کد خبر: 1063831
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
ارزیابی نقاشی‌های دفاع مقدس از ۲ منظر

جنگ و دفاع مقدس انگیزه‌ای برای بروز خلاقیت‌هایی شد که تا آن زمان در ایران تجربه نشده بود. هنرمندان از جمله نقاشان هم مانند سایر مردم در این میدان حضور یافتند و به خلق آثار هنری در این زمینه پرداختند.
نقاشی دوران دفاع مقدس را باید یکی از دوره‌های درخشان این هنر در تاریخ انقلاب اسلامی ایران دانست چراکه این هنر، با نگرشی استادانه از فضای معنوی دوران جنگ در قالب ذوق و سلیقه هنرمندان متجلی شد. با آغاز جنگ تحمیلی، آحاد ملت ایران برای دفاع از کشور خود به پا خاستند که برخلاف سایر جنگ‌های مرسوم دنیا بود؛ این جنگ دفاع مقدسی از خاک و مال و جان و ناموس بود و چنانچه می‌دانیم هنگامی که جنگ به صورت دفاعی آرمانی درمی‌آید، دیگر جنبه خشونت آمیز ندارد، بلکه پدیده اجتماعی است که با ابزار‌های گوناگون هنری، ماندگاری تاریخی می‌یابد.
محمدعلی رجبی، نقاش و استاد دانشگاه در این باره گفته است: در انقلاب اسلامی و جنگ، هنر نقاشی نسبت به سایر هنر‌ها پیشرو بوده است، ضمن اینکه نقاشان اول جنگ که دانشگاهی نبوده‌اند. نقاشان کوچه و خیابان بودند و خیلی طول کشید تا زمانی که نمایشگاه معروف حسینیه ارشاد برپا شد و هنرمندان انقلاب در یک جا آثارشان را ارائه کردند.
آثار نقاشی با موضوع جنگ از دو وجه قابل ارزیابی هستند؛ بخش اول صورت روایی که صحنه‌هایی از شجاعت‌های رزمندگان و بستگان آن‌ها را به تصویر درآورده و وجه دوم، نشان‌دهنده جلوه‌های باطنی جنگ است.
در حالت نخست، زیبایی و غم و اندوه به چنان ترکیبی با هم رسیده‌اند که موجب همراهی بیننده می‌شود و آنان را برای حضور در جبهه‌های جنگ ترغیب می‌کند.
اما در صورت دوم، درون و حقیقت جنگ تصویر می‌شود؛ باطنی زیبا که با چشم سر نمی‌توان به وادی آن راه پیدا کرد و تنها با چشم دل است که می‌توان قدم در این عرصه گذاشت و نیاز هنر و هنرمند جنگ، تلاش برای زنده نگه داشتن ابعاد وجودی و عمق باور مبارزان مسلمان ایرانی و منش آنهاست. این هنرمندان، بیشتر به سوی آفرینش آثار هنری به صورت نمادین و سمبلیک گرایش پیدا کردند. چنانچه در آثار نقاشی‌های جنگ، حضور تصاویر و عنصر خیال در مقابل عناصر واقع‌گرا، تا حد زیادی باعث نزدیک‌شدن به فضای ماورایی شده است. به قول مرتضی گودرزی دیباج، «در نقاشی جنگ هنرمندان ما صحنه‌های خونین وجود ندارد، این ویژگی مهمی است. کما اینکه روایت عاشورا این گونه است، نقاشان و هنرمندان ایرانی از بیانگری صریح پرهیز کردند و به نمادپردازی رو آوردند.»
در اغلب آثار اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی، حضور نماد‌ها و نشانه‌ها به صورت بارزی مشاهده می‌شود. این نماد‌ها نشانی از خیر و شر را به همراه خود دارند که به این شکل سمبلیک، قصد دارند مفاهیم را به مخاطب منتقل کنند.
در تابلوی «مقاومت» که اثری از مصطفی گودرزی دیباج در سال ۱۳۶۵ است، جوانی را می‌بینیم که در دشتی پر از گل پابرهنه، با سربندی قرمز و دست‌های خالی در حالی ایستاده است که تنها چند نارنجک در کمر خود دارد. دشت پرگلی که او روی آن استوار ایستاده، رو به سمت جلو، قرمزی بیشتری به خود می‌گیرد که نشانه‌ای از شهادت‌طلبی است.
رو‌به‌روی او ردیف تانک‌های دشمن در شمار زیادی دیده می‌شود. این تابلو، شهید حسین فهمیده را مدنظر خود قرار داده است. حضور عناصر روشن و سبز در این طرف جبهه (طرف حق) و عناصر تیره در طرف دیگر (جبهه باطل)، ذهن را به سمت تصاویر تابلو‌های عاشورا هدایت می‌کند؛ کم تعداد بودن یاران امام حسین (ع) در مقابل لشکر بی‌شمار گروه دشمن. این اثر را می‌توان در ردیف آثار رئالیسم ذهنی قرار داد.
منبع: فارس

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار