کتاب «سردار گیلهمردان»؛ خاطرات مردم گیلان از ایام شهادت حاج قاسم و ابومهدی المهندس به قلم نرجس توکلیلشکاجانی روانه بازار نشر شد. کتاب «سردار گیلهمردان»؛ خاطرات مردم گیلان از ایام شهادت حاج قاسم و ابومهدی المهندس به قلم نرجس توکلیلشکاجانی روانه بازار نشر شد.
به گزارش «جوان» کتاب «سردار گیلهمردان»؛ خاطرات مردم گیلان از ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس به قلم نرجس توکلیلشکاجانی و توسط انتشارات «راه یار» منتشر و روانه بازار نشر شد.
در بخشی از مقدمه این کتاب که هشتمین جلد از عناوین ناشر درباره خاطرات مردمی از ایام شهادت سردار سلیمانی است، چنین آمده است: «کلمه «سردار» برای گیلان و گیلانی، به هیچ وجه واژه غریبی نبوده و نیست. در حافظه تاریخی هر گیلانی، نام سردار، مشحون از قهرمانی و جوانمردی و غیرت بزرگمردی است که در برابر بزرگترین ابرقدرتها ایستاد و به شهادت رسید؛ میرزا کوچک خان جنگلی. با وجود گذشت ۱۰۰ سال از شهادت میرزا، هنوز هم میتوان داستانهای قهرمانانه او را در برابر تجاوز شوروی از زبان قدیمیهای گیلان شنید. هنوز هم نوای حزنانگیز گیلکزنان غیور را میتوان شنید که در سوگ این بزرگمرد تاریخ، ناله و فغان سر میدهند، او را برادر خطاب میکنند، در دل، قربان صدقهاش میروند و از نهایت ایثار و از خودگذشتگیاش که سایه امنی برای مردم فراهم کرد، قدردانی میکنند...
پس از گذشت حدود یک قرن از شهادت سردار جنگل، بار دیگر این واژه در افواه مردم جاری و ساری شده بود. سال۱۳۹۵ بود. در کوچه و بازار نام سردار روی زبانها میچرخید؛ سرداری که قرار بود بیاید و جان دوبارهای به دلهای مردم شهر ببخشد، گویی سردار جنگل زنده شده بود و بار دیگر در کالبد سرداری از دیار کویر به آغوش گیلان بازمیگشت. برگزارکنندگان همایش که میدانستند سردار پرمشغله است و ممکن است دعوتشان را رد کند، دست به ابتکار جالبی زده بودند. آنها با هماهنگی با خانواده شهدا، دعوتنامه را از زبان مادران شهدای گیلان نوشته و از آنان خواسته بودند پای دعوتنامه را امضا کنند.
این ابتکار عمل جالب، کار خودش را کرد؛ دل سردار دلها که شیفته شهدا و ارادتمند خانوادههایشان بود، لرزاند و پشت تریبون همایش رساند؛ همایشی بینظیر که به گفته سردار، هیچ وقت و هیچ کجای دیگر تکرار نشد. جملات سردار نیز نشان از معنویت حاکم بر فضای آن داشت. از جمله اینکه ایشان در آن همایش گفت: من حضور شهدا را در این جمع احساس میکنم... در حاشیه همین همایش هم بود که سردار در جمع رزمندگان گیلانی فاتح نبل و الزهرا و برای قدردانی از این حرکت و جهاد عظیم، انگشترش را به فرمانده گیلانیها، سردار حقبین داد و گفت: «من افتخار میکنم که رشتی هستم، آن رشتی که ما دیدیم و شناختیم.» بعد از آن بود که به گفته سردار حقبین، سردار سلیمانی نذر کرده بود تا وقتی که زنده است، روزی پنج تا صلوات برای گیلانیها بفرستد.
این کتاب کوششی است برای ثبت سوگواریهای مردم گیلان در عزای بزرگمردی که تاریخ به احترامش قیام کرد؛ مردی که سراسر زندگیاش حماسه بود و با شهادتش، حماسهای دیگر آفرید؛ حماسهای که رمز آن، پررنگ شدن کلمه وحدت بود. در سوگ او همه مردم گیلان، به دور از رنگ، قوم، نژاد، لهجه و جناحبندیهای سیاسی به میدان آمدند و چونان عزای عزیرانشان به سوگ نشستند. گویی حالا و بعد از شهادت سردار دلها، نسل ما بعد از گذشت ۱۰۰ سال از شهادت میرزا، معنای لالاییها و آوازهای حزین مادربزرگهایمان را در شهادت سردار به درستی فهم کرد؛ مادربزرگهایی که در رثای سردار جنگل میخواندند و اشک چشمشان را با گوشه روسری پاک میکردند. گویی حالا رسالت نسل ماست که از سردار دلها بگوییم، اشکها و گفتههای مردم در سوگش را ثبت و ضبط کنیم و به گوش آیندگان برسانیم.»
«سردار گیلهمردان» که تحقیق آن بر عهده فاطمه آقایی و زینب کریمی بوده و تدوین آن توسط نرجس توکلی لشکاجانی صورت گرفته است، در ۱۳۶ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان منتشر شده است.