کد خبر: 1109174
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
محاکمه «هنر برای هنر» در سینمای غرب اولویت گذاشتن جشنواره‌های خارجی به مباحث محتوایی رویکردی است که صدای فیلمساز صاحب سبک مکزیکی را نیز درآورده است.
جواد محرمی

هنر برای هنر، شعاری است که دهه‌ها از سوی شبه‌روشنفکران در داخل و خارج از ایران به فیلمسازان القا می‌شد، اینکه هنر باید عاری از هرگونه پیام یا محتوایی باشد و صرفاً باید یک حس زیبایی‌شناسی را در مخاطب ایجاد کند و با اینکه پشتوانه‌ای علمی نداشت، اما به شدت تجویز می‌شد. هدف از آن نیز بیشتر ایدئولوژی‌زدایی از هنر بود، این در حالی رقم می‌خورد که خود غربی‌ها هرگز نمی‌توانستند از اهمیت پیام و محتوا در آثار سینمایی صرف‌نظر کنند. حالا الخاندرو گونزالز ایناریتو، کارگردان مکزیکی و برنده پنج جایزه اسکار از اولویت دادن محتوا در سینمای مدرن ابراز تأسف کرده است.
این کارگردان صاحب‌سبک در لندن در گفت‌وگویی پیرامون حرفه سینمایی خود می‌گوید: «به کیفیت ساختار کار‌ها اهمیت نمی‌دهم. وقتی فیلمسازان جوان را می‌بینم با نحوه بیان آن‌ها ارتباط زیادی برقرار می‌کنم. امروزه خیلی از فیلم‌ها زیبا به نظر می‌رسند، اما روح ندارند.» این فیلمساز با بیان اینکه انتظار مخاطبان نیز تغییر کرده به این نکته اشاره می‌کند که بعید است امروز بتوان فیلم موفق «۲۱ گرم» محصول ۲۰۰۳ را ساخت.
بی‌روح بودن نتیجه معنویت‌زدایی
ایناریتو، فیلم مرد پرنده‌ای را در کارنامه دارد که به لحاظ سبک کاری یک اثر پیشرو و ممتاز محسوب می‌شود، فیلمی که در متن و بطنش پیام بزرگی دارد. ایناریتو در مرد پرنده‌ای، هالیوود را به یک پرنده تشبیه کرده است که با روح شیطانی‌اش می‌کوشد سینماگران را به تسخیر خود درآورد. او این فیلم را به سبک تئاتر در سینما ساخته که القای یک سکانس پلان می‌کند. ایناریتو سال‌ها پیش از ساخت مرد پرنده‌ای، فیلم ۲۱ گرم را درباره وجود روح در انسان ساخته بود و در فیلم تحسین شده بابل نیز وضعیت بی‌اعتقادی به معنویت در جوامع غربی را به عنوان بحران به معرض نمایش گذاشت. در اغلب آثار ایناریتو، سبک پیشرو در کنار محتوای انتقادی از فرهنگ و جامعه غربی خود را نشان می‌دهد.
این کارگردان برجسته مکزیکی را باید فیلمسازی به‌واقع مستقل در سینمای جهان دانست که تن به محتوا‌های صهیونیستی همچون تبلیغ همجنس‌بازی در آثارش نداده و زیر بار این مسئله نرفته است. اتفاقاً انتقادی که او به محتوازدگی سینمای مدرن در غرب می‌کند از همین زاویه قابل بررسی است، اینکه موضوعات از جایی به فیلمسازان دیکته می‌شود و جشنواره‌های سینمایی نیز برای فیلم‌هایی که به این موضوعات ضریب بدهند امتیاز قائل می‌شوند. آنچه در واقع ایناریتو از آن لب به انتقاد گشوده، یک بحران در سینمای غرب است که سعی می‌کند سلطه خود را روز به روز بیشتر کند، اما هرازگاهی از گوشه و کنار با انتقاداتی واضح از سوی مشاهیر سینما مواجه می‌شود. آلن دلون یکی از این افراد بود که دو سال پیش و پیش از مرگش در جریان اعطای جایزه یک عمر دستاورد هنری در جشنواره کن زیر شدیدترین فشار‌ها قرار گرفت تا نسبت به انتقادهایش درباره سبک زندگی همجنس‌بازانه و واگذاری فرزند به همجنس‌بازان برای بزرگ کردن کوتاه بیاید، اما او تن به عذرخواهی نداد.
انتقاد از همجنس‌بازی جزو خطوط قرمز در سینمای غرب محسوب می‌شود درست مثل مباحثی، چون هولوکاست و موضوع صهیونیسم، اما فیلمسازان مستقلی، چون ایناریتو و اسکورسیزی دست‌کم تا به حال در چنین زمینی بازی نکرده‌اند. ایناریتو خود به جامعه‌ای تعلق دارد که از آن به عنوان جهان سوم یاد می‌شود و مسیحیت در آن پررنگ است و احتمالاً همین ریشه‌ها تا به حال او را در برابر نسخه‌های صهیونیستی مصون نگه داشته است. در واقع معنویت‌زدایی از سینما چیزی است که با تمام قدرت در سینمای غرب و هالیوود تجویز می‌شود و مقاومت در برابر آن هوشمندی و تمرکز خاصی می‌طلبد.
فیلم جدید «ایناریتو» با عنوان «باردو: وقایع‌نگاری اشتباه مشتی حقیقت»، نخستین ساخته این کارگردان ۵۹ ساله پس از فیلم موفق «بازگشته» با بازی «لئوناردو دی‌کاپریو» است. این فیلم که امسال در جشنواره فیلم ونیز رونمایی شد، هفتمین فیلم بلند «ایناریتو» محسوب می‌شود که با بازگشت او به سرزمین مادری‌اش مکزیک همراه شده است.
به دنبال سنت‌ها در مکزیک
ورایتی در این‌باره می‌نویسد: فیلم اگزیستانسیالیستی «باردو»، روابط خانوادگی، هویت فرهنگی و حرفه یک هنرمند را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد. فیلمی که یادآور فیلم «هشت و نیم» ساخته «فدریکو فلینی» است و در آن از گشت و گذار‌های سوررئال برای عبور از قرارداد‌های روایی استفاده شده است.
«باردو» یک کمدی نوستالژیک درباره یک روزنامه‌نگار و مستندساز مشهور مکزیکی است که برای مواجهه با گذشته خود و واقعیت کنونی کشورش به مکزیک بازمی‌گردد. فیلمبرداری این فیلم پاییز سال گذشته به پایان رسید و مدیریت فیلمبرداری آن را داریوش خنجی برعهده داشت.
پس از نمایش فیلم «باردو» در جشنواره ونیز که با واکنش‌های متفاوتی همراه شد، «ایناریو» فیلمش را ۲۲ دقیقه کوتاه کرده و توضیح داده که برخی صحنه‌ها حذف و برخی دیگر به فیلم اضافه شده‌اند و نتیجه یک فیلم «فشرده» است.
او در لندن درباره این فیلم گفت: «هر آنچه داشتم در باردو گذاشتم و در این لحظه دیگر چیزی ندارم. قلبم، روحم و توجهم به این فیلم بود. من نمی‌خواستم این فیلم را بسازم، بلکه به ساختن آن نیاز داشتم.»
توضیحات این کارگردان مکزیکی به وضوح نشان می‌دهد که او با همه وجود فیلم‌هایش را می‌سازد و همین باعث شده او هرگز به عنوان یک فیلمساز تجاری شناخته نشود. هرچند فیلم‌های او در گیشه نیز معمولاً با استقبال خوبی از سوی مخاطب مواجه می‌شوند.
«ایناریتو» همچنین توضیح می‌دهد که از رویکرد چندروایی که مشخصه اغلب آثار سینمایی او از جمله «عشق سگی»، «۲۱ گرم» و «Biutiful» است، خسته شده است: «من از روایت چندساختاری کمی خسته شده بودم و می‌خواستم ببینم ساختن فیلمی درباره یک نفر چه حسی دارد. نمی‌دانستم می‌توانم آن را انجام دهم یا نه. حفظ یک خط روایت ترسناک بود.»
«باردو» در جشنواره فیلم لندن هم نمایش خواهد داشت و از تاریخ ۱۸ نوامبر در سینما‌ها و از ۱۶دسامبر هم در سامانه نمایش آنلاین نتفلیکس عرضه می‌شود.
«ایناریتو» تاکنون برنده پنج جایزه اسکار شده است؛ دو بار برای بهترین کارگردانی (بازگشته، ۲۰۱۶؛ مرد پرنده‌ای، ۲۰۱۵)، دو بار برای بهترین فیلم (بازگشته، ۲۰۱۶؛ مرد پرنده، ۲۰۱۵) و یک‌بار برای بهترین فیلمنامه (مرد پرنده، ۲۰۱۵).
او را می‌توان فیلمسازی مؤلف نامید که خود فیلمنامه‌هایش را می‌نویسد و فکر و ایده اصلی از ذهن خودش به فیلم تزریق می‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار