اعضای گروه حفظ آثار شهدای دستجرد در تازهترین دور از دیدار با خانواده شهدا، پرچم شهدایی را در خانه شهیدحسین فصیحی دستجردی به اهتزاز درآوردند. شهید فصیحی از رزمندگان دفاع مقدس بود که در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید. اعضای گروه حفظ آثار شهدای دستجرد در تازهترین دور از دیدار با خانواده شهدا، پرچم شهدایی را در خانه شهیدحسین فصیحی دستجردی به اهتزاز درآوردند. شهید فصیحی از رزمندگان دفاع مقدس بود که در عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسید.
حسین هاشمپور، از پیشکسوتان دوران دفاع مقدس و مدافعان حرم در این دیدار گفت: «حضرت آقا میفرمایند شهادت یعنی وارد شدن به حریم خلوت الهی و میهمان شدن سر سفره ضیافت الهی و این نصیب هر کسی نمیشود بجز کسانی که در راه خدا با عشق و با اخلاص جهاد کنند.» وی ادامه داد: «شهدا این لیاقت را داشتند که ره صد ساله را یک شبه پیمودند و به لقاء الله پیوستند.» هاشمپور گفت: «اینجانب افتخار این را دارم که همرزم شهدای دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم هستم و وظیفه من و کسانی که همرزم شهدای والامقام بودند سنگینتر از وظیفهی کسانی است که جبهه و جنگ را به خود ندیده اند. ما مدیون خانوادههای شهدا هستیم که چنین فرزندانی را تربیت و تقدیم انقلاب کردند. در حال حاضر هم اگر امنیت داریم مدیون شهدا، ایثارگران و جانبازان و خانوادههای آنان هستیم و ان شاء الله خداوند ما را یاری کند که شرمنده این عزیزان نباشیم و قدردان زحماتشان باشیم. واقعا این عزیزان بر گردن ما حق دارند و باید منتشان را پذیرا باشیم.»
درباره عملیات والفجر مقدماتی و شهادت حسین فصیحی
در ادامه حسین هاشمپور راوی دفاع مقدس درباره عملیات والفجر مقدماتی گفت: «از منطقه عین خوش تا منطقه فکه بیش از صد کیلومتر است. عراقیها در آن زمان در منطقه فکه سه کانال موازی به طول نود کیلو متر تا صدو بیست کیلومتر کنده بودند. یک کانالش نفر رو بود نفر فقط میتوانست نفر برود. یک کانال به عرض دومتر کنده بودند. یک کانال دیگر به عرض چهار متر در دل زمین کنده بودند که اگر ایرانیها عملیات کردند نتوانند از آنجا جلوتر بروند. یعنی، چون ایرانیها هم پیش بینی نکرده بودند یک چنین کانالهایی وجود دارد هیچ امکاناتی با خود نداشتند که از روی این کانالها عبور کنند. کانال کمیل هم یکی از همین کانالها بود که در منطقه فکه وجود دارد. در زمان جنگ نیروهای رزمندهای که در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرده بودند وقتی به منطقه فکه رسیدند در این کانالها گیر افتادند و نتوانستند پیشروی کنند و دشمن بعثی همه را به شهادت رساند. عمق این کانالها هم چهار الی پنج متر در دل زمین بود. شهید ابراهیم هادی هم یکی از همین شهدای کانال کمیل است. منطقه عین خوش، دشمن راه رودخانه دویرج را بسته بود و بچههای رزمنده، چون جریان آب رودخانه زیاد نبود یک سیم کابلهایی را از این طرف رودخانه به آن طرف رودخانه بسته بودند و بچهها دستشان را به این سیم کابلها گرفته بودند و داشتند از عرض رودخانه رد میشدند که دشمن سدی که جلوی رودخانه درست کرده بود را بر میدارد و آب سد طغیان میکند. آب به صورت سیلاب در رودخانه دویرج جریان پیدا میکند و باعث میشود تعداد زیادی رزمندههایی که در حال عبور از وسط رودخانه بودند به شهادت برسند. بیشتر شهدای این منطقه از بچههای اصفهان بودند که شهید حسین فصیحی هم یکی از همین شهدا است»
یاد شهدا زنده است
این راوی دفاع مقدس و مدافع حرم ادامه داد: «خانواده شهدا توقعی از ما ندارند و زمانی که ما بعنوان خادمین شهدا به دیدار خانواده شهدا میرویم خوشحال میشوند که یاد شهدایشان فراموش نشده و با روی باز از ما استقبال میکنند. تنها توقع خانواده شهدا این است که راه شهدا را ادامه دهیم که این راه مقدس باید حفظ شود. بدون تردید شهدا جایگاه والایی نزد خدا دارند و احتیاجی به ما ندارند. حاج آقا پروازیان یکی از اساتید حوزه علمیه قم در زمان جوانی در جبهه حضور داشتند میگفت من اگر آن زمان میدانستم شهید اینقدر مقام دارد میرفتم جلوی عراقیها میایستادم و میگفتم مرا بکشید؛ حالا شما میگوئید خودکشی است! من میگویم باشد. اینقدر این شهدا مقام دارند که اگر بخاطرش در جنگ خودکشی هم کنیم باز هم ثواب دارد. ما درک نمیکنیم. به قول حضرت آقا ما، چون کثرت شهید داریم اجر و ثواب و منزلت و جایگاه شهدا و شهادت را درک نمیکنیم.»
از زبان خواهر شهید
در ادامه اشرف فصیحی، خواهر شهید حسین فصیحی گفت: «برادر شهیدم وقتی به مرخصی میآمد میگفت که جبهه خیلی خوش میگذرد. منظورش خوشی دنیایی نبود و جبهه هم جای خوشی دنیایی نبود. آن جا هر چه بود جنگ و خون بود، اما چه شده بود که برادرم حسین جبهه را جای خوشی میدانست؟ او عاشق خدا و راه خدا بود که میدان جنگ را جای خوش میدانست و آگاه بود که از این مسیر به دیدار خداوند میرود.»
وی ادامه داد: «کسانی که به سفر راهیان نور رفته اند میدانند در منطقه عملیاتی اروند کسی بند نمیشود. از هوای گرم و پشه زیاد پنج دقیقه هم نمیشود آنجا ماند چه رسد که میدان جنگ باشد. یادم است یکبار در آن منطقه زائرین شهدا به صف نماز مغرب و عشاء ایستادند. نماز مغرب را که خواندند گفتند برویم نماز عشاء را جای دیگری بخوانیم، چون اینجا خیلی اذیت میشویم. من به انها گفم که بچههای شما و همرمزمانشان سالها اینجا ماندند و جنگیدند ان وقت طاقت نماز خواندن ندارید»
خواهر شهید فصیحی ادامه داد: «خوشی جبهه به این بود که هیچ کس به فکر خودش نبود. همه برای هم جان میدادند و برای رسیدن به خدا از یکدیگر سبقت میگرفتند. همین بچههای مدافع حرم که به سوریه میروند و با دشمن میجنگند خیلی سختیها را تحمل میکنند و بعد از اینکه به وطن برمی گردند تازه عدهای به آنان حرفهای ناشایست و زخم زبان میزنند. رزمندگان اسلام و مدافعان حرم بخاطر اعتقاداتشان و ایمان به خدا و احیای حق به جبهه رفتند. اگر شهید میشدند به آرزویشان میرسیدند و اگر پیروز میشدند انجام وظیفه کرده بودند و با دل خوش به شهر و دیارشان بر میگشتند. پس همه یک هدف داشتند آن هم انجام وظیفه است.»