کد خبر: 110208
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۸۸ - ۱۹:۲۴


از سفر نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا به چین و انتشار اطلاعیه شانگهای مبنی بر آغاز روابط دو کشور حدود 37 سال می‌گذرد و با وجود گذشت بیش از سه دهه از برقراری مجدد روابط دیپلماتیک بین دو کشور که با روی‌کار آمدن نظام کمونیست قطع شده بود، طرفین همچنان نیازمند همکاری با همدیگر هستند.
مناسبات تجاری چین و ایالات متحده درروابط دوجانبه این دو کشور از اهمیت و حساسیت زیادی برخوردار است و این امر زمانی اهمیت می‌یابد که اقتصاد آمریکا در برابر چین و ژاپن و کره جنوبی، از چند سال پیش به کسری موازنه تجارتی دچار است و از طرفی واردات آمریکا از چین نیز در سال‌های اخیر نزدیک به پنج برابر حجم صادرات آمریکا به این کشور است.
در واقع اقتصاد دو قدرت جهانی هیچگاه تا این حد به هم وابسته نبوده است. آمریکا تنها با استفاده از اعتبارات چین است که می‌تواند بودجه عظیم خود را تنظیم کند و چین تنها به یاری بازار و سرمایه‌گذاری‌های آمریکاست که می‌تواند به رشد سریع ادامه دهد. البته باید گفت که از نظر مالی وابستگی آمریکا به چین بیشتر است یعنی ایالات متحده دست کم ۸۰۰ میلیارد دلار به چین بدهکار است و سران چین قصد دارند با استفاده از موقعیت کنونی، ایالات متحده را وادار کنند که سیاست پولی دقیق‌تری اتخاذ کند، این در حالی است که اگر ارزش دلار سقوط کند، اقتصاد چین نیز به شدت آسیب می‌بیند و چین نگران است که در شرایط بحران اقتصادی و گسترش رکود و بیکاری، بازار آمریکا را از دست بدهد. البته این تنیدگی روابط و وابستگی تجاری دو کشور باعث شده بسیاری از موارد اختلافی بین دو کشور حداقل در مواردی کم رنگ شود. مثلاً حساسیت کمتر آمریکا در عرصه حقوق بشر و انتقادات صوری از چین بهترین نمونه بروز این وابستگی متقابل است که این امر البته انتقادات زیادی در داخل و خارج از آمریکا ‌به دنبال داشته است.
ولی با وجود این علاقه به همکاری و پیچیدگی روابط، مشکل اصلی تردید طرفین در مورد فرجام این تعامل و مشکلات سیاسی و اقتصادی فی‌ما‌بین است.
اگرچه چین و آمریکا از بزرگترین شرکای تجاری جهان با حدود 400 میلیارد دلار ارزش مبادلات تجاری هستند و دو کشور دارای روابط در هم تنیده‌ای در حوزه‌های اقتصادی و تجاری با یکدیگر هستند اما افزایش مناسبات تشدید اختلافات اقتصادی و تجاری را نیز برای هر دو طرف به دنبال داشته است.
انتقاد چینی‌ها ازحضور نیروهای آمریکایی در اقصی نقاط جهان از جمله شبه‌جزیره کره، گسترش سلاح‌های هسته‌ای و کشتارجمعی توسط آمریکا ‌و دخالت در امور داخلی کشورها از جمله مسأله دالایی لاما در تبت و استقلال تایوان و سیاست‌های حمایت‌گرایانه آمریکا ‌و تعرفه‌های تنبیهی که بر کالاهای چینی اعمال می‌کند از یکسو و مسأله نقض حقوق بشر در چین، پایین بودن ارزش یوان (پول چین) در مناسبات تجاری آمریکا ‌و چین، راه‌های غلبه بر بحران اقتصادی در جهان، تغییرات آب و هوایی، صادرات کالاهای ارزان چینی به آمریکا، موضوع دامپینگ و افزایش خیره‌کننده بودجه نظامی و دفاعی چین در سال‌های اخیر و مسأله بندر گوادر در پاکستان از طرف دیگر باعث شده تحلیلگران آینده با ثباتی در مناسبات دو کشور پیش‌بینی نکنند.
با این اوصاف این سؤال مطرح است آیا سفر اخیر اوباما به چین می‌تواند مشکلات و اختلافات ریشه‌ای بین دو کشور را حل کند؟ آیا با وجود اختلافات اقتصادی، سیاسی و نظامی و مسائل مهم بین‌المللی مانورهای اوباما را می‌توان دلیلی بر آغاز فصل نوین در روابط دو جانبه قلمداد کرد؟ در پاسخ باید این گفته اوباما قبل از سفر به چین را یادآور شد که من فقط به چین آمده‌ام تا این کشور را بیشتر درک کنم. اوباما شاید بر این امر واقف شده که نباید روی چین حساب باز کند و انتظار داشته باشد همانند برخی دیگر از کشورهای منطقه در صورت لزوم یک بله قربان‌گوی صرف باشد.
اوباما در آستانه سفر به چین گفت: رشته‌ای از مسائل حاد جهانی تنها در همکاری با این کشور بزرگ قابل حل است و مشاوران باراک اوباما نیز بر این عقیده‌اند که بدون همکاری چین نمی‌توان در قضایای مهم بین‌المللی مانند گرمایش زمین، بحران اقتصادی و برنامه هسته‌ای کره شمالی و ایران به موفقیت دست یافت.
شاید بتوان گفت که اوباما امیدوار است دست‌کم در دو زمینه همراهی چین را در قبال تغییرات جوی و برنامه هسته‌ای ایران جلب کند غافل از اینکه چین بارها ثابت کرده نمی‌خواهد همچون روسیه مناسبات خود با ایران را فدای اهداف یکجانبه گرایی آمریکا ‌بکند و در مصاحبه اخیر نخست‌وزیر چین پس از ملاقات با اوباما به خوبی روشن است که وی بر حل مسالمت‌آمیز مسأله هسته‌ای ایران تأکید‌ کرده و درست بر خلاف روس‌ها که در اظهار نظری متفاوت از قبل احتماًل در پیش گرفتن گزینه‌هایی غیر از گفت و گو را مطرح کرده بودند، سخن گفت.
برخلاف تصور بسیاری از ناظران که اختلافات دو کشور را تنها در حوزه روابط تجاری خلاصه می‌کنند، باید گفت مناسبات «سیاسی» دو کشور نیز مملو از تفاوت دیدگاه‌ها و مناقشات است. در واقع مسائلی چون فروش تسلیحات پیشرفته به تایوان، مسأله امنیت در شرق آسیا، مسأله هسته‌ای کره شمالی و ایران، اختلاف نظر در خصوص حل بحران خاورمیانه و مسأله تروریسم و برخورد دوگانه آمریکا ‌با آن مسائلی است که دو کشور همواره بر سر آنها اختلاف دارند این در حالی است که رسانه‌های غربی سعی دارند تا اشکال اختلاف بین چین و آمریکا را محدود به مسائل اقتصادی جلوه داده و دائماً روند همکاری‌های دو کشور را بزرگنمایی کنند با این حال می‌توان گفت با توجه به این اختلافات گسترده، گفت و گوهای «باراک اوباما» با «هو جین تائو» نه تنها سند متقنی از همکاری‌های دو کشورنیست بلکه این سندهای همکاری کاملاً صوری بوده و توافقات طرفین را باید ضمنی و فاقد ضمانت اجرایی دانست که دست کم در بخش‌های سیاسی هرگز قابل تحقق نخواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار