خودمانیم دیگر، ما که دستمان به خیلی جاهای دنیا نمیرسد. کرونا هم دو سال است که ولکن معامله نیست و طومار سفرها را به هم پیچیده، اما من عاشق سفرم و شیفته سفرنامههای رنگارنگ. خودمانیم دیگر، ما که دستمان به خیلی جاهای دنیا نمیرسد. کرونا هم دو سال است که ولکن معامله نیست و طومار سفرها را به هم پیچیده، اما من عاشق سفرم و شیفته سفرنامههای رنگارنگ. مثلاً همیشه یکی از فانتزیهایم سفر به نوار غزه بوده است؛ برای همین وقتی فهمیدم یکی از مقصدهای آقای رضوی در کتابش غزه است، دیگر نشد در مقابل وسوسه خواندنش مقاومت کنم. پس با او در مسیرهای دور و درازش همراه شدم، تحسینش کردم، لذتها بردم و نکتهها آموختم.
اسم و رسم: سرباز روحالله!
«من متولد کشمیر تحت کنترل هندوستان هستم. هم مادرم کشمیری است و هم پدرم. اوایل انقلاب ایران، پدر به عشق امام خمینی کار و زندگیاش را در کشمیر رها کرد و به ایران آمد و ماندگار شد، ما هم به دنبال پدر.»
سرباز روحالله رضوی خودش را اینطور معرفی میکند. او عضو اتحادیه بینالمللی امت واحده و یک جهانوطن به تماممعناست. دقیقاً هم همین روحیه جهانوطنی اوست که در قالب این کتاب و در خلال سفرهای هیجانانگیز و متعددش بازنمایی شده است. او تا مقطع ارشد در دانشگاه علم و صنعت درس خواند و بعد از آن برای ادامه تحصیل حوزوی وارد جامعهالمصطفی و ساکن قم شده است.
جمع نقیضین!
«از کشمیر تا کاراکاس» کتاب سرزنده و پرتحرکی است. در عین جدی بودن بسیار بازیگوش است و با وجود غمآلودگی بعضی خاطرههایش بسیار مفرح. اینجا حکایت سفر نه به یک کشور و دوتا و سهتا، بلکه به مقصدهای متنوع و از مسیرهای مختلف است. اینجا قرار است همگی همپای نویسنده به کشورهای مختلف سرک بکشیم و با آدمهایی متفاوت همکلام بشویم. ساختار اثر سفرنامه است، اما محتوایش عملاً از ظرف سفرنامههای معمول بیرون میزند و به حرفهایی جدیتر در لایههای عمیقتر میپردازد. مؤلف اینجا نه یک گردشگر، بلکه مسافری در کوچه پسکوچههای مبارزه است. مبارزه با ظلم که نه مرز میشناسد و نه ملیت. روی همین حساب است که حتی جهانبینیهای متناقض هم میتوانند زیر پرچم این ظلمستیزی و صلحطلبی جمع بشوند. مسلمان و مسیحی و بیدین و کمونیست. چپی و راستی و اینطرفی و آنطرفی. برای همین ساکاگوچی ژاپنی دستدردست نور ازلی از مالزی و موتهو هندو و سرباز روحالله کشمیری و دهها نفر دیگر، زنجیرهای انسانی میسازنند و موفق میشوند در سختترین روزهای محاصره، خودشان را به خاک خونآلود غزه برسانند.
«از کشمیر تا کاراکاس» مثل هر سفرنامه دیگری کلمه و عکس را کنار هم نشانده؛ عکسهایی که البته ایکاش میشد رنگی تماشایشان کرد. کتاب ظاهری دوستداشتنی دارد. طوری که حتی تورقش به سرعت میتواند طیف گستردهای از سلایق را به همسفر شدن با راوی تشویق کند. هر فصلش مربوط به یک سفر است و هر قسمت به بخشهایی کوتاه با میانتیترهایی جذاب تجزیه شده. این کار، مطالعه را سادهتر کرده و خوشخوان بودن قلم نویسنده را بیشتر به رخ میکشد. علاوه بر این نویسنده در عین دوری از پرگویی، جزئیات خوبی از شهرها و مسیر حرکت ارائه میدهد.
پس از ماوی مرمره
بخش اول «سفر به غزه» است. درست بعد از اینکه اسرائیل به کشتی ماوی مرمره از ناوگان آزادی غزه حمله کرد و تعدادی فعال ضدجنگ در عرشه شهید شدند، اعتراضات جهانی شروع شد. امت واحده در ایران با همکاری تشکلهایی از کشورهای آسیایی تصمیم گرفت رسالت ناتمام ناوگان آزادی غزه را تمام کند. ۱۵۰ فعال صلح از ۱۵ کشور راهی سفر شدند. مسیر سفرشان از هند، پاکستان، ایران، ترکیه، سوریه و مصر میگذشت تا سرانجام از طریق مرز رفح پا به نوار غزه بگذارند. آن روزها در شرایطی که مصر ورود ایرانیها را نمیپذیرفت، سرباز روحالله به خاطر تابعیت غیرایرانیاش توانست همراه با همسر و دختر هشتماههاش برای اولینبار وارد فلسطین بشود.
جانان من برخیز و آهنگ سفر کن!
فصل دوم «قدمی تا قدس» نام گرفته و مربوط به حرکت جهانی الی بیت المقدس است. فعالان مردمنهاد دنیا قرار بود از سه مسیر متفاوت خودشان را به نزدیکترین نقطه مرزی به سرزمین اشغالی برسانند و تجمع کنند. این دفعه ناآرامیهای سوریه هم شروع شده است و مسیر حرکت کاروان برای پرهیز از ورود به مناطق جنگی با دفعه قبل متفاوت بود.
اما گذر زمان ضرورت ورود به موضوع سوریه را هم به فعالان ضدجنگ دنیا اثبات میکند. فصل «به دنبال صلح» حکایت طرحی نو با محوریت کشور جنگزده سوریه است. کاروان بینالمللی زائران صلح در سال ۲۰۱۴ سفری پرماجرا را به سمت دمشق آغاز میکند. اغلب مهمانها در خارج از مرزهای ایران اسم و رسمی برای خودشان دارند. از شهردار شهری در استرالیا تا پدر دِیو، کشیش آنجلیکن و اولغایکه از آلمان و مادراگنس و. جمعی از شاعران، نویسندگان و اهالی فرهنگ ایران، مثل علیرضا قزوه، ناصر فیض و رضا امیرخانی هم در تهران به کاروان ملحق میشوند.
هم فال و هم تماشا!
نویسنده اسم فصل بعدی را «ایران صغیر» گذاشته است تا خاطراتش در خلال سفرهای متعدد به کشمیر را روایت کند. بعد از آن با عنوان جالب توجه «ضجیجی میان حجیج» راهی سرزمین حجاز میشود. سه نوبت حج که آقای رضوی در هر کدامشان راهنمای کاروانی کشمیری بوده و از وطن خودش به این سفرها اعزام شده است. ناگفته هم پیداست که او به این سفرها نه تنها به چشم یک سفر زیارتی محض، بلکه به عنوان فرصتی گرانبها برای ادامه ارتباط با بدنه جهان اسلام مینگرد.
شیشوملا!
اسم عجیب و غریب فصل بعدی تنها در پایان خاطرات آن سفر رمزگشایی میشود! سال ۹۶ خبر فرار مردم ایالت راخین میانمار به سمت مرزهای بنگلادش به رسانهها راه پیدا کرد و قلب آزادهها را به درد آورد. مسلمانهای روهینگیایی که سر حق مسلم سکونت در سرزمینشان با حکومت مرکزی درگیر بودند، داشتند مظلومانه به خاک و خون کشیده میشدند. امت واحده تصمیم گرفت برایشان کمکهای مردمی جمع کند. برای اطلاع از اوضاع آنجا، روحالله رضوی از طرف تشکیلات مأمور شد که برای تحقیقات میدانی عازم بنگلادش شود.
او در ادامه کتاب با عنوان «در کنار فراعنه» خاطرات سفرهایش به دو کشور شمال آفریقا، مصر و تونس را مرور میکند و در پایان با فصل هیجانانگیز «یانکی برو گم شو!» عازم کاراکاس در ونزوئلا میشود.
بسیار سفر باید...
«از کشمیر تا کاراکاس» یکی از بهترین کتابهایی بود که طی چند ماه اخیر خواندهام. کتابی که میدانم طعم خوشش حالا حالاها زیر زبانم میماند و شیرینی نگاه وسیع و حالوهوای جهانوطنیاش تا همیشه ته دلم تهنشین خواهد شد.ای کاش خدا امثال سرباز روحاللهها را زیادتر کند و سفرنامههای اینچنینی بیشتر و بیشتر به دست ما سفرنرفتههای مشتاق سفر برسد.