در عملیات والفجر ۸ تک اصلی به سوی شبه جزیره فاو بود، اما عملیات ایذایی یا همان فریب در دیگر محورها مثل جزایر ماهی و امالرصاص صورت گرفت. در عملیات والفجر ۸ تک اصلی به سوی شبه جزیره فاو بود، اما عملیات ایذایی یا همان فریب در دیگر محورها مثل جزایر ماهی و امالرصاص صورت گرفت. برای این منظور، تیپ ۱۰ سیدالشهدا (ع) مأمور بود با حمله به امالرصاص، یگانهای دشمن را متوجه این جزیره کند و در غفلت از آنها، تک اصلی از سوی دیگر رزمندگان در فاو صورت گیرد. خاطره زیر از زبان محمد رضایی یکی از رزمندگان این تیپ است که تقدیم حضورتان میکنیم.
برای عملیات فاو قرار بود به امالرصاص برویم. تا شب عملیات خبر نداشتیم که عملیات ما ایذایی است؛ یعنی فکر میکردیم قرار است به این جزیره برویم و اهداف موردنظر را به تصرف درآوریم و همانجا بمانیم. قبل از والفجر ۸، یگانهای غواصی آنطور که باید برای رزمندگان خودی تعریف نشده بودند. در واقع والفجر ۸ اولین عملیاتی بود که در آن گردانهای غواصی تشکیل شدند و آموزشهای شنا و غواصی به صورت جدی در میان لشکرهای پیاده به اجرا درآمد.
بعد از آموزشهای غواصی و همینطور شناسایی خطوط دشمن که از سوی نیروهای اطلاعاتی صورت گرفت، به شب عملیات رسیدیم. بچههای اطلاعات به همراه بچههای تخریب رفتند تا موانع دشمن را در آب و نوار ساحلی تخریب کنند و راه را برای موج دوم که نیروهای آبی خاکی بودند، هموار کنند. من و گروهانمان جزو موج دوم بودیم، زمانی که ما وارد عملیات شدیم، بچههای موج اول سنگرهای دشمن را در ساحل اروند تصرف کرده بودند. در واقع عملیات آنها ایجاد جای پایی برای ما بود.
بعدها از قول غواصها شنیدم که به محض ورودشان به ساحل جزیره، اولین کارشان پیداکردن سیم اتصال بشکههای فوگاز تعبیهشده در داخل اروند بود. این بشکهها در صورت انفجار میتوانستند حتی داخل آب آتش بگیرند و هر جنبندهای را بسوزانند، اما بچههای غواص با از بینبردن نگهبان سنگرها، سرمنشأ این بشکهها را از کار انداخته بودند.
یک عامل مهم در پیروزی عملیات والفجر ۸، غافلگیری کامل دشمن بود. غواصها تعریف میکردند خیلی از سنگرهای دشمن را در حالی منهدم کردهاند که نفراتشان با لباس زیر در خواب بودند! همین نکته باعث تسهیل کار شده بود. ما هم که با قایق به ساحل دشمن رسیده بودیم، جنازه سربازهای دشمن را در حالی میدیدیم که از سر و وضع نامناسب شان مشخص بود آمادگی عملیات ما را به هیچ وجه نداشتند، اما هنوز نیروهای دشمن در خطوط دیگر حضور داشتند و باید منطقه را کاملاً پاکسازی میکردیم. در آن تاریکی شب، قایق پشت قایق بود که در ساحل جزیره پهلو میگرفتند و نیروها را پیاده میکردند. در همان شب اول، درگیری واقعاً سختی صورت گرفت. عراق به هیچ وجه نمیخواست در این ناحیه جبهه که برایش اهمیت زیادی داشت، شکست بخورد. تا صبح همچنان درگیر بودیم و توانستیم بعثیها را حسابی تار و مار کنیم. امالرصاص از طریق پلهایی به دیگر جزایر و همچنین ساحل دشمن متصل بود، از آنجا برای نیروهای داخل جزیره که تقریباً شکست را پذیرفته بودند، کمک میرسید و این موضوع همان چیزی بود که فرماندهان انتظار داشتند! یعنی آنها میخواستند یگانهای دشمن را به سمت این جزیره بکشانند و دیگر لشکرها در محور اصلی عملیات راحتتر وارد عمل شوند.
کمکم داشتیم به تثبیت خطوط تصرف شده در جزیره مطمئن میشدیم که خبر رسید باید آنجا را ترک کنیم! تازه آنجا بود که متوجه شدیم عملیات ما ایذایی یا همان فریب است، اما کار ما در والفجر ۸ تمام نشده بود. بعد از تخلیه جزیره باید خودمان را به فاو میرساندیم و آنجا وارد عمل میشدیم. همین کار را هم کردیم و با قایقهایمان به فاو رفتیم و آنجا وارد عمل شدیم. والفجر ۸ یکی از موفقترین عملیات طول دفاع مقدس بود که باعث شد عراق پس از چند سال فرورفتن در لاک دفاعی، مزه شکست را بچشد و دسترسیاش به آبهای آزاد قطع شود.