خیلی سخت نیست؛ یک چرتکه ساده نشان میدهد چه بلایی بر سر تولید نفت در چند سال اخیر آمده است؛ ظرفیت تولید نفت ایران در سال ۱۳۵۷ چیزی حدود ۵/ ۵میلیون بشکه در روز بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، به دلیل آسیب رسیدن به تأسیسات نفتی و محدودیت در تولید، میزان تولید نفت هیچگاه به بالای ۵/ ۲میلیون بشکه نرسید.
در سال ۱۳۶۸ که جنگ به پایان رسید، حفاری تعمیری چاهها، توسعه میادین قدیمی و جدید، ساخت و بازسازی تأسیسات و سکوها و... در دستور کار قرار گرفت که منجر به احیای ظرفیت تولید به میزان ۸/ ۳میلیون بشکه در سال ۱۳۷۶ شد. دولت اصلاحات که این رقم را تحویل گرفت، توانست این میزان تولید را به حدود ۴میلیون بشکه در روز برساند.
در دولت بعدی، با توجه به کاهش تولید در میادین سیری، دورود، سروش و نوروز، تولید نفت کاهشی شد که مهمترین دلیل این کاهش، کمکاری توتال در اغلب این میادین بود. در نهایت با توسعه میادین دیگر و تکمیل پروژههایی مثل دارخوین، ظرفیت تولید طبق گزارش بریتیش پترولیوم به ۲/ ۴میلیون بشکه در روز رسید ولی به دلیل اعمال تحریمها، میزان تولید به ۳میلیون بشکه کاهش یافت، اما ظرفیت بین ۱/ ۴ تا ۲/ ۴ میلیون بشکه به ثبت رسیده است.
در دولت سابق، قراردادهای میادین آزادگانجنوبی، آزادگانشمالی، یادآوران، یاران، آذر و... امضا شد که ماحصل آن، هدیه بیش از ۳۰۰هزار بشکه نفت به دولت فعلی بود؛ به بیان سادهتر، با این رقم، میزان ظرفیت تولید نفت جمهوری اسلامی ایران باید به ۵ /۴میلیون بشکه در روز میرسید.
با وجود این، دولتهای یازدهم و دوازدهم هیچگاه عدد ۴میلیون بشکه را هم لمس نکردند چه رسد به قله ۵/ ۴میلیون بشکهای. بالاترین میزان تولید نفت ایران طی هفت سال اخیر، ۹ /۳میلیون بشکه بود آن هم با مدار آمدن میادینی که قراردادشان در دولت قبل امضا و اجرایی شده بود؛ همان ۳۰۰هزار بشکه. یک حساب سرانگشتی نشان میدهد، دولت فعلی نه تنها ظرفیت تولید را افزایش نداده بلکه با کاهش آن به عدد ۵/ ۳میلیون بشکه در خوشبینانهترین حالت، به ظرفیت ۲۵ سال پیش برگشته است! اما دلیلش چیست؟ دلایل زیادی میتوان برای این تراژدی بزرگ فهرست کرد ولی مهمترین عواملی که موجب بروز چنین وضعیتی شده، یکی بیتوجهی وزارت نفت به برنامههای نگهداشت و افزایش تولید به ویژه در میادین دریایی بود. عامل دیگر تحققنیافتن برنامههای تزریق گاز به مخازن نفتی و همچنین توسعهنیافتن گرین و برون فیلدهایی که وزارت نفت میخواست با IPC آنها را به توسعه برساند، بود.
عامل دیگر، به اهمال صورت گرفته در اخذ کالاهای مورد نیاز مربوط بود، به طوری که بخش مهمی از ظرفیت نفت کشور به همین دلیل از بین رفت.
این در حالی است که میانگین کاهش تولید مخازن ۵ درصد و تولید از چاهها ۱۰ درصد است، این بدان معناست که اگر چاهی در حالت عادی روزانه ۱۰۰هزار بشکه تولید کند، اگر تعمیر نشود، سال بعد ۹۰هزار بشکه تولید خواهد کرد و این دقیقاً همان موضوع نگهداشت و افزایش تولید از محل برنامههای روتینی است که طی این چند سال، با دستورات وزارت نفت روند نزولی را شاهد بودهاست. دولت فعلی، هنر زیادی داشته باشد نهایت میزان ظرفیت تولید را در رقم ۶/ ۳میلیون بشکه تحویل دولت بعد دهد، آن هم با انبوهی از خرابی و پروژههای کاغذی و نیمبند. دولت بعد تا به خود بیاید، قطعاً میزان ظرفیت تولید نفت به زیر ۴/ ۳میلیون بشکه خواهد رسید، یعنی بازگشت به ابتدای دهه ۷۰!