کد خبر: 1103039
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۰
مسعود ندافان

تحولات سیاسی- اجتماعی دهه ۶۰ اثر‌ی جدی در سرنوشت جامعه ایرانی گذاشته است. از مهم‌ترین سرفصل‌های رویدادی دهه ۶۰ وقوع رخداد‌های تروریستی متعدد از جانب گروهک‌ها علیه انقلاب اسلامی و شهروندان ایرانی است. گروهک تروریستی منافقین پس از اعلام رسمی براندازی مسلحانه علیه انقلاب اسلامی، استراتژی ترور علیه ایرانیان را اتخاذ کرد. آنان پس از ناکامی در ساعت صفر براندازی- ۳۰ خرداد ۱۳۶۰- با این تحلیل که ضربه به رأس حاکمیت موجب تسهیل براندازی خواهد شد، اقدام به ترور شهید بهشتی و اعضای حزب جمهوری اسلامی و سپس شهیدان باهنر و رجایی کردند و پس از ناکامی در مرحله دوم براندازی به انتقام‌گیری از ایرانیان پرداختند، زیرا برخلاف پیش‌بینی آنان جامعه ایرانی حمایت خود از انقلاب اسلامی را با قدرت بیشتر ابراز کرد و آنان در مرحله «انتقام» با همکاری گروهک‌های ضدانقلاب دیگر ۱۷ هزار شهروند ایرانی را به شهادت رساندند. در این میان واکاوی مناسبات حاکم در دهه ۶۰ از منظر فعالیت تروریستی و خشونت‌آمیز گروهک‌های ضدانقلاب و تبعات آن بر پیکره جامعه ایرانی امری مغفول مانده است. در طراحی جنگ شناختی دشمنان انقلاب اسلامی تکاپو برای برساخت روایت خلاف واقع از رویداد‌های پیروزمندانه ملت اولویت دارد تا با ایجاد سوگیری شناختی، روایت تحلیلی مطلوب خود را بازتولید کنند و بیشترین تمرکز آنان هجمه به دهه ۶۰ به مثابه «دهه افتخارات بزرگ» ایرانیان است. در مقطع کنونی – هرچند دیرهنگام- باید «مبارزه با تروریسم» را فراتر از مناسبت تقویمی بنگریم و در تکاپو برای مسئله‌مندسازی مبارزه با تروریسم به خصوص از منظر جامعه‌شناختی در تصمیم‌سازی کارگزاران سیاسی- فرهنگی کشور پرداخت. نقطه عزیمت سیاست مبارزه با تروریسم باید با تعیین صورت‌بندی از مختصات مفهومی آن از منظر منافع ملی باشد. در برهه زمانی که ضد تروریسم ابزاری علیه اهداف استکباری بدل گشته است و کشور‌های غربی به بهانه آن مرتکب رفتار‌های غیرانسانی و جنایت‌آمیز مانند کشتار شهروندان بی‌گناه عراقی و افغان و.. می‌شوند. باید در گام اول به واسازی فهم تروریسم و دلالت‌های معنایی آن بپردازیم و در گام دوم تلاش برای بازسازی مفهومی آن مبتنی بر آموزه‌های اسلامی صورت بگیرد. «جهاد تبیین» بستر مناسبی در این انگاره‌سازی تحلیلی خواهد بود، زیرا به تعبیر رهبرمعظم انقلاب اسلامی «در این جهادی که وجود دارد، در این جنگ بی‌امانی که وجود دارد بین اسلام و کفر، بین حق و باطل، بین روایت دروغ و حقیقت -این جنگی است بین اینها- ما در کجای این جبهه قرار داریم و حضور داریم؟» در راستای این فرضیه قطعی و فوری پیشنهادات سیاستی ذیل طرح می‌گردد:
۱. تاریخ شفاهی ترور؛ حافظه جمعی ایرانیان در دهه ۶۰ دریچه مهم در ادراک مناسبات آن مقطع زمانی است. باید در این بستر به ثبت خاطرات قربانیان و شاهدان ترور پرداخت و آنان منابع بدیع برای حافظه ملی ایرانیان هستند و از سوی دیگر مکان-خاطره‌های ترور بستر مناسبی برای شناخت تبیینی نسل جدید از تاریخ معاصر کشور خواهد بود. همچنین از منظر جامعه شناختی باید تبعات گسترش سایه شوم تروریسم بر زندگی روزمره شهروندان ایرانی در دهه ۶۰ واکاوی شد.
۲. هنر علیه تروریسم؛ هرچندبخشی از نبرد با تروریسم مخصوصا در بعد تروریسم دولتی با ابزار‌های نظامی محقق خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران در این عرصه دارای توانمندی بارزی است، اما بخش دیگر این مبارزه، روایت‌گری آن با اتخاذ سیاست‌های فرهنگی با تولیدات هدفمند هنری مانند فیلم و تئاتر است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار