میگفت مضاعف غالباً برای فنا به کار نمیرود، زیرا آنچه رفت و دیگر بازگشتی در آن نیست نیاز به تأیید و تفسیر ندارد. انسانها فانی هستند و بهزودی عروج میکنند و از سویی این خلقت متوجه حیوانات چه اهلی و چه وحشی هم هست و گیاهان و اشجار و حتی غنچههایی به آن طراوت و زیبایی هم از این پدیده مستثنا نمیباشند که مرگ از حقوق لاینفک همه آنهایی است که ذیوجود هستند و در این میان تنها خداوند متعال است که باقی میماند.
اما بعضی از خلقتهای عاطفی قرنها و بلکه نسلها را هم شامل میشود تا ماندگار نام گیرند و هفت هنر از آن جمله است تا دنیای سینما بهعنوان آخرین گزینه از آن جدا نباشد. تاریخ این پدیده نو در خلقت مجازی که اول بر روی نوارهایی بنام فیلم نگهداری و سپس ساکن صفحات DVD شد و امروز دیگر از هیچ نوع اجسام فیزیکی استفاده نمیشود که فیلم هم جزئی از فضای مجازی میباشد چندان طولانی نبوده و در اواسط قرن هجدهم کلید میخورد و در قرون نوزدهم و بیستم شدت مییابد تا با شاهکارهای بیبدیلی همراه باشد.
آنچه از دنیای رؤیایی سینما که مکمل صحنه و تئاتر است بهجا میماند خاطرات تلخ و شیرین همراه با چهرههایی است که توانستهاند مخاطبان را به خود جلب نمایند و اولین گروه آکتورها یا همان بازیگرانی هستند که معدودی بت جوانان شده تا سعی کنند چهره و تیپ و رفتار خود را بهصورت تصنعی به آنسو سوق دهند.
دنیای سینما رؤیایی است فراموش ناشدنی تا گروهی را به اعتیاد خود بکشد و مجبور سازد اکثر سئانسها را در سالنهای سرپوشیده به آن اختصاص دهند. نمیخواهیم به چهرهای شاخص از میان فیلمنامه نویسان، کارگردانان، تهیهکنندگان، بازیگران و دیگر کسانی که در ساخت یک اثر نقش دارند اشاره کنیم، زیرا طی یکسال و نیم گذشته حضورشان در قلبها بهاندازه یک قرن افول کرده و میرود تا با ادامه پاندمی کرونا به ابدیت بپیوندد که این همان مرگ مضاعف نه برای موجودات جاندار است بلکه هنری را نشانه گرفته تا بیش از نهصد و چهلوهفت میلیون نفر را سرگردان و بیآشیان کند و از عرش به فرش برساند!
زهی تأسف که در این قمار بزرگ کووید ۱۹ که آنسوی میز نشسته قرعه باخت را به نام کشورهایی، چون ایران رقمزده است تا جامعه هنر هفتم آن با جمعیتی تقریبی در حدود سیصد و چهلوپنج هزار نفر آنچنان زمینگیر شوند که هیچ بالابرنده و جرثقیلی نتواند به آنها کمک کند.
پیرامون دیگر استانهای کشور حرفی برای گفتن نیست، زیرا آنهایی که در صنف تهیهکننده، کارگردان و مستندساز، نان بخورونمیری به چنگ میآوردند این روزهای خاکستری را در کسوت مشتریان و نیازمند اخذ وام از صندوقهای قرضالحسنه و احیاناً بانکهای خانهمان برانداز سپری و چشمبهراهاند تا متولی آنها یعنی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هست نمکی به آششان بپاشد تا گروهی که پایتختنشین هستند مشتریان پروپاقرص فروش اسباب و اثاثیه زندگی و شغلی خود در کوچهپسکوچههای خیابان جمهوری و سرای سید اسماعیل نباشند! و گروه سوم یعنی بازیگران مطرح که کاری بهجز ماندن در قرنطینه خانگی و یا ویلاهای شمال کشور ندارند بهوسیله شبکههای مجازی ازجمله واتساپ به دنبال وصول مطالبات عقبافتاده خود با همیاری وکلایی بوده تا قرارداد را نصف نصف منعقد و امیدوار باشند رقمی دستشان را بگیرد و بتوانند ارقام کلان نسیهخوریها و حتی قبوض عقبافتاده تلفن و یا وجه دستی با آشنایان و بخصوص مارکتها تأدیه نمایند!
سرگذشت اسفبار این روزها برای هنر هفتم و سینمایی که روزگاری کعبه آمال آرزومندان بود به همینجا ختم نمیشود، زیرا هرروز شاهد حذف اسطورههایی از آن هستیم که این اواخر لقب غربی سلبیریتی را به خود اختصاص داده بودند تا بهواسطه آن دستی به صندوق مساعدتهای عاطفی جامعه داشته که اگر اقبال با آنها یار باشد، ساکن ابدی در قطعه هنرمندان یا نام آوران در آرامستانهای کشور خواهند بود تا تنها نامی بر روی سنگ تراشیده از آنها به یادگار بماند.
روزنامهنگار پیشکسوت