«وضعیت زرد» مجموعهای طنز با مضمونی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به کارگردانی مجید رستگار و تهیهکنندگی مسعود ملکیمشهور است. «وضعيت زرد» مجموعهاي طنز با مضموني سياسي، اجتماعي و فرهنگي به كارگرداني مجيد رستگار و تهيهكنندگي مسعود ملكيمشهور است. در اين اثر كه به همت خانه فرهنگ انقلاب اسلامي تهيه و توليد شده است، مباحث جدي مانند اخراج دانشمندان جوان از تأسيسات هستهاي كشور و نيز نقد مسائلي مثل سلبريتيبازي و سگ و گربهبازي از سوي برخي افراد جامعه وجود دارد. سازندگان آن معتقدند اين اثر در فضاي «سيتكام» (کمدی موقعیت) به مسائل ميپردازد. پخش فصل دوم اين سريال از شبكه2 در حالي كه فصل اول آن از شبكه3 پخش شد و نيز برخي انتقادات نسبت به محتواي آن حرف و حديثهايي را در فضاي رسانهاي ايجاد كرد. «جوان» به منظور نقد و بررسي و نيز پيگيري و روشن شدن برخي حواشي فصلهاي دوگانه سريال «وضعيت زرد» ميزبان مجيد رستگار، كارگردان و همچنين زينالعابدين تقيپور، بازيگر اصلي اين سريال در روزنامه جوان بود.
ايده ساخت سريال «وضعيت زرد» چطور شكل گرفت؟ توليد اين سريال سفارش سازمان بود يا ابتكاري از سوي شما؟
مجيد رستگار: واقعيت اين است كه نه فقط سريال «وضعيت زرد» بلكه مابقي كارهاي تيم سازنده اين سريال بر اساس دغدغه شكل گرفتهاند و چيزي به اسم سفارش وجود ندارد. هر چيزي كه جاي خالي آن احساس شود، ورود ميكنيم و اعتقادي به نشستن و منتظر ايده و سفارش گرفتن از ديگران نداريم.
منظورتان اين است كه كسي از شما و سريال حمايت نكرد؟
دقيقاً يادم ميآيد كه براي توليد فصل اول سريال «وضعيت زرد» هيچ جايي از ما و سريال حمايت نكرد و هزينههاي آن اصطلاحاً از جيب پرداخت شد و بعد از اينكه كار ساخته شد، عدهاي آمدند گفتند كار چقدر خوب شده، آن را به ما بدهيد! تقريباً ميتوانم ادعا كنم اغلب توليدات دوستان ما به همين منوال ساخته ميشوند. همانطور كه قبلاً گفتم، ما در كارهاي مشابه ديگري چنين تجربهاي را پشت سر گذاشتهايم، مثلاً فيلم «منطقه پرواز ممنوع» كه در اكران موفق شد چيزي حدود 7 يا 8ميليارد فروش را تجربه كند، از سوي كسي حمايت نشد!
سريال «وضعيت زرد» در قالب «سيتكام» توليد شده است، لطفاً در اين زمينه توضيح دهيد.
اين سريال يك شروعي بود در زمينه سيتكام كه به صورت تجربي براي ما اتفاق افتاد، در حالي كه تجارب ناموفقي از سوي برخي افراد كاركشته و خبره داشتهايم كه به سرانجام نرسيدهاند. اساساً وارد شدن به اين عرصه ريسكي و دشوار بود و همه اينها دست به دست هم داد كه دوران جذاب، ولي پراسترسي را تجربه بكنيم و چون همه عوامل به شكل دلي كار را انجام دادند، فكر ميكنم نتيجه كار در فصل اول آن قابل قبول بود و اگر در زمان بهتري پخش ميشد، امكان دريافت بازخوردهاي بهتر خيلي بيشتر بود.
اغلب بازيگران از بين افراد غيرمشهور انتخاب شدند. فكر نميكنيد استفاده متعادلتر و بهكارگيري بعضي بازيگران شناختهشده ميتوانست به ديده شدن بهتر سريال كمك كند؟
زينالعابدين تقيپور: با توجه به تجربهاي كه شخصاً در عرصه بازيگري و كارگرداني دارم، بايد بگويم اين كار ريسك(خطرپذيري) بسيار بالايي داشت. ما هم متوجه اين ريسك شديم و تقريباً تهيهكنندهاي را نميشناسم كه حاضر باشد چنين ميداني را به دست جوانترهايي بدهد كه به قول شما چهره نيستند! حالا شايد جالب باشد كه بگويم در سريال «وضعيت زرد» چنين اتفاقي در پشت دوربين هم افتاده است! شما در پشت دوربين آدمهايي را ميبينيد كه در عين متخصص و باتجربه بودن، داراي انگيزه و ذوق و شوق كارهاي خلاقانه نو و جديد هستند، چهره نيستند و شايد اسمهايشان هم شناختهشده نباشد كه به نظرم اين اتفاقات كار را جذابتر ميكند. ما اين تجربه را هم در فيلم «منطقه پرواز ممنوع» داشتيم و بازيگران اصلي آن كه چند نوجوان بودند و كسي آنها را نميشناخت، در كنار آقاي هادي حجازيفر هنرنمايي ميكردند. هر چند قواعد سينما ما را به اين سمت ميبرد كه انتخاب بازيگران غيرچهره باعث شكست پروژه ميشود.
حتماً تأييد ميكنيد كه اين بحث در مديوم سينما با تلويزيون به دليل توقع و نوع مخاطب خيلي فرق دارد. كسي كه براي ديدن فيلم بليت ميخرد توقعش نسبت به كسي كه جلوي تلويزيون نشسته و شبكهها را بالا و پايين ميكند و همچنين با توجه به طيف سني مخاطبان خيلي متفاوت است!
درست است، اما شايد برايتان جالب باشد كه خيلي از آدمهاي حرفهاي و باسابقه از تهيهكنندهها و كارگردانهاي سرشناسي كه نميتوانم اسم آنها را ببرم، وقتي خروجي فيلم «منطقه پرواز ممنوع» را ديدند، همه آنها اذعان كردند اين فيلم حتماً شكستخورده است، به علت اينكه چهرهاي در آن نيست به جز آقاي هادي حجازيفر! حتي يكي از اين عزيزان كه همه ايشان را ميشناسند (به دليل شهرت و سرشناس بودن يكي از 10فيلمساز برتر كشورمان است) گفته بود بياييد و حرمت خودتان را نگه داريد و اصلاً وارد چرخه اكران سينمايي نشويد، كار را به تلويزيون بفروشيد! يا برخي تهيهكنندهها معتقد بودند اگر اين فيلم با دوپينگ و تبليغات عجيب بخواهد اكران شود، نهايتاً ميتواند به فروش 800ميليون تا يك ميليارد برسد، اما اين فيلم در اكران موفق شد به گيشه حدود 5/7 تا 8ميليارد توماني دست پيدا كند كه البته اگر شيوع كرونا نبود چه بسا فروش آن بيشتر هم ميشد.
ميخواهيد از طرح اين مسئله چه نتيجهاي بگيريد؟
ميخواهم بگويم كه در كارها يكسري معادلات پيشفرض وجود دارند كه اين معادلات هميشه هم درست نيست، امكان دارد در يك زمينههايي صادق باشد، حالا در مورد سريال هم به طريق اولي! ميتواند متفاوت عمل كند.
يعني براي اثبات چنين احتمالي كه در مورد فيلم «منطقه پرواز ممنوع» افتاده است، بازيگران كمتر شناختهشده را براي بازي در سريال «وضعيت زرد» انتخاب كرديد؟!
قطعاً نه! ولي مثلاً احساس ميشد برخي بازيگران طناز ما كه چهره هم هستند، انگيزه لازم را براي ورود به حيطهاي مثل «سيتكام» كه در فصل اول اين سريال بيشتر بود، ندارند. نكته ديگر اين است كه بازيگران سرشناس نقشهاي كوتاه را قبول نميكنند. الان خيلي از بازيگران حتي ديگر فيلمنامه را نميخوانند و سر صحنه همان چيزي را كه هميشه بازي كرده و مرسوم بوده با همان تيكههاي تكراري بازي ميكنند! اين بازيگران از سمت كارگردان شكلپذيري ندارند و بعضي اوقات ما ميبينيم كه كارگردان هر چقدر تلاش ميكند تا بازيگر را به سمت آنچه در ذهنش دارد، حركت دهد و بازي بگيرد، بازيگر كار خودش را ميكند. ما در فصل اول سريال دورخوانيهاي زيادي داشتيم كه بعيد ميدانم بازيگران چهره بپذيرند (از نظر بازي) به سمت آنچه تيم كارگرداني در ذهن دارد، حركت كنند! تجربه اين چند وقت به ما ثابت كرده است اگر قصه درست بيان شود، مخاطبي كه سالهاست عادت كرده است بازيگر چهره ببيند، به آن اقبال نشان میدهد. در واقع مخاطب داستان خوب ميخواهد نه لزوماً بازيگران سرشناس و شناختهشده!
آيا چنين گزارهاي در مورد سريال «وضعيت زرد» هم صدق ميكند؟
احساس ميكنم آن اتفاق خوب در بين بازيگران افتاده است، چه اينكه وقتي با بازخوردهاي مخاطبان از افراد سختپسند هنري تا طيفهاي ديگر كه از مسيرهاي گوناگون به دست ما ميرسد، مواجه ميشويم، از رضايتمندي آنها حكايت دارد. قبول دارم حضورنیافتن بازيگران سرشناس براي كار سخت است و بايد تلاش بيشتري كرد اما در فصل دوم سريال اين اتفاق افتاده است و در طول قسمتهاي آن از حدود 10 يا 12 تا بازيگر قديمي و سرشناس استفاده كردهايم كه به موفقيت سريال هم كمك ميكند.
مجيد رستگار: اينكه گاهي گفته ميشود بازيگران چهره غوغا ميكنند، به نظرم اينطور نيست و حتي در مواردی كار را زمين ميزنند! از طرفي ديگر اين بازيگران براي مخاطب تكراري شدهاند و از نظر بازي، آورده جديدی ارائه نميكنند و هيچ بار طنزي ندارند. آورده اين مسئله اين بود كه بسياري از مخاطبان با محتواهاي جديد و بازيهاي جديد مواجه ميشوند. ما تنها مشكلي كه در فصل اول داشتيم، مسئله كوتاه بودن زمان و كم بودن تعداد قسمتهاي سريال بود، اگر به جاي 13قسمت، سريال 30قسمتي ميشد، شايد مخاطب ميتوانست با قصه ارتباط قويتر و بهتري برقرار كند.
در فصل دوم، قصه بسط و گسترش بيشتري پيدا كرده و هم تعداد قسمتها و بازيگران بيشتر شدهاند.
بله، تعداد بازيگراني كه ما در هر قسمت داريم به نسبت قسمتهاي فصل قبل خيلي بيشتر هستند. در فصل دوم قسمتهايي داشتيم كه حدود 15بازيگر و هنرور در آن بازي ميكنند اما در فصل قبل واقعاً اين اندازه نبود، ضمن اينكه در اين فصل خردهپيرنگها زيادتر شده است و سعي كردهايم اتفاقات بهتري بيفتد.
پرداختن به موضوع اخراج دانشمندان هستهاي و تغيير شغل دادن آنها در سريال «وضعيت زرد» حاصل جسارت تيم سازنده است يا اعتماد مديران شبكه يا صداوسيما؟
مجيد رستگار: سازنده! واقعيت اين است كه همه چيز به عهده سازنده است.
اين حرف شما از نظر شكلي درست، اما بالاخره ميدان دادن به چنين محتوايي و فرستادن آن روي آنتن بحث ديگري است!
زينالعابدين تقيپور: متأسفانه در خيل مسئولان فرهنگي كشورمان كه بسياري از آنها افراد فهميده و توانمندي هم هستند، برخي مديران فرهنگي هم وجود دارند كه اهل ريسك غيرمنطقي هستند. بارها شده است يك مجموعه سريالي يا سينمايي را به بهانه جوانگرايي دست كسي سپردهاند كه هيچ تجربه و رزومهاي در آن عرصه ندارد، اين ريسك باید بر اساس يك اصول و منطقي صورت بگيرد! از آن طرف خيلي از مديران ما جسارت ريسك كردن( خطر كردن) را ندارند و مدام دنبال سپردن كارها به چهرههاي سرشناس هستند يا اينكه گاهي اوقات ميبينيم، مثلاً گل برنامههاي تلويزيوني را به كسي ميدهند كه در فضاي مجازي و خصوصي به نظام ناسزا ميگويد يا نسبت دروغ ميدهد! (البته منظورم مديران فعلي سازمان نيستند). مثلاً در فصل اول ما بعد از اينكه كار را با تمام سختيهايش به پايان رسانديم، تازه دوستان گفتند مثل اينكه كار خوبي از آب درآمده است، بدهيد ما پخش كنيم! اين در حالي است كه تا قبل از ساخته شدن هيچ مديري از توليد كار حمايت نميكند، با اين توجيه كه مثلاً كارگردان يا نويسنده يا بازيگر سريال را نميشناسند! ما اين تجربه را هم در رابطه با كليپ «ايستادهايم» كه مورد توجه و تفقد مقام معظم رهبري قرار گرفت، داشتهايم. بعد از اينكه كار با هزينه شخصي ساخته شد و رهبر معظم انقلاب از كار تعريف كردند، سريع برخي گروهها سراغ ما آمدند كه بياييد تا «ايستادهايم2» را باهم بسازيم!
يكي از محسنات سريال «وضعيت زرد» استفاده از بازيگراني است كه مدتهاست مخاطب كار جديدي از آنها نديده و حتي در مواردي آن را از ياد برده است. لطفاً در اين زمينه توضيح دهيد.
مجيد رستگار: تقريباً در فصل اول سريال هم چنين برنامهاي داشتيم و يكسري از بازيگراني كه قرار است انتخاب شوند، جزو سلبريتيها نباشند اما آدمهايي باشند كه سالها زحمت كشيده و كارهاي خوب و خاطرهانگيزي براي ما انجام دادهاند. ما دنبال اين نبوديم كه چون يك بازيگر خوبتر ميخواهيم تا بتواند نقش مورد نظر را دربياورد، به دنبال بازيگران معروف برويم، نه. در فصل دوم هم سعي كردهايم يك اداي ديني نسبت به اين عزيزان داشته باشيم كه يكي از بهترين اتفاقات در مسير ساخت سريال «وضعيت زرد» است.
فصل اول سريال از شبكه3 سيما پخش شد اما طي اتفاقي نادر و البته جالب شاهد پخش فصل دوم «وضعيت زرد» از شبكه2 سيما و قرار گرفتن در كنداكتور آن بوديم كه اظهارات متفاوتي را در پي داشت؛ از اختلاف تيم سازنده با مديران شبكه3 سيما گرفته تا قرار گرفتن حامد بامروتنژاد، تهيهكننده فصل اول آن به عنوان مدير شبكه2. علت اصلي اين جابهجايي غيرمنتظره چه بود؟
مجيد رستگار: من فكر ميكنم كساني كه اين شايعات را مطرح ميكنند، هدفشان زدن گروههايي است كه سعي ميكنند روي پاي خودشان بايستند.
زينالعابدين تقيپور: من اين نكته را هم از قول آقاي ملكي به عنوان تهيهكننده فصل دوم عرض ميكنم هم اطلاعاتي كه در اين زمينه دارد. به واسطه محرم و صفر نميتوانستيم سريال «وضعيت زرد» را به دليل محتواي طنزش در آن ايام پخش كنيم؛ بايد قبل از اين دو ماه كار به اتمام ميرسيد و حتي كار پرفشاري كه گروه در ماه مبارك رمضان و با زبان روزه انجام داد، به خاطر اين بود كه سريال به پخش قبل از محرم و صفر برسد، از طرفي شبكه3 سيما هم تلاش زيادي كرد و خيلي از حاشيههايي كه پيرامون كار ايجاد شد با حمايت جدي آقاي فروغي برطرف ميشد.
موردي را مثال ميزنيد؟
مثلاً مميزي پخش سازمان يكسري اصلاحات براي پخش قسمت اول سريال داده بود كه يكي از آيتمهاي آن اين بود كه سعيد كاظمي (نقش اول سريال با بازي زينالعابدين تقيپور) دانشمند هستهاي نباشد و از سازمان انرژي اتمي هم اخراج نشده باشد! در واقع با اين كار كل قصه و سريال به باد ميرفت و گفته بودند اگر اصلاًحيه انجام نشود، سريال پخش نميشود كه ورود جدي آقاي فروغي به موضوع و حمايت ايشان باعث شد حواشي متعددي مانند اين را از سر بگذرانيم. از سوي ديگر باكس شبكه در ايام قبل از شروع ماه محرم همين سريالهاي «حكم رشد» و «تازهوارد» بود و هر چقدر ما بالا و پايين كرديم كه پخش سريال به بعد از محرم و صفر و جام جهاني فوتبال موكول شود، امكانپذير نبود. ظاهراً آقاي ملكي (تهيهكننده سريال) مشورتهايي كرده بودند كه اگر كار به ايام محرم برسد، زحمت بچهها هدر ميرود، از طرفي با هماهنگي و شرايط و بستري كه در باكس شبكه2 ايجاد شده بود، سريال «وضعيت زرد» به شبكه2 منتقل شد و عملاً ربطي به آقاي فروغي يا انتصاب حامد بامروت نژاد به عنوان مدير شبكه2 سيما نداشت، از طرفي هم تهيهكننده كار اصرار داشت سريال به پخش برسد.
وجه تسميه اين سريال چيست؟
مجيد رستگار: اسمگذاري اين سريال يك مسئله چندوجهي بود كه يك بخش آن مربوط به بحث انرژي هستهاي و كيك زرد بود و اينكه مردم اجازه نميدهند اين وضعيت قرمز شود و پاي حفظ آن ايستادهاند. يك بخش ديگر آن به اجتماع ربط دارد و بخش ديگري به مسئله فرهنگ.
زينالعابدين تقيپور: بخشي هم به فضاي سلبريتي بازيهاي زرد و رسانههاي زرد و خبرگزاريها زرد ربط دارد، در واقع همانطور كه آقاي رستگار گفتند يك مسئله چندوجهي است.