بررسی سرانه مسکن طی سالهایی که از انقلاب اسلامی میگذرد، بیانگر آن است که هم تعداد مسکن در این سالها نسبت به خانوار موجود افزایش یافته است و هم اینکه مسکنهای موجود در کشور نسبت به گذشته مقامسازی و بهسازی شدهاند.
سرانه تعداد مسکن نسبت به خانوار موجود در سال ۱۳۹۵ رقمی در حدود ۹۴/۰ درصد بود که به اعتقاد کارشناسان اقتصادی در صورت اخذ آمار صحیح از نفوس و مسکن امکان دارد هم اکنون تعداد واحدهای مسکونی در کشور از تعداد خانوارهای موجود در کشور نیز بیشتر باشد، اما این شاخص در سال ۱۳۵۵ معادل ۷۹/۰درصد بود و افزایش سرانه مذکور طی سالهایی که از انقلاب اسلامی میگذرد، مؤید این واقعیت است که شاخص سرانه مسکن بهبود یافته است.
در طول بیش از چهار دههای که از انقلاب اسلامی ایران میگذرد، دولت تلاش کرده است در قالب طرحهایی مانند مسکن مهر و اجتماعی و امثالهم از جریان ساخت مسکن در کشور حمایت کند، به ویژه اینکه این فعالیت اقتصادی با مشاغل و صنایع زیادی نیز در ارتباط است و توسعه ساختوساز به معیشت کارگران فصلی نیز در کشور مرتبط میشود.
بر اساس آمارهای مربوط به سرشماری نفوس و مسکن، تعداد خانوارهای کل کشور در سال ۱۳۹۵ معادل ۱/۲۴میلیون بوده است که از این تعداد به میزان ۲/۱۴میلیون خانوار (۶۰درصد) در مسکنهای ملکی خود و ۲/۷ میلیون خانوار (۳۱درصد) در مسکنهای اجارهای زندگی میکنند.
در کنار این موضوع، آمارهای سرشماری نشان میدهد کل واحدهای مسکن موجود در سال ۱۳۹۵ معادل ۸/۲۲ میلیون واحد بوده است. این رقمها حاکی از کمبود یکمیلیون و ۴۰۰هزار مسکن (تنها برای خانوارهای ساکن) در این سال است.
اگر بخواهیم این آمارها را با وضعیت پیش از انقلاب مقایسه کنیم، باید آنها را کنار آمارهای سرشماری سال ۱۳۵۵ بگذاریم. بر اساس این آمارها در سال ۱۳۵۵ جمعیت کشور حدود ۳/۳۳ میلیون نفر و تعداد کل خانوارهای کشور ۶میلیون و ۷۰۰هزار نفر و تعداد کل واحدهای مسکونی کشور نیز در این سال ۵میلیون و ۳۰۰هزار بوده است، به این معنی که در این سال همانند آنچه در سال ۱۳۹۵ مشاهده میکنیم، به میزان یکمیلیون و ۴۰۰هزار واحد کمبود مسکن وجود داشته است.
در اینجا میتوانیم از شاخصی استفاده کنیم که نگرش بهتری برای مقایسه سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۵۵ به دست دهد. به نظر میرسد یکی از قابلاستفادهترین شاخصها سرانه تعداد مسکن باشد؛ شاخصی که نشان میدهد برای هر خانوار چه تعداد مسکن در کشور وجود دارد. برای محاسبه سرانه تعداد مسکن لازم است از کسری استفاده شود که تعداد مسکن در صورت و تعداد کل خانوارهای کشور در مخرج آن قرار گیرد. محاسبات نشان میدهد سرانه مسکن در سال ۱۳۵۵ به میزان ۷۹/۰ درصد بوده که در سال ۱۳۹۵ به ۹۴/۰ درصد میرسد. بدیهی است نزدیک شدن این رقم به عدد یک، نشان از بهبود وضعیت در زمینه سرانه تعداد مسکن دارد. عدد یک به این معنی است که به اندازه هر یک خانوار یک واحد مسکونی وجود دارد.
کیفیت مسکنها
از سوی دیگر دادههای اقتصادی بیانگر این موضوع است که در سال ۱۳۵۵، درصد مسکنهای بادوام یکدرصد بوده که در سال ۱۳۹۵ به ۵۷درصد رسیده است.
آمارها نشان میدهد کیفیت مسکن در این دو مقطع زمانی بسیار متفاوت بوده است. از تعداد کل مسکنهای سال ۱۳۵۵، ساخت یکمیلیون و ۹۰۰هزار با خشت و چوب و ساخت یکمیلیون و ۱۰۰هزار با آجر و آهن بوده، این در حالی است که در سال ۱۳۹۵ معادل ۵۷درصد واحدهای مسکونی دارای اسکلت فلزی یا بتنی است. واحد مسکونی معمولی بادوام (دارای اسکلت فلزی یا بتنی)، چنانچه اسکلت بنا با تیرآهن برپا شده باشد، واحد مسکونی دارای اسکلت فلزی بوده و در این شیوه ساخت، تیرآهنهای به کار رفته به یکدیگر متصل شده و اسکلتی یکپارچه را تشکیل میدهند که بار بنا را تحمل میکند. همچنین اگر اسکلت بنا با بتنآرمه (بتن همراه با آرماتور و میلگرد) ساخته شده باشد و این اسکلت بار بنا را تحمل کند، واحد مسکونی دارای اسکلت بتنی است.