فاطمه زهرا (س) یک تنه در مقابل حرکت جریان باطل، قد علم کرده و در دفاع از حریم و حقانیت ولایت، از هیچ تلاش و مجاهدتی دست نکشید. شخصیت یگانه ایشان در ابعاد سیاسی، اجتماعی و جهادی، شخصیت ممتاز و برجستهای است که همه انسانهای مبارز و انقلابی عالم، میتوانند از زندگی کوتاه و پرمغز او درس بگیرند. این بانوی بزرگوار با مبارزه و فداکاری مستمر خود، این فریاد را به گوش همگان رساند که برپایی نظام سیاسی اسلام به همان شکلی که خداوند تعیین کرده است، سعادت حقیقی دنیا و آخرت بشریت را تضمین میکند. ایشان به زبان کنایه فرمود: اگر زمام امور به علی (ع) داده میشد، چنان شتر (حکومت) را حرکت میداد که نه کسی از قافله عقب بماند و نه راکب خسته و ناراحت شود. همانا مردم را وارد آبشخوری میکرد که آنچنان آب در آن میجوشید که از دو طرفش بیرون میریخت و آبی که در آبشخور بود، همیشه صاف و زلال بود و کاملاً قافله را سیراب میکرد.
زهرای اطهر، در راستای روشنگری اجتماعی و رسواسازی جریان تحریف، در مقابل خواص بنام و پرمدعای آن روز ایستاد و آنچنان خطبهای ایراد فرمود که به بیان علامه مجلسی، بزرگان فصحاء و بلغا، از فصاحت و علوّ کلمات و معانی و ظاهر و باطن آن، انگشت تعجب به دندان گزیدهاند! کلامی سرشار از معارف ناب اسلامی و بارقههای تلنگرآمیز که حجت را بر همه شنوندگان تمام کرد.
در آن دوران پرخفقان، از سلاح گریه و اشک، در مسیر بصیرتافزایی عمومی و بیدار کردن مردم استفاده کرد. تکرار گریه و مضامین روایات و اشعاری که مستند به فاطمه زهرا (س) است، این تاکتیک و روش را تأیید میکند. اگر گریههای ایشان فقط جنبه عاطفی داشت، میتوانست در یک نقطه، آن هم در خانه خود و مخفیانه باشد، اما چه دلیلی وجود دارد که به طور علنی و در مکانهای خاصی همچون کنار قبر پیامبر (ص)، قبرستان بقیع، قبرستان احد و در مکانی که با مرثیه ایشان، به بیتالاحزان مشهور شده بود، به گریه و عزاداری بپردازند؟! انتخاب مکانهایی که هر کدام ویژگی و پیام خاصی به دنبال دارد، پیام و هدف گریههای ایشان را میرساند. محمود بن لبید میگوید: هنگامی که رسول خدا (ص) از دنیا رفت، حضرت فاطمه (ع) نزد قبور شهدا و بر سر قبر حمزه سیدالشهدا (ع) میآمد و در آنجا میگریست. از آن پس چند روز مرتب نزد قبر حمزه آمدم و ایشان را در آنجا دیدم که گریه میکرد. روزی مقداری صبر کردم تا اینکه آرام شد. نزد او رفتم و سلام کردم و گفتم:ای سیده زنان! به خدا سوگند تو رگهای قلب مرا از گریه پاره کردی [چه شده است اینگونه گریه میکنی؟]فرمود:ای ابوعمر! بر من سزاوار است که گریه کنم، زیرا مصیبت بهترین پدران، یعنی رسول خدا (ص) به من رسیده و چقدر مشتاق دیدار او هستم. گفتم:ای سیده من! مسئلهای از شما میپرسم که در سینه دارم [معلوم میشود محمود متوجه شده بود گریههای حضرت زهرا (ع) فقط برای فقدان پدرش نبود]. فرمود: بپرس. عرض کردم: آیا رسول خدا (ص) بر امامت حضرت علی (ع) تصریح کرد؟ حضرت فرمود: شگفتا! آیا روز غدیر خم را فراموش کردید؟ عرض کردم: قضیه غدیر بود، ولی میخواهم از زبان شما بشنوم. فرمود: خدای متعال را گواه میگیرم که شنیدم پیامبر اکرم (ص) میفرمود: علی (ع) بهترین کسی است که در میان شما جانشین خودم قرار میدهم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو سبط من و نُه نفر از صلب حسین (ع) پیشوایان در میان شما خواهند بود. پرسیدم: بانوی من! پس چرا علی (ع) سکوت کرد و حق خود را نگرفت؟ حضرت زهرا (ع) پاسخ داد: رسول خدا (ص) فرمود: مَثل امام، مانند کعبه است که نزد او میآیند (و طواف میکنند) و او نزد کسی نمیرود (کعبه دور مردم طواف نمیکند).
دختر پیامبر با وضع ناگوار جسمی و روحی خود، ۴۰ شب به خانه مهاجران و انصار رفته و به دعوت و تلنگر و روشنگری پرداختند. در مقابل هتک حرمتها ایستادند و با همه وجود از حریم و حقانیت ولایت دفاع کردند. در واپسین لحظات وداع و احتضار به شدت میگریست. امام علی (ع) پرسید: چرا گریه میکنی؟ پاسخ داد: به خاطر آنچه پس از من به تو خواهد رسید میگریم. حضرت فرمود: گریه مکن! سوگند به خدا که اینگونه سختیها در راه خدا برای من ناچیز است. این مبارزه و مجاهدت همهجانبه تا جایی ادامه پیدا کرد که با روایتی تلخ و جانسوز، جان خود را سپر بلای حریم ولایت کردند و به شهادت رسیدند. این رسالت و تأثیرگذاری بیدارکننده، با شکل دفن و وصیت عمیق و تلخ ایشان تداوم پیدا کرده و برای عقلهای سلیم و پرسشگر پر از پیام و تلنگر است. زندگانی فاطمه زهرا (س) بزرگترین دانشگاه ولایتفهمی و ولایتمداری و بزرگترین جبهه در مبارزه با جُولان جریان تحریف است. سعادتی به پنهای بشریت، وابسته به فهمِ غمِ بزرگِ این دورانِ تلخ است.