طی روزهای اخیر بحث اشعار جعلی و انتساب آنها به «شاهنامه» و فرد وسی د ر فضای مجازی د اغ شد ه و واکنش بسیاری از چهرههای سرشناس حوزه ادبیات و شاهنامهپژوهی کشورمان را د ر پی د اشته است؛ ابیاتی که حتی برخی از آنها د ر کتب درسی دانشآموزان و افواه عموم مرد م نیز با همین عنوان و د ر قالب اشعار حماسی و وطنی تکرار شدهاند. طی روزهای اخیر بحث اشعار جعلی و انتساب آنها به «شاهنامه» و فرد وسی د ر فضای مجازی د اغ شد ه و واکنش بسیاری از چهرههای سرشناس حوزه ادبیات و شاهنامهپژوهی کشورمان را د ر پی د اشته است؛ ابیاتی که حتی برخی از آنها د ر کتب درسی دانشآموزان و افواه عموم مرد م نیز با همین عنوان و د ر قالب اشعار حماسی و وطنی تکرار شدهاند.
انتشار اشعار جعلی و انتساب آنها به برخی شعرا به د لایل مختلفی د ر تاریخ اد ب و هنر کشورمان بروز و ظهور د اشته است؛ قصور نسخهبرد اران از متن اصلی یا برخی اقد امات ذوقی از سوی کسانی که طبع شعری هم د اشتهاند، د ر بروز این مسئله نقش د اشتهاند، اما با گسترش فضای مجازی بازار این جعلیات به شکل عجیب و غریبی د ر حال ازد یاد و با واکنشهای متفاوتی همراه بود ه است. انتشار و انتساب برخی اشعار جعلی به نام فرد وسی بهانهای شد تا برخی چهرههای اد بی کشورمان از جمله استاد شفیعیکد کنی د ر صفحه شخصی د ر فضای مجازی ضمن انتشار این جعلیات، د ست به روشنگری بزنند.
بازار بیپرواییها
صفحه منسوب به استاد محمد رضا شفیعیکد کنی د ر واکنش به اشعاری که به عنوان «ابیات جعلی و برساخته د یگران به نام فرد وسی» منتشر شد ه است، مینویسد : «هد ف از انتشار ابیات جعلی و برساخته د یگران با نام بلند حکیم فرد وسی و شاهنامه که البته به سببِ خیرِ پیامها، د رخواستها یا د شنامها، پی گرفته شد، جلوگیری از هرج و مرجی است که با گسترش بیحد فضای مجازی د ر صدها کانال و رسانه با هد ف د وستی با فرهنگ و آثار ملی ایران یا د شمنی با آن به راه افتاد ه است.»
د ر اد امه این متن آمد ه است: «امروز، روز بازارِ بیپرواییهاست. هر کسی بر اساس اغراض د رونی، حزبی، قومی، زبانی یا ند انستنها، ابیاتی د لخواه، همسو با شور و هیجان د رونی خود، تشخیص شخصی و اهد اف د یگر به آثار ملی ما میچسباند و د ست به د ست میکند. این رسانه به قد ر توان و ظرفیت خود، تلاش د ارد ابیات مشهور جعلی شاهنامه را به گواه نسخههای معتبر و سخن شاهنامهشناسان معرفی کند؛ توصیهای که همه خاد مان فرهنگ ایران و شاهنامهشناسان د ر هر د وره و عصری مد ام گفتهاند و مایه آزرد گی عمیق آنها بود ه است. معرفی بیت جعلی و برساخته د ر آثار ملی ما، کمک به رهایی این آثار از افزود نها و کاستنها به هر بهانه و شکل د ر هر د وره و عصری است و کمک به شناخت بهتر این آثار است، زیرا «صحت انتساب و قطعیتِ صد ور» اصل بنیاد ین تمامی پژوهشها د ر حوزه علوم انسانی است. حساسیت روی ابیات سست و برساخته یا الحاقی، کمک به مفهوم بلند اصالت د ر هنر و اد بیات است.»
از جمله ابیاتی که د ر صفحه منسوب به شفیعیکد کنی به آنها اشاره شد به این شرح است:
زشیر شتر خورد ن و سوسمار / عرب را بد انجا رسید است کار/ که تاج کیانی کند آرزو/ تفو بر توای چرخ گرد ون تفو
«بسی رنج برد م د ر این سال سی/ عجم زند ه کرد م بد ین پارسی
که رستم یلی بود د ر سیستان/ منش کرد هام رستم د ستان
چنین گفت پیغمبر راستگوی/ زگهواره تا گور د انش بجوی»
اتفاقی عجیب، اما واقعی
به غیر از انتساب این اشعار جعلی به فرد وسی بسیاری از شاهنامهپژوهان از جمله ابوالفضل خطیبی، شاهنامهپژوه، نویسند ه و پژوهشگر زبان و اد بیات فارسی معتقد ند ابیات معروف د یگری مثل «چو ایران نباشد تن من مباد / بر این بوم و بر زند ه یک تن مباد / همه سر به سر تن به کشتن د هیم/ از آن به که کشور به د شمن د هیم» نیز تماماً متعلق به فرد وسی نیستند. د ر واقع آنها بر اساس مطابقت نسخههای معتبر شاهنامه و نیز پژوهشهای تاریخی پی برد هاند که مصرع اول این شعر متعلق به نبرد رستم و سهراب است، اما مصرع د وم آن توسط شخصی به اسم حبیبالله نوبختشیرازی که نمایند ه مجلس و از ملیگراهای ایرانی د ر د وران جنگ جهانی د وم و طرفد ار هیتلر بود ه، سرود ه شد ه و کنار هم قرار گرفته است. او شاعر بسیار خوشذوق و بااستعد ادی بود و منظومهای به نام «پهلوینامه» د ارد که شامل ۱۰۰هزار بیت است که نسخه آن د ر کتابخانه ملی موجود است. این شخص بیت بعدی این شعر را که د ر جای د یگری از شاهنامه که مربوط به حمله رستم به افراسیاب است با استفاد ه از قریحه و ذوق خود ش د ر کنار مصرعهای قبلی به این شکل آورد ه است. د ر واقع سرد اران و پهلوانان تورانی زمانی که به افراسیاب میگویند چرا ترسید های و باید مقاومت کنی و از شهر و کشور و مرد مان خود د فاع کنیم، این بیت از زبان پهلوانان تورانی خطاب به افراسیاب است و د شمن د ر این بیت یعنی ایرانیان که نوبختشیرازی د ر کاری ذوقی چینش آنها را تغییر د اد ه که امروزه به اسم یکی از اشعار حماسی شاهنامه مشهور شد ه است.
عجم!
از مباحثی که د ر رابطه با این جعلیات مطرح میشود، انتساب و به کار برد ن لفظ عجم برای ایرانیان د ر شعر معروف «بسی رنج برد م د ر این سال سی/ عجم زند ه کرد م بد ین پارسی» است که با توجه به حساسیت این شاعر به زبان و اد بیات پارسی، تمجید پهلوانان و فرهنگ ایرانزمین و نیز اعراض از روا د اشتن هر گونه تحقیر و استخفاف د ر مورد ایرانیها، انتساب سرایش چنین اشعاری از سوی فرد وسی بعید است. چه اینکه لفظ «عجم» که اعراب باستان برای هر غیرعربی استفاد ه میکرد ند، به معنای «گُنگ، لال و بیگانه» است. د ر واقع اعراب به خاطر تعصبات جاهلی د ر واکنش به کسانی که زبان عربی را متوجه نمیشد ند یا نمیتوانستند به آن تکلم کنند، از واژه عجم یا گُنگ و لال استفاد ه میکرد ند.
اگرچه لفظ «عجم» فقط سه بار د ر برخی نسخههای شاهنامه آورد ه شد ه، اما با استناد به نوع نگرش فرد وسی د ر تفاخر و تمجید از فرهنگ ایرانی احتمال جعلی بود نشان بسیار بالاست.
انتشار این جعلیات د ر د رازمد ت به مخد وش شد ن اعتبار د یگر اشعار مستند و واقعی شعرای کشورمان خواهد انجامید؛ اقد ام مخربی که نیاز به روشنگری رسانهها د ارد.