کد خبر: 1074418
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
بررسی علل مهاجرت‌های ورزشی در گفت‌وگوی «جوان» با بیژن مقانلو، سرمربی اسبق تیم ملی تکواندو
ورزشکار به خاطر بی‌توجهی‌ها و بداخلاقی‌ها می‌رود نه مسائل سیاسی قهرمانان مدال‌آور ورزش ایران برای رسیدن به بالاترین قله‌های افتخار و به اهتزاز درآوردن پرچم کشور سختی‌های زیادی را به جان می‌خرند و عمر و جوانی خود را وقف ورزش می‌کنند. آن‌ها حتی در سخت‌ترین شرایط پای کار ورزش کشور می‌ایستند، اما بی‌توجهی و بی‌تفاوتی مسئولان به وضعیت زندگی و آتیه آن‌ها موجی از ناامیدی را به قشر ورزشکار تزریق می‌کند.
شیوا نوروزی

قهرمانان مدال‌آور ورزش ایران برای رسیدن به بالاترین قله‌های افتخار و به اهتزاز درآوردن پرچم کشور سختی‌های زیادی را به جان می‌خرند و عمر و جوانی خود را وقف ورزش می‌کنند. آن‌ها حتی در سخت‌ترین شرایط پای کار ورزش کشور می‌ایستند، اما بی‌توجهی و بی‌تفاوتی مسئولان به وضعیت زندگی و آتیه آن‌ها موجی از ناامیدی را به قشر ورزشکار تزریق می‌کند. مشکلات معیشتی، نداشتن شغل و پیشنهاد‌های وسوسه‌انگیز خارجی برخی از ورزشکاران ایرانی را به سمت مهاجرت سوق داده است. برای بررسی واقعیت‌های این ماجرا پای صحبت‌های بیژن مقانلو نشستیم؛ کسی که به عنوان سرمربی با تیم ملی تکواندو افتخارات زیادی در آسیا و جهان کسب کرده و از نزدیک طعم بی‌توجهی‌ها و بداخلاقی‌ها را چشیده است.

چه شرایطی باعث می‌شود یک ورزشکار مدال آور به سمت مهاجرت سوق پیدا کند؟
همه ورزشکاران ایرانی نسبت به خاک و کشور خود عرق خاصی دارند و همیشه سعی‌شان این بوده و هست که در تمام میادین ورزشی برای به اهتزاز درآوردن پرچم کشورمان با تمام قدرت مبارزه کنند. متأسفانه بروز برخی عوامل ساختار زندگی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آینده قهرمانانمان را به خطر می‌اندازد. ورزشکاران بهترین و قشنگ‌ترین روز‌های جوانی خود را به خاطر عزت، غرور و پرچم پای کشورشان گذاشته‌اند. انتظارات و توقعات جزئی هم دارند. کوچک‌ترین انتظارشان بحث شغل است و تأمین معیشت زندگی و پرداخت به موقع و درست پاداش‌ها نیز از دیگر خواسته‌های بحق آنهاست. این‌ها قهرمانان ملی ما هستند. باید طوری به آن‌ها رسیدگی کنیم که اگر جایی رفتند به عنوان برند ورزش ما شناخته شوند و الگو باشند. با همین شیوه الگوسازی می‌توانیم از بسیاری از بزهکاری‌های اجتماعی جلوگیری کنیم. باید جوانان را در سن اید‌ه‌آل به سمتی هدایت کنیم که در آینده باعث غرور ملی شود و همه جوان‌ها او را به عنوان یک الگو بشناسند. مثل فوتبالیست‌ها و قهرمانان سایر رشته‌ها. از بین هزاران جوان شاید یک نفر ملی‌پوش شود ولی داشتن الگوی خوب در یک پروسه زمانی مشخص از وقوع بزه و مشکلات اجتماعی جلوگیری می‌کند. از این دست الگو‌ها در رشته‌های ورزشی زیاد داریم؛ مثل علی دایی، هادی ساعی، رسول خادم، قهرمانان المپیک و. وقتی صحبت از آن‌ها می‌شود یک برند ملی محسوب می‌شوند. از طریق همین برند‌های ملی می‌توانیم فرهنگ کشورمان را ترویج دهیم. هیچ کس دوست ندارد از مملکتش برود. فکر می‌کنم خیلی از ورزشکاران ما ناخواسته مهاجرت می‌کنند و حتی بعد از مهاجرت باز هم پرچم کشور روی لباسشان است؛ چراکه دلشان هنوز برای وطن‌شان می‌تپد.

افزایش مهاجرت ورزشکاران باعث شده برخی‌ها فکر کنند ترک کشور برای آن‌ها راحت است.
نه اصلاً اینطور نیست، خیلی سخت است. از بین صد‌ها ورزشکار فقط یک نفر ملی‌پوش می‌شود، چندین ورزشکار مهاجر داریم که شاید یک نفرشان از بقیه متمایز باشد. دلیل ندارد هر کسی به خارج از کشور برود موفق شود. ولی خب همان یک نفر ورزشکار موفق خیلی به چشم می‌آید. همه به امید اینکه یک روزی مثل آن یک نفر شوند پا به این میدان می‌گذارند. قضیه مهاجرت نیز همین است. بسیاری از ورزشکاران برای رسیدن به اهداف ورزشی‌شان مهاجرت می‌کنند. قرار نیست هرکسی رفت موفق شود. کار سختی است و زمان زیادی می‌برد که محیط ورزشکار مهاجر را بپذیرد. خیلی سخت است که یک جامعه شما را بپذیرد.

توجهات و رسیدگی‌های مادی و معنوی به ورزشکاران در ایران چه تفاوتی با سایر کشور‌های صاحبنام دارد؟
هر انسانی در زندگی به توجه نیاز دارد و این حداقل خواسته هر فردی است. با همین توجهات فرد در جامعه شناخته می‌شود و همان جامعه از او توقعاتی دارد. وقتی در بین مردم حضور پیدا می‌کند همه از او انتظار کمک دارند ولی ورزشکار شناخته شده ما تمکن مالی زیادی ندارد. مردم نمی‌گویند ورزشکارشان درآمدی برای کمک به هموطنانش ندارد بلکه می‌گویند عجب آدم خسیسی است! پاداش ورزشکاران با تأخیر بسیار زیاد به دست‌شان می‌رسد، آن هم با این حجم از تورم در کشور. پاداش ۱۰ میلیونی را یک سال بعد می‌دهند که ارزش ۲ میلیون هم ندارد. این ۲ میلیون تومان چه تأثیری در زندگی‌اش دارد؟

سایر کشور‌ها از نخبگان ورزش خود چه حمایت‌هایی می‌کنند؟
برایشان همه چیز تعریف شده است. مثل کشور روسیه؛ در همین المپیک اخیر ورزشکارانش چطور مورد تشویق قرار گرفتند. انتشار این اخبار و حمایت ویژه از مدال‌آوران تأثیر بسیار زیادی در روحیه‌شان دارد. حمایت‌ها حتماً نباید مالی باشد بلکه دیدگاه‌ها باید تغییر کند. می‌توانیم تسهیلات ویژه برایشان فراهم کنیم. این حداقل کاری است که می‌توانیم برایشان انجام دهیم. روس‌ها خیلی به این مسئله توجه دارند و زیرساخت‌هایشان درست است. کار را ریشه‌ای درست کرده‌اند. شاید شرایط آن‌ها خیلی عالی نباشد ولی ورزشکاران درجه یک و مدال‌آورشان مطمئن هستند وقتی به سطح عالی ورزشی می‌رسند دیگر دغدغه زندگی نخواهند داشت. الان وضعیت زندگی کشتی‌گیران، تکواندوکاران و بوکسور‌های روسیه را ببینید. همه کارهایشان تعریف شده است و مورد توجه عموم قرار می‌گیرند.

به رغم انتقاد‌ها و گلایه‌های همیشگی مدال‌آوران تغییر محسوسی در رویکرد حمایتی مسئولان ورزش ایجاد نشده است. آیا واقعاً ظرفیت‌های لازم برای حمایت از ورزشکارن در کشور وجود ندارد؟
بی‌توجهی‌ها فقط شامل حال ورزشکاران نیست بلکه مربیان نیز به شدت از این موضوع رنج می‌برند و گلایه دارند. در بازی‌های آسیایی اینچئون تیم ملی تکواندوی مردان چهار مدال طلا گرفت و چهار بار روی سکوی قهرمانی رفت. آن زمان دکتر گودرزی وزیر ورزش و جوانان وقت بود.
وزیر ورزش آن زمان گفت مربی تیمی که چهار طلای آسیا گرفته با مربی که تیمش یک طلا گرفته هیچ تفاوتی ندارد! آن زمان سرمربی تیم ملی تکواندو بودم و به رغم این نوع برخورد کادر فنی به کارش ادامه داد و شش ماه بعد همین تیم قهرمان جهان شد. شاید اگر افراد دیگری بودند با این دیدگاه نمی‌ماندند و ناامید می‌شدند. وقتی چهار نفر از شش ورزشکار اعزامی قهرمان شدند، چطور برای سرمربی و کادرمربیگری فقط ۷۰ سکه طلا درنظر گرفتید؟ این یعنی بی‌توجهی. ۳۰ سکه برای من که سرمربی بودم، ۲۰ سکه برای مهدی بی‌باک و ۲۰ سکه هم برای مهرداد یوسفی. به هر ملی‌پوش طلایی هم ۱۵۰ سکه دادند. یا به کار ورزشکار و مربی‌اش اعتماد دارید یا ندارد. هم باید شأن ورزشکار حفظ شود و هم مربی. این دو فاکتور کاملاً با هم ارتباط مستقیم دارند. آن وقت فلان مسئول تعیین می‌کند هر تیمی که مدال طلا بگیرد به سرمربی ۳۰ سکه و به مربیان ۲۰ سکه بدهید. ولی این تیم چهار طلای آسیا را به دست آورده و باید با تیمی که فقط یک مدال طلا گرفته فرق داشته باشد. وقتی فرقی بین یک یا چهار طلا قائل نشوند مربی هم انگیزه‌اش پایین می‌آید و این مسئله در ورزشکار هم تأثیر می‌گذارد. سالی یک بار مراسم تقدیر از قهرمانان برگزار می‌شود. من مربی یا ورزشکار صبر کنم تا یک سال ببینم مراسم برگزار می‌شود یا نه! در حالی که می‌توان به مناسبت‌های مختلف مراسم تجلیل و تقدیر گذاشت و این بار را سبک کرد، به ویژه در این اوضاع اقتصادی.

تبعیض بین فوتبال و سایر رشته‌ها در ناامیدی و تغییر مسیر ورزشکاران چه تأثیری می‌گذارد؟
قطعاً تأثیر دارد. ما در مورد بهترین‌های ورزش‌مان صحبت می‌کنیم یعنی قهرمان المپیک و جهان. ببیند رقم قرارداد این مدال‌آوران چقدر است. این‌ها بحث‌های کلانی است که باید ریشه‌یابی شوند و برای حل آن‌ها برنامه ویژه داشته باشیم. به مدال‌آور وعده پاداش سکه می‌دادند، اما موقع پرداخت سکه را با نرخ دولتی حساب می‌کردند. این موضوع نارضایتی‌ها زیادی را به همراه داشت. ضمن اینکه مالیات هم از پاداش‌ها کم می‌شود. قبلاً سکه پرداخت می‌کردند که ورزشکار مالیات ندهد ولی حالا پاداش‌ها ریالی پرداخت می‌شود و مالیات هم دارد! این یعنی نارضایتی. آمدند ابرو را درست کنند چشمش را هم کور کردند. برای هر تصمیمی باید فکر شود. آن زمان که پاداش سکه تعیین کردند علتی داشت و آن هم مالیات بود. حالا پرداخت معادل سکه طبق قانون مالیات هم درپی دارد. ورزشکار در عرصه قهرمانی هزینه‌های جانبی زیادی را از جیب پرداخت می‌کند. علاوه بر اینکه فدراسیو‌ن‌ها هزینه می‌کنند خود ورزشکار هم تا رسیدن به بالاترین سطح، جلب توجه فدراسیون و رسیدن به تیم‌ملی، باید هزینه سنگینی را از جیب بدهد. هیچ کس عقبه ورزشکار را در نظر نمی‌گیرد و نمی‌گوید او چطور به تیم ملی رسیده است.

موضوعات سیاسی در مهاجرت ورزشکاران نقش دارند؟
ورزشکاران ما وارد دنیای سیاست نمی‌شوند. همین الان ببینید چند درصد از ورزشکاران ایرانی وارد سیاست شده‌اند. باز هم تأکید می‌کنم مهاجرت ورزشکاران ایرانی به خاطر بی‌توجهی‌ها، بداخلاقی‌ها و پاداش‌های اندک اتفاق می‌افتد. اگر به مدال‌آور پول نمی‌دهند، لااقل برای او تسهیلات فراهم کنند.

چطور می‌توان سیر صعودی مهاجرت ورزشکاران را متوقف کرد؟
با توجه بیشتر و تأمین نیاز‌های مالی بدون شک روند مهاجرت ورزشکاران متوقف یا حداقل کند خواهد شد. بچه‌های ما خواسته زیادی ندارند و فقط می‌خواهند بعد از این همه تلاش و سختی زندگی‌شان تأمین شود. چرا به یک ورزشکار قول و وعده می‌دهید، اما عمل نمی‌کنید؟ مگر یک جوان چند بار در عمرش قهرمان المپیک و پارالمپیک خواهد شد؟ یا قول ندهید یا به قولتان عمل کنید. برخی رشته‌ها شرایط لژیونر شدن را دارند یعنی ورزشکار عضو باشگاه‌های خارجی می‌شود و به موقع هم برای مسابقات تیم ملی به کشورش بازمی‌گردد. ولی خیلی از رشته‌ها چنین شرایطی ندارند و ورزشکار مجبور به مهاجرت می‌شود. فوتبال، والیبال و بسکتبال لژیونر‌های ملی‌پوش دارند، اما این شرایط برای بسیاری از رشته‌ها فراهم نیست. به همین خاطر ورزشکار مجبور به مهاجرت و پوشیدن پیراهن ملی یک کشور دیگر می‌شود. وگرنه هیچ کس حاضر نمی‌شود خاکش را رها کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار