کد خبر: 1078602
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۹
سیخونک به فیلم‌های چهلمین جشنواره فیلم فجر

مهدی باکری یا هادی حجازیفر!
هادی حجازیفر موقعیت مهدی را تحت تأثیر سینمای حسین مهدویان ساخته، اما اغلب اینگونه است که هیچ شماره دویی جای اصل را نمی‌گیرد. هر قدر «ایستاده در غبار» داستانگو بود و شخصیت‌پردازی درست و دقیقی داشت و موقعیت‌ها از داستان بیرون نمی‌زد، موقعیت مهدی در شخصیت‌پردازی ناکام و در قصه‌گویی بی‌رمق است. ما بیش از اینکه مهدی باکری ببینیم، هادی حجازیفر می‌بینیم. فیلمساز باکری را تقریباً مانند همان شخصیت کمال فیلم «ماجرای نیمروز» از کار درآورده است. فیلم در معرفی افراد حتی همسر مهدی گیج است و فیلمساز آنقدر به خود زحمت نداده است شخصیت باکری‌ها را درک کند و در بازنمایی آن بکوشد. فیلم دو بخش دارد؛ افتتاحیه مجلس خواستگاری و عروسی و نما‌هایی در خانواده که قدری امیدوارکننده است، اما هر چه جلوتر می‌رویم، به ویژه از لحظه ورود به منطقه جنگی با همان کلیشه‌های مرسوم و پرتعداد برخی آثار سینمای دفاع مقدس روبه‌رو می‌شویم؛ توپ و تانک و آرپی‌جی و خاک و خون بدون آنکه قصه‌ای در کار باشد. موقعیت عملیات جنگی اصلاً مشخص نیست. به نظر می‌رسد موقعیت مهدی برای کارگردانش بیشتر یک هوس کارگردانی بوده که برآورده شده است.
بدون قرار قبلی
با اینکه قصه با دو مرگ شروع شد، ولی فیلم فضای دلنشین و لطیفی داشت. بی‌احساسی و سردی پگاه آهنگرانی در نیمه اول فیلم روانم را به شدت می‌آزرد که خب اقتضای شخصیتش در فیلم بود و کمک می‌کرد به اثرگذاری عمیق‌تر اتفاقات و احساساتی که در مسیر داستان باید به مخاطب منتقل می‌شد.
مفهوم پایبندی به هویت و خاک، اصل بازگشت به اصالت و عشق به وطن در این فیلم برایم بسیار دلچسب بود که با آمیختگی‌شان در فضای مذهبی فیلم، خوشایندتر هم شده بود.
فیلم بدون قرار قبلی در به تصویر کشیدن یک باور بسیار موفق است؛ اینکه اگر اصالت داشته باشی، حتی یک قبر که نماد مرگ است، می‌تواند وسیله برگشتن تو به زندگی و به اصل خودت باشد.
شهرک
اولش یاد سریال «بازی مرکب» افتادم، ولی مسیرش اصلاً آن نبود.
از یک منظر شاید بشود گفت فیلم در نقد عادت کردن به زندگی و آدم‌های اطراف بود و می‌خواست بگوید به همان راحتی که به یک نفر عادت می‌کنی، می‌توانی ترکش کنی و به یک نفر دیگر وابسته شوی.
از دیدگاه دیگر شاید می‌خواهد بگوید اگر جنبه نداری وارد دنیای وحشتناک و بی در و پیکر سینما نشو!‌
نمی‌دانم حرف حسابش چه بود واقعاً، ولی توانست من را کنجکاو کند که ببینم آخرش چه می‌شود که چیز جالبی هم نشد!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار