روزگاری کتاب و کتابخوانی و کتابخانهداری یکی از نشانههای توسعه علم و دانش و فضیلتی بیمثال و برخورداری از کتابخانهای پربار، دال بر فرهیختگی و دانشمندی بود و البته هنوز هم بر همین طریق است و کسب سواد و دانشافزایی و طلب فضیلت و فرهیختگی از مدار کتاب و مسیر مطالعه عمیق و معرفتافزایی میگذرد، اما از آن همه شکوه و عظمت گذشته، امروز فروغی کمنور و رنگ را در جامعه شاهد هستیم و امروزه با تمامی تلاشهایی که صورت میگیرد، اقبال عمومی به فرهنگ مطالعه و این طریقت بسیار نازل و بر اساس آخرین آمار مرکز آمار ایران در سال ۹۹، سرانه مطالعه ۱۶دقیقه و ۳۶ ثانیه در روز است.
در این میان تلاشها و برنامههایی هم که برای ایجاد تحول در این زمینه در نهادها و سازمانها و به ویژه رسانهها و رسانه ملی دیده میشود، پرفروغ و جریانساز نیست و بیشتر رفع تکلیف است.
اخیراً تعطیلی موقت برنامه «کتاب باز» و احتمال تغییر مجری این برنامه موجب واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی و فضای رسانهای شد. هر چند با اسم این برنامه که به هر حال برندی برای شبکه «نسیم» تلقی میشود، قرابتی ندارم و بیشتر با شنیدن آن یاد عناوین دیگری مثل کفترباز، قمارباز و سیاستباز میافتیم که وجوه منفی آن بیشتر خودنمایی میکند و در بازار نشر و فروش کتاب هم به کسی که بیشتر دنبال جابهجایی و خرید و نگهداشت کتاب و ست کردن رنگ جلد کتاب با مبلمان و کتابخانه و قفسهها و جمع کردن کتابهای نایاب و کمیاب است و نه مطالعه، کتابباز میگویند، اما در عین حال با اغماض از این تعابیر، این برنامه در عین موفقیت با مجری فعلی در بسیاری از موانع و مشکلات و مسائل مبتلابه کتابخوانان، کتابداران و کتابفروشان، کتابسازان و کتابپردازان ورود نکرده و سکوت پیشه کرده و تلاشی برای طرح این مباحث نداشته است، جای این سؤال باقی است که این برنامه چقدر به درد قشر راستین اهل کتاب و کسانی که با جلوپوست با این مسئله و خلق فرهنگ درگیرند، خورده است؟
نکته دیگر میهمانان این برنامه است که بیشتر سهم کوچکی از وقتشان به کتاب اختصاص داشته است و جزو عوامل حرفهای فرآیند تولید و نشر کتاب و فرهنگسازان مطالعه نبودهاند که این هم یک نگاه لوکس به کتاب است؟
در واقع این برنامه با دنیای واقعی و اصلی کتاب و کتابداری و کتابخوانی فاصله داشته و سراغ وزنههای اصلی کتاب و نشر و مشکلات اساسی نرفته است یا چقدر سعی کرده حال و روز ناشران و تولیدکنندگان کتاب شهرستانی را جویا شود؟ معیشت نویسندگان و سختی زیست آنان چه جایگاهی در کتاب باز داشته است؟
دلایل کاهش مطالعه و ضعف مطالعاتی نسل جوان و بها ندادن به کتابخانهها را در کجای این برنامهها دیدهایم؟ در خصوص تغییر مجری این برنامه وقتی شاهد این همه موضعگیری هستیم، آیا باید باور کنیم همه اینها بیننده این برنامهاند؟ یا اینکه تحت تأثیر فضای مجازی تودهوار پیام توئیت میکنند یا استوری میکنند و اصلاً سروکاری با کتاب دارند؟
چه اگر داشتند که آمار مطالعه این قدر پایین نبود و این قدر حواسها و چشمها و گوشها درگیر گوشیها و موبایلها نبود!
بر این اساس این تغییرات را باید جزو اقتضائات چرخش و گردش نخبگان و تنوع و نوآوری بدانیم و بپذیریم و وقتی مدام از چرخش و گردش نخبگان سخن گفته میشود، اگر امروز در یک برنامه میسر نشود و نتوان یک مجری را عوض کرد، پس کجا و کی باید اجرایی شود؟!
سؤال اساسی دیگر اینکه اصلاً یک مجری تا چند سال مجوز و مهلت دارد در برابر بینندگان ظاهر شود و آیا استیل تکراری او خستهکننده نخواهد بود؟! با همه ظرفیتها و ظرافتهای سروش صحت به هر حال باید فضا را برای دیگر مستعدان جوان هم فراهم کرد.
چرا هر کس نباید سر جای خودش باشد، وقتی کارگردان لیسانسیهها به آن خوبی و هنرمندانه آن همه مخاطب را پشت سر دارد و توان تولید آثار مخاطبپسند را دارد، چرا نباید برود در عرصه نمایش و سرجای اصلیاش قرار بگیرد و حواشی را رها کند.
چندشغلگی و از این شاخه به آن شاخه پریدن هم آفتی برای سلبریتیهاست و البته بستری برای مطرح بودن و مطرح شدن. در هر عرصهای میخواهند، باشند و نظر بدهند، ضمن آنکه حمایت از برنامههای پرمخاطب و مجریان ذینفوذ هم وارد عرصه سیاستزدگی شده و بر اساس سلایق سیاسی حمایت یا مغضوب میشوند که از دیگر آفات فضای فرهنگی و رسانهای کشور است.