نمیشود وارد دی ماه شد و یاد دو عملیات بزرگ این ماه در دفاع مقدس نیفتاد. عملیات کربلای ۴ و ۵ که یکی در سوم دی ماه و دیگری در ۱۹ دی ماه ۱۳۶۵ شروع شدند. سال ۶۵ سال سرنوشتساز جنگ بود و قرار بود در همین سال تصمیمی سرنوشتساز در پرونده جنگ گرفته شود نمیشود وارد دی ماه شد و یاد دو عملیات بزرگ این ماه در دفاع مقدس نیفتاد. عملیات کربلای ۴ و ۵ که یکی در سوم دی ماه و دیگری در ۱۹ دی ماه ۱۳۶۵ شروع شدند. سال ۶۵ سال سرنوشتساز جنگ بود و قرار بود در همین سال تصمیمی سرنوشتساز در پرونده جنگ گرفته شود. زمستان سال ۶۵ در حالی شروع شد که یک ماه قبل از آن، رسانههای جهان از حضور پرشمار سپاه محمد (ص) در ورزشگاه آزادی تهران تصاویر عجیبی را مخابره کرده بودند. این سپاه میرفت تا سرنوشت جنگ را یکسره کند. سال قبل عملیات والفجر ۸ در پی چند ناکامی پیدرپی (عملیات برون مرزی ایران از رمضان تا بدر) به پیروزی رسیده بود و اکنون باید در عملیات بزرگ و سالانه ۱۳۶۵، سرنوشت جنگ یکسره میشد.
۱۳۶۵ سال پر حادثهای بود. تابستان این سال قیمت نفت در روند کاهشی خود رکورد کم سابقه بشکهای زیر شش دلار را به ثبت رساند و برخی مسئولان سیاسی ایران را به شدت ترساند. جنگ در سال ششم خود بیش از پیش طولانی به نظر میرسید! وقتی درآمدهای نفتی کم شد، آدمهای حسابگر به تکاپو افتادند. آنها که از پیش بر طبل اتمام جنگ میکوبیدند، اینجا نیز زمزمههای پایان جنگ با یک عملیات بزرگ را از گوشه و کنار بلند کردند. خصوصاً آنکه والفجر ۸ و فتح فاو، کور سوی امید را در دل همگان روشن کرده بود.
از سال ۱۳۶۲ فرماندهان ایرانیها برای بعثیها جاانداخته بودند که زمستانها، بهار عملیات بزرگ و سالانهشان است. از خیبر در اسفند ۶۲ گرفته تا بدر و والفجر ۸ همگی در زمستان انجام گرفتند. پس وقتی ائمه جمعه از تریبونهای رسمی نمازجمعه خبر از یکسره کردن امر جنگ میدادند، حتی کم تجربهترین سربازهای جیشالشعبی (نیروهای مردمی) عراق هم میدانستند که در سال ۶۵ زمستان سختی خواهند داشت.
از آذر ۱۳۶۵ که سپاه محمد در ورزشگاه آزادی جمع شدند و شعارهای انقلابی دادند، اوضاع برای عراقیها وخیم به نظر میرسید. پس به شدت اندیمشک را که مقصد قطارهای جنوب بود بمباران کردند. با این وجود آن روزها در خرمشهر و آبادان جنب و جوش زیادی دیده میشد. برخلاف عملیات سال گذشته (والفجر ۸) اینبار ایران اصول حفاظتی را خوب رعایت نکرد. شاید اضافه شدن ۱۰۰ هزار نیروی سپاه محمد به جبههها که خیلی از آنها اعزام اولی بودند، این تصور را ایجاد کرده بود که عراق زخمی شده در فاو، راحتتر شکست را خواهد پذیرفت.
این دفعه، اما شرایط با سال گذشته فرق میکرد. ماجرای مک فارلین لو رفته بود و امریکاییها مجدداً اطلاعات به دست آمده از ماهوارهها و آواکسهای خود را به عراق انتقال دادند. عملیات کربلای ۴ نه تنها به دلیل دقت تصاویر آواکسهای امریکاییها که به خاطر عدم رعایت دقیق اصول حفاظتی و همین طور گزارشهایی که ستون پنجم به دشمن داده بودند لو رفت. عملیات سرنوشتساز زودتر از آنچه انتظار میرفت به اتمام رسید.
سپاه محمد، اما نباید به این راحتیها میدان را خالی میکرد. آنها آمده بودند سرنوشت جنگ را تغییر دهند و این هدف که در آن مقطع از جنگ بیش از پیش ارزش پیدا کرده بود، باعث شد تا عملیات کربلای ۵ تنها دو هفته پس از اتمام کربلای ۴ انجام شود. بار دیگر پس از یک دوره نسبتاً طولانی، ایران رو به عملیات پی در پی آن هم در فاصله زمانی کم آورده بود. دشمن به واقع با انجام کربلای ۵ غافلگیر شد. دژ شرق بصره با نبردی خونین فرو ریخت و ایران تا حومه بصره پیش رفت. ابرقدرتها باید فکر جدیتری برای اتمام جنگی که میرفت به ضررشان تمام شود میکردند. کاری بزرگتر از پایین آوردن قیمت نفت. شاید کمی ولخرجی بیشتر. شاید ساختن صدام حسینی که پس از پایان جنگ با ایران نمیدانست با انبوه تسلیحاتش چه باید کند!