کد خبر: 1073504
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۰
تراژدی‌ای که شکل نگرفته است «بی‌همه چیز» سعی دارد یک تراژدی باشد، اما نمی‌تواند، چون فیلم مواد و مصالح لازم را نداشته و ساختار درام در ایجاد گره‌افکنی و موقعیت‌آفرینی لنگ می‌زند، تعدد کاراکتر و نما‌ها قصه را شلوغ کرده است، در آغاز ریتم به شدت تند است
افشین علیار

«بی‌همه چیز» سعی دارد یک تراژدی باشد، اما نمی‌تواند، چون فیلم مواد و مصالح لازم را نداشته و ساختار درام در ایجاد گره‌افکنی و موقعیت‌آفرینی لنگ می‌زند، تعدد کاراکتر و نما‌ها قصه را شلوغ کرده است، در آغاز ریتم به شدت تند است، اما از میانه روایت کند می‌شود و این به دلیل تمرکزنداشتن فیلمساز در ایجاد موقعیت اصلی است. قصه‌ای که می‌تواند در بهترین حالت ۹۰ دقیقه تمام شود ۱۲۰ دقیقه طول می‌کشد، موضوع اخلاقی و مضمونی اثر به شدت منسوخ شده است و بحث اقتباس از بانوی سالخورده به یک اثر بومی تبدیل نمی‌شود، فیلم نمی‌تواند ژانر خودش را که باید تراژیک باشد، حفظ کند. ورود لیلی که در ساختار با اسلوموشن پیوند می‌خورد، بهره‌گیری از مردستیزی است نه مطالبه‌گری مردم آن روستا، یعنی جز امیرخان چند مرد دیگر فیلم به لیلی چشم دارند، مسئله مردمان روستا برای مصلحت‌طلبی و پولدار شدن که حاضر به مرگ معتمد روستا می‌شوند، در ابهام می‌ماند؛ مردمان بیکار و بی‌هویت! اینکه قبل از ورود لیلی مردم روستا چه رفتاری با امیرخان داشتند که توانستند در سه روز به مرگ او راضی شوند مشخص نیست. با آمدن لیلی به روستا و اینکه امیرخان در گذشته چه خیانتی در حق لیلی کرده است، شخصیت او تنزل پیدا می‌کند، از همین جهت کاراکتر امیرخان دچار تعلیق شخصیتی می‌شود و مخاطب هیچ نوع سمپاتی با او ندارد. فیلمساز بیشتر از اینکه بخواهد امیرخان را در محوریت قهرمان یا ضدقهرمان قرار بدهد، بیشتر با آدم‌های آن روستا سروکار دارد. بار دراماتیک فیلم روی حرف‌هایی است که میان دهیار و دکتر و مأمور آگاهی و برادر امیر رد و بدل می‌شود، آدم‌های فقیری که برای رسیدن به پول حاضر به مرگ هم‌روستایی خود می‌شوند، اما علت فقر معلوم نمی‌شود، تلاش فیلمساز در بررسی مبحث اخلاقی و نشان دادن آن اگر چه تا حدودی در مسیر متقاعدکننده‌ای پیش رفته است، اما تعلل در بیان و الکن ماندن اصل روایت در چگونه مطرح کردن یک بحران جمعی ضعف اثر محسوب می‌شود، به طوری که در نیمه‌های فیلم قصه دچار اوج و فرود‌هایی می‌شود که امیر تبدیل به ضدقهرمانی می‌شود که نه تنها او را مرتکب یک خیانت بزرگ می‌دانیم بلکه در ادامه او با وعده‌ای که به خواستگار قدیمی دخترش می‌دهد، تبدیل به کاراکتری تنفرآمیز می‌شود، در شکل کلی شاهد تناقض‌گویی هستیم، نه می‌توانیم امیر را به عنوان یک قهرمان روستا باورکنیم و نه اقدام روستاییان برای رسیدن به پول در ازای مرگ امیر متقاعدکننده است، در واقع نگرش و منطق فیلمساز برای مخاطب ناپیداست. انگار او سعی داشته وضعیت آدم‌های جامعه را در فیلمش نشان بدهد، آدم‌های بلاتکلیف که در ازای وعده‌ها حاضر می‌شوند برای اعدام فردی که اعدامش قانونی نیست، مُهر بزنند و اعلام رضایت کنند که این تعمیم به جامعه امروزی کارکردی ندارد. شاید تنها نکته مهم بی‌همه چیز مرگ خودخواسته امیر باشد که البته عدم‌پردازش شخصیت او اهمیت سکانس اعدام را خنثی می‌کند. ما با فیلم شلوغی سروکار داریم که قرایی توانسته از پس کارگردانی در بعضی از سکانس‌ها بربیاید، اما بی‌همه چیز در کلیت کم و کاستی‌های فراوانی دارد که از فیلمنامه می‌آید و نمی‌توانیم اقتباس او را بپذیریم، یعنی حفره‌هایی در لابه‌لای روایت است که به دلیل شلوغی درپوش گذاشته شده است، بازی چشمگیری از بازیگران حتی هدیه تهرانی یا پرویزپرستویی دیده نمی‌شود، اگر چه قاب‌های مرتضی هدایی از نکات مهم اثر است، اما موسیقی هیچ سنخیتی با کلیت فیلم ندارد. بی‌همه چیز برای کارگردانش نه عقبگرد و نه گامی رو به جلو است. به نظر می‌رسد قرایی در استفاده از اقتباس فقط جا‌هایی را که دوست داشته استفاده کرده است، به همین دلیل جهان اثر در یک بلاتکلیفی مضمونی دست و پا می‌زند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار