کد خبر: 109864
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۰
نگاهی به"محاکمه در خیابان "ساخته مسعود کیمیایی
جوان آنلاین/علی جعفرآبادی- دو - سه سال پیش ، شنیدن خبر پشت دوربین رفتن دوباره مسعود کیمیایی برای ساخت رییس ، آنهم با فاصله ی نه چندان دوری نسبت به فیلم قبلی ، حکم ، برای" کیمیایی بازان" و طرفداران پروپاقرص سینمای آقای با سابقه ی این سینما ، به همان اندازه شیرین و دوست داشتنی بود ، که تماشای رییس و ترسیم و تصور وضعیت و موقعیت کیمیایی و سینمایش در جامعه امروز ما پس از ساخت آن فیلم آشفته و درهم ، دردناک و نا امید کننده بود . حکم، با تمام ضعف های آشکار و نهان ، با هوشمندی کارگردان در پردازش فضای ورای زمان و مکانش ، اندک طرفداری برای خود دست و پا کرد اما رییس آشفته تر و عجیب تر از آن بود که توان جلب رضایت مخاطبین آثار کیمیایی را داشته باشد . در حرکت از قیصر به جلو و تا زمان معاصر ، کیمیایی کارگردانی شناخته می شود که همواره بر اصول محتوایی آثار خود پافشاری نموده و در ترسیم فضاهای خاص خود – مردانگی مفرط ، فضاهای پست مدرن و غیر رئالیستی ، تکیه بر وجوه خاصی از انسانیت همچون غیرت ، عشق ، رفاقت ، ناموس پرستی و ... – تبحر پیدا کرده است . و هر چه جلو تر بیاییم ، فیلم های کیمیایی کمتر مورد ستایش قرار گرفته و همچنان قیصر و گوزن ها ، شاخص ترین آثار پرونده کاری وی شناخته می شوند و در عین حال ، او بر اصول خود پایبند و به آنها مقید است و دست از تفکرات خود برنمی دارد و همچنان فیلم های او سرشار از مردانگی –زنان تنها حضور گره آفرین دارند و در حکم تزیینات عمل می کنند - و عشق و رفاقت و ناموس و غیرت است . اما در طول زمان ، همان آقای کیمیایی و همان طرز تفکر ، چگونه کمتر مورد توجه و ستایش قرار می گیرد ؟ پاسخ چرایی این موضوع و انواع پارادوکس های دیگر مربوط به مسعود کیمیایی ، در تحلیل موقعیت های مکانی و زمانی آثار وی نهفته است . طبعاً در زمانه ای که قیصر ساخته و پرداخته می شود ، مظروف که همان تفکرات ثابت کیمیایی باشد ، در ظرف متناسبی قرار می گیرد ، و زیبا جلوه می کند ، و در زمانه رییس ، باز هم همان طرز تفکر ، این بار در ظرفی جای می گیرد ، که تغییراتی بنیادین و اساسی با زمانه قیصر دارد و اساساً تاب پذیرش تفکرات کیمیایی را ندارد . اگر در سال های میانی دهه 40 ، ذره ای نیز رفاقت ها به سبک خاصی از رفاقت فداکارانه و جان نثارانه آرمانی کیمیایی شباهت و همخوانی داشت ، اگر تعریف عشق در جامعه رئال و حقیقی آن دوران ، هم پوشانی قابل توجهی با عشق ناموس پرستانه و افراطی ذهن آقای کیمیایی داشت ، اگر سبک بیان و دیالوگ عامه مردم با دیالوگ نویسی او مانوس بود ، یا حتی اگر در ساده ترین مثال ، مبارزه و نزاع در بطن جامعه ، همچون آثار کیمیایی دلایلی چون خیانت و ... و ابزاری چون چاقو و قمه داشت ، قیصر این گونه ستایش می شود . در ابتدای دهه 80 ، کیمیایی با شناخت صحیح تغییرات وسیع جامعه ، برای روایت داستان دیگری با همان درونمایه های ثابت ، اینبار خود دست به پردازش فضای تازه ی بی زمان و مکان یا حد اقل شناخته نشده ای می زند که آماده پذیرش محتوای دلخواه او باشد و نتیجه، فیلمی است به نسبت قابل قبول به نام حکم . و در میانه دهه 80 ، رییس مسعود کیمیایی ، نا مانوس و غیر قابل باور و یکی از آشفته ترین آثار سینمای ایران لقب می گیرد ، چرا که این بار کیمیایی داستان و محتوای پست مدرن خود – انسان ها ، فضا ها ، چهره و صحنه پردازی ها ، دیالوگ ها و درونمایه های غیر رئال – را در لایه های جامعه ای به تصوبر می کشد ، که به شدت با فضای فیلم غریبه است . اگر تک تک دیالوگ ها ، صحنه ها ، طنز و شوخی ها و ... فیلمی همچون درباره الی ... برای یک ایرانی دهه 80 باور پذیر و فیلم به مثابه آینه ای ، قشر های مختلف جامعه را به تصویر می کشد ، رییس کیمیایی سرشار از غریبگی و بیگانگی است . آقای فیلمساز ، این بار فراموش کرده بود که زمانه قیصر به پایان رسیده ، و ما در عصر تازه ای زندگی می کنیم . و حالا مسعود کیمیایی پشت دوربین رفته تا فیلمی با نام" محاکمه در خیابان" را ساخته و پرداخته کند . تلاش برای الصاق خود به عنوان یک کارگردان کار بلد ، به این زمانه تازه ، عصر تازه .
محاکمه در خیابان
پیش از ورود به بحث اصلی پیرامون فیلم تازه ، بد نیست به این نکته نیز اشاره ای داشته باشیم که نحوه تبلیغات و فضا سازی برای اکران فیلم محاکمه در خیابان ، در نوع خود و در این سینما کم نظیر و بلکه بی نظیر بود . پخش آنونس های فیلم با این شدت و فراگیری ، تهیه پوستر های فیلم با طراحی تازه و کمتر دیده شده و ارائه آن به مخاطبین از مدت ها پیش از آغاز اکران ، و همچنین برپایی مراسم فرش قرمز برای افتتاحیه نمایش فیلم ، جزو امور پیشتر انجام نشده و تجربه نشده ای بودند که به گواه فروش فیلم ونحوه استقبال از آنها ، مثمر ثمر نیز واقع شدند .
اینکه چرا مسعود کیمیایی پس از فیلم خوش رنگ و لعاب رییس ، فیلمی با این نحوه تصویر برداری و با این لنز خاص مرده و در عین حال جذاب را کارگردانی می کند ، احتمالاً از این دو حالت خارج نیست . ابتدا آنکه طبیعتاً نگرش رسمی ، حتی به یکی از با تجربه ترین فیلمسازان کشور نیز اجازه بروز انتقاد و طرح مسائل خاص از دید منفی در یک اثر سینمایی را آنهم به شکلی کاملاً رو و قابل درک نمی دهد . پس فیلمساز برای رفع این موانع ، ناگزیر از برگزیدن راه تازه ای و البته پنهان گو تری برای بیان مسائل درونی خود می شود . و محاکمه در خیابان و سازنده آن نیز ، روایت داستان بر یک بستر سیاه و سفید را ترجیح داده و با استفاده از همین حربه ، و امید به اینکه تماشاگر فهیم در پی رمز گشایی از این تعداد فراوان نمای هلی شات از خیابان های تهران ، آنهم به این صورت تاریک و ساکن باشد ، اقدام به طرح مسائلی می کند . و دوم ، آنکه کیمیایی نیز ناچار از بازگشت حداکثری به زمانه ساخت آثار با ارزش خود شده و موقعیت خود را درک کرده ، و در این راه حتی از تغییر دادن جنس تصاویر به گونه های قدیمی آن نیز فروگذار نکرده است . در ادامه بحث های مطرح شده در بخش قبل ، اشاره شود که اینگونه تغییر دادن جنس تصاویر و دکور ها ( فضاهای فیلم تا آنجا که امکان پذیر بوده است از تهران رئال دور و بیشتر به فضایی قدیمی و بازسازی شده شبیه است ) ، بیشتر به مثابه تغییر اجباری ظرفی است که قرار است تفکرات کیمیایی را در خود بگنجاند ، تا بیان ضمنی مطلب یا پیامی . هنگامی که کارگردان ، موفق شد که به مخاطب خود بقبولاند که این مکان برای تو آشنا نیست ، او هم کمتر توقع شراکت در سیر داستان و درگیری با تک تک اجزای آن را دارد . و این یعنی حل مسئله از راه طی کردن مسیر به صورت برعکس و به نوعی دست پیش را در مواجهه با مخاطب گرفتن . قبل از اینکه مخاطب به این نتیجه برسد که فضای فیلم برایش نامانوس است و به تبع آن امکان برقراری ارتباط را با فیلم پیدا نمی کند ، متوجه می شود که با فیلمی روبه روست که نا آشنایی با آن ، امری " طبیعی " است ، نه مذموم . و این یعنی الصاق خود به زمانه تازه . به عصر تازه ای که درباره الی ... را می ستاید ، و در جستجوی چنین آثاری است .
حرف بزنی خط می ده ...
داستان محاکمه در خیابان ، حکایت عشق و خیانت است در یک بستر شهری و خشن . با دو قصه ی موازی در هم تنیده شده – به سبک سینمای مدرن هالیوود - و تعداد نسبتاً زیادی بازیگر و ریتمی تند . و مفاهیم نهفته در داستان ، با توجه به پرداخت اولیه داستان از طرف اصغر فرهادی ، به شدت به آثار فرهادی و خصوصاً آخرین فیلم وی – درباره الی ...- نیز نزدیکی و جناس دارد . تم اصلی جاری در فیلم ، قضاوت ، آنهم به شکلی زودهنگام و پیش از موعد است از طرف داماد جوانی – پولاد کیمیایی- نسبت به همسر خود ، در شب عروسی این دو . منشاء اصلی این شک و قضاوت ، دیدار داماد با دوست قدیمی مکانیک خود – حامد بهداد – است – پس از آن سکانس نچسب گل فروشی که البته دیالوگ به شدت به جای" حرف بزنی خط می ده" را در دل خود داشت - و خبری که از طرف دوست به او می رسد و داماد را در پی تحقیق و تفحص می فرستد . سکانس مکانیکی و دیدار دو دوست از بهترین سکانس های فیلم و لحظات" یا حسین" گفتن های امیر ، هر چند بسیار نا پخته و زود هنگام به نظر می رسد ، اما از بهترین پلان های فیلم و بازی پولاد کیمیایی در این پلان بهترین بازی او در تمام طول فیلم به نظر می رسد . همزمان با این قصه ، که" ابد" ( عبد الله ) نیز جزوی از آن است ، شاهد داستان دیگری از خیانت دیگری در خانواده دیگری هستیم . سه شخصیت اصلی – فروتن ، کریمی و همسر وی – عاملان این قصه اند که در اواخرفیلم با قصه ی اولیه – ابد و امیر – تلاقی پیدا کرده و گره اصلی داستان نیز در همین تلاقی گشایش مییابد . تمامی سکانس های پنج – شش دقیقه ای محمد رضا فروتن ، قدرت نادیده گرفته شده کیمیایی در به بار آوردن یک فیلم گنگستری را به شدت به رخ کشیده و به طرز عجیبی دوست داشتنی و فوق العاده از کار در آمده اند . به بحث اصلی برگردیم ، که شباهت فیلمنامه به تم جاری در آثار نگارشی و تصویری اصغر فرهادی بود . غافلگیری پایانی فیلم ، و تصویر بسته آن عکس و دیالوگ ابد ، که آخرین دیالوگ آن فیلم نیز هست ، بیشتر از هر لحظه ی دیگری مخاطب خاص و پیگیر را به یاد دایره زنگی یا چهارشنبه سوری انداخته و هم چنین است خط اصلی محتوایی داستان امیر و همسر وی ، که می توان آنرا " دروغ ناپسند برای رفع یک مشکل " دانست ، عیناً خط محتوایی اصلی فیلم آخر فرهادی نیز هست . و به سبک سینمای مدرن این سالها مبنی بر دخالت دادن تماشاگردر قضاوت بر سر مسائل درونی فیلم ، مخاطب محاکمه در خیابان نیز بر سر چالش بزگ دروغ یا نابودی قرار گرفته و وظیفه نتیجه گیری و ارائه حکم بر گردن وی باقی می ماند .
پدران و پسران
پولاد کیمیایی به هر حال و با هر منطق قابل تصور یا غیر قابل تصوری که برای ایفای نقش اول فیلم برگزیده شده باشد ، بازی قابل قبولی را ارائه نمی کند و حتی در مواقعی به شدت گل درشت و تصنعی در کالبد نقش امیر فرو می رود . این موضوع که او از دیگر بازیگران فیلم های کیمیایی به وی نزدیکتر و با عقاید او آشناست ، همواره امری منفی به نظر رسیده و بازی پسر را چندین سر و گردن در فیلم های اخیر پدر از دیگر بازیگران پایین تر و گل درشت تر نموده است . در محاکمه در خیابان ، حامد بهداد نیز مثل اکثر فیلم های پیشین ، جذاب و باور پذیر ایفای نقش می کند ، و در کنار محمد رضا فروتن ، در عین کوتاهی نقش ها به عنوان بهترین بازیگران فیلم شناخته می شوند . نیکی کریمی فرصت کافی برای بروز نقش پیدا نکرده و همچنان و به سیاق حکم و رییس ، تازه بازیگران فیلم که از میان هنرجویان کارگاه سینمایی کیمیایی برگزیده شده اند ، ضعف های عمده بازیگری دارند و توان پا به پایی با بازیگران دیگر فیلم را ندارند .
از لاله زار که رد می شم ...
برای مخاطبین قدیمی فیلم های کیمیایی ، طرز دیالوگ نویسی فیلم جدید با وجود شباهت تقریبی به تجربه های پیشین ، به شدت تهی تر از دیالوگ های خاص کیمیایی شده و منهای دو سکانس ابتدایی و درون تاکسی انتهایی فیلم ، در اکثر سکانس های فیلم ، یا از دیالوگ های شاعرانه مورد علاقه کیمیایی استفاده نشده است ، یا مانند سکانس های ابتدایی بازی فروتن ، در خدمت قوت گرفتن فیلم و شیوایی بیشتر مطالب هستند . و به همین شکل ، محاکمه در خیابان از مضامین نوستالژیک کیمیایی- همچون سینما و رفاقت های دوران جوانی و ...- نیز تهی تر و تقریباً به طور مطلق خالی است . موسیقی متن فیلم به شدت عالی و یکی از بهترین موسیقی های متن سینمای ایران است . ترانه انتهایی فیلم نیز – طبق معمول با صدای رضا یزدانی – بیش از آنکه به تقلید از ترانه های قبلی ، در پی تعریف و روایت این مضامین باشند ، جمع بندی انتقادات اجتماعی کیمیایی است که در دل فیلم کمتر امکان بروز پیدا کرده و با این لغات ترانه – همه ی شهر متهم اند ...- مجال بیان پیدا می کنند . البته اگر سینماداران محترم پیش از شروع ترانه ، با روشن کردن چراغهای سالن و بازکردن دربهای سینما و هدایت تماشاگران به بیرون ، اجازه شنیدن ترانه را بدهند !
و باز هم آقای کیمیایی
محاکمه در خیابان از زوایای گوناگون ، به هر حال به نسبت حکم و رییس فیلم بسیار بهتر و جذاب تر و البته سر راست تری ست که تکلیف خود را با خود از قبل روشن کرده و فاقد آشفتگی است . برای طرفداران سینمای این مرد باسابقه سینما ، تماشای این فیلم همچنان امید تماشای یک شاهکار را از کیمیایی زنده نگه می دارد . اگر کیمیایی به کیفیت بالای فصل های مربوط به محمد رضا فروتن در همین فیلم دقت کرده ، و در پی ادامه دهی آن باشد ، و تنها کمی از اصرار خود بر تغییر همه عوامل به نفع بیان حرف های خود بکاهد ، و سعی در شناخت بیشتر زمانه ما داشته باشد ، می توان انتظار داشت که او فیلمی را کارگردانی کند که برای تحلیل آثار بعدی او ، همچنان چهل سال به عقب بازنگردیم و قیصر ، ملاک کیمیایی شناسی ما نباشد . سینمای کیمیایی ، معیار و ملاک تازه ای می خواهد ، به غیر از قیصر . شاهکار تازه ای در زمانه ی جدید . عصر جدید .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار