، حسین حیدری و محسن احمدی که پرچم موسسه حفظ آثار شهدای دستجرد به همت همراهان خانه به خانه شهیدان می رود