در زندگی روزمره گاهی پیش آمده که با ندانستن حقوق خرید و فروش، ضرر و زیان بسیاری را متحمل شده باشید لذا با اطلاع و آگاهی از حقوق خریدار و فروشنده میتوانید تا حدی از حق خود دفاع کنید و از این جهت آسیب نبینید. در ابتدای امر باید اصطلاحات مربوط را بلد باشید تا بدانید چه زمانی به نفع شماست و میتوانید از نظر حقوقی موضوع را دنبال کنید. در زندگی روزمره گاهی پیش آمده که با ندانستن حقوق خرید و فروش، ضرر و زیان بسیاری را متحمل شده باشید لذا با اطلاع و آگاهی از حقوق خریدار و فروشنده میتوانید تا حدی از حق خود دفاع کنید و از این جهت آسیب نبینید. در ابتدای امر باید اصطلاحات مربوط را بلد باشید تا بدانید چه زمانی به نفع شماست و میتوانید از نظر حقوقی موضوع را دنبال کنید.
وقتی یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد به امری کنند و مورد قبول آنها باشد اصطلاح عقد به کار برده میشود. در اصطلاح حقوقی به داشتن اختیار به هم زدن معامله خیار میگویند.
اصطلاح خیار مجلس یعنی اختیاری که به هر یک از طرفین خریدار و فروشنده اعطا میشود تا زمانی که متفرق نشدهاند و در محل حاضرند بتوانند معامله را فسخ کنند.
برای نمونه اگر مشتری کالایی انتخاب کرده و قصد خرید آن را دارد، قبل خروج از فروشگاه مشتری یا فروشنده میتوانند از خرید یا فروش منصرف شوند.
اصطلاح بعدی خیار تأخیر از ثمن است و زمانی کاربرد دارد که فروشنده قادر نیست مدت زمان زیادی برای دریافت هزینه معامله صبر کند و خریدار در پرداخت وجه معامله تعلل کرده باشد. ماده ۴۰۲ قانون مدنی میگوید: هرگاه فروشنده و خریدار زمانی را برای پرداخت وجه مشخص نکرده باشند و سه روز از تاریخ فروش آن بگذرد و فروشنده نیز کالا را در اختیار مشتری قرار ندهد و مشتری هم قیمت جنس را نپرداخته باشد فروشنده این حق را دارد که معامله را فسخ کند.
اما اگر طی مدت سه روز خریدار وجه معامله را بپردازد در این صورت فروشنده حق فسخ را ندارد. در این نوع از خیار مسئلهای که مهم است و باید توجه داشت این است که هرگاه کالا از آن دسته اجناسی باشد که تا سه روز فاسد میشود یا افت قیمت پیدا میکند فروشنده از هر زمانی به این نتیجه رسید کالا در حال فساد یا کاهش قیمت است میتواند معامله را بههم بزند.
شاید پیش آمده باشد که مشتری از شما درخواست کرده باشد محصول خاصی را برای وی نگه دارید، این خیار به شما امکان میدهد که بعد از سه روز فارغ از تعهد به مشتری کالا را بفروشید و یا اگر احتمال کاهش ارزش آن باشد قبل از سه روز نیز اقدام به فروش آن کنید.
اصطلاحی تحت عنوان خیار غبن زمانی کاربرد دارد که یکی از طرفین معامله باخبر شود که فریب خورده به عبارتی دیگر سرش کلاه رفته است وای دل غافل کالای خریداری شده بسیار کمارزشتر از پول پرداخت شده است و یا برعکس فروشنده متوجه شود که ارزش محصول فروخته شده بسیار بیشتر از مبلغی که دریافت کرده است، میباشد. ماده ۴۱۶ قانون مدنی اذعان میدارد هرگاه یکی از فروشنده یا خریدار در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از مطلع شدن از این زیان فاحش میتواند معامله را فسخ کند.
نکته مهم این است که استناد به خیار غبن برای فسخ معامله در صورتی مورد قبول است که فرد متضرر زمان معامله به قیمت عادلانه یا همان قیمت روز آگاه نباشد، ولی اگر از قیمت روز خبر داشته باشد آنوقت نمیتواند معامله را به استناد این ماده قانونی فسخ کند. نکته دیگر این است که از شرایط خیار غبن، فوری بودن آن است یعنی به محض اطلاع طرفین باید اقدام شود و تعلل در آن جایز نیست.
اصطلاح دیگر خیار رؤیت و تخلف وصف است که در مورد صفاتی است که فروشنده به کالا نسبت میدهد. خریدار این اختیار را دارد در صورتی که کالا فاقد ویژگیهای کمی و کیفی باشد که فروشنده اظهار کرده میتواند معامله را فسخ کند. ماده ۴۱۰ قانون مدنی در این باره میگوید: هرگاه کسی مورد معامله را ندیده و آن را فقط با بیان اوصاف از سوی فروشنده خریده و بعد از مشاهده آن متوجه شود جنس مورد معامله دارای اوصاف یادشده نیست میتواند معامله را فسخ کند، ولی اگر مشتری آن را دیده باشد و آگاه باشد مورد معامله آن ویژگیها و خصوصیت را ندارد دیگر قادر نیست معامله را فسخ کند.
به علاوه باید این نکته را توجه داشت هر وقت خریدار محصولی را از قبل دیده باشد و به اعتماد دیدن قبلی اقدام به معامله کند، اما پس از خرید بفهمد آن ویژگی قبلی را ندارد وی اختیار دارد که آن معامله را فسخ کند.
این خیار سبب میشود تا فروشنده در توصیف محصولی که میفروشد رعایت احتیاط را کرده و بیمحابا به تعریف و تمجید آن نپردازد. رعایت این مسئله هم اخلاقی است و هم شما را از درگیر شدن در موضوعی حقوقی حفظ خواهد کرد؛ بنابراین توصیه میشود در توصیف و تمجید کالاهایتان به اطلاعات مستند تکیه کنید.
مسئله مهم دیگر که در سوپرمارکتها رواج دارد موضوع کالای جایگزین است. اگر مشتری یک محصول از برندی خاص را میخواهد، اما فروشنده بدون اطلاع به وی کالای دیگری را در فهرست خرید او قرار دهد یا اینکه به هر علتی محصولی جایگزین را با ادعای یکسان بودن یا بهتر بودن به او پیشنهاد دهد؛ مشتری قادر است در صورت عدم رضایت کالا را برگردانده و معامله را فسخ کند.
اصطلاح خیار عیب ماده ۴۲۲ تصریح دارد اگر بعد از معامله مشخص شود که کالا دارای نقص و عیب بوده مشتری اختیار و اجازه دارد یا معامله را فسخ کند یا محصول معیوب را بپذیرد، اما تفاوت قیمت جنس ناقص و سالم را از فروشنده بازپس بگیرد. به این خیار، خیار عیب میگویند. البته لازم به یادآوری است که خیار عیب زمانی برای مشتری ثابت میشود که عیب پنهان، اما موجود در لحظه عقد باشد.
عیب هم زمانی مخفی محسوب میشود که مشتری زمان خرید از آن باخبر نباشد. مسئله دیگر اینکه بعد از آگاه و مطلع شدن به عیب و ایراد کالا عمل به خیار فوری است. خیار عیب به مشتری امکان میدهد که در صورت فریب خوردن معامله را فسخ کند. نکته مهم در این باره این است که عملیات فریب باید قبل از انجام معامله باشد تا گرایش و رغبت در انجام معامله را در مشتری ایجاد کند.
در کل توصیه میشود نسبت به مورد معامله تحقیق و بررسی لازم انجام شود. از افراد خبره و کارشناس که از محصول و کالای مد نظر شناخت دارند مشاوره گرفته شود تا از ویژگیها و خصوصیات کامل کالای مورد نظر کسب آگاهی شود و در خرید تأمل کنیم تا نیاز به چالش و کلنجار پس از آن برای فسخ و عودت کالا نباشد و با خیالی آسوده از خرید و فروش بهره مناسب را ببریم.
* کارشناس ارشد حقوق