
عمدهترین نماد جهانی حاشیهنشینی سیمای نامطلوب آن است که احساس و وجدان و دیدگان آدمی را میآزارد؛ ساختمانهای تخریب شده و فرسوده، گذرگاهها و معابر پرپیچوخم و کمعرض و. . . حاشیهنشینها فاقد بهداشت عمومی و خصوصی در حد و اندازه استانداردهای جهانی و حتی ملی هستند و اقدام علیه بهداشت عمومی و محیط زیست در چنین مناطقی شایع است. اکثر خانوادههای حاشیهنشین شغل رسمی برای تأمین معاش خود ندارند و چون این افراد عموماً فاقد مهارت و تخصص و سرمایهگذاری هستند به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه مثل دستفروشی، کوپنفروشی، تکدیگری، زبالهدزدی، خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی میآورند. در مناطق حاشیهنشین خردهفرهنگهای خاص مناطق کوچک هر یک از خانوارها که قبلاً ساکن آن بودند مشاهده میشود. این فرهنگها بسیار دیر جذب فرهنگهای شهری میشوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در آنها برای اجرای برنامههای مختلف اجتماعی، چون بهداشت و تنظیم خانواده و... مشکل میکند. ترکیب سنی جمعیت در این مناطق نشان میدهد که بهرغم جوان بودن بیشتر رؤسای خانوادهها بعد خانواده وسیع است. متوسط تعداد جمعیت هر خانوار حدود 5/4 نفر است که با در نظر گرفتن مساحت کم منازل موجود به تراکم بیش از حد جمعیت در این مناطق پی خواهیم برد. به لحاظ پایین بودن سطح آگاهی و مشکلات معیشتی و فقدان امکانات آموزشی و ... نرخ باسوادی بسیار پایین است.