سرویس حوادث جوان آنلاین: شهریور ماه سال ۹۷، مأموران پلیس تهران از درگیری مقابل یک کارگاهی در شهر قدس باخبر و راهی محل شدند. بررسیهای اولیه نشان داد کارگری به نام یونس با صاحب کارش مراد درگیر میشود و در آن درگیری همسر یونس در هواخواهی شوهرش با صاحب کارگاه درگیر شده و با پرتاب کفش، باعث کوری چشم چپ او میشود. به این ترتیب مرد میانسال مورد تحقیق قرار گرفت. او در طرح شکایت خود گفت: «مدتی صاحب کارگاهی در شهرقدس بودم، اما به دلیل مشکلات کاری وضع مالی کارگاه به هم ریخته بود، به همین خاطر قصد داشتم کارگاه را تعطیل کنم، این شد که تصمیم گرفتم مبلغی به کارگران کارگاه بدهم و از آنها خواستم محل کارشان را ترک کنند. یونس سالها در کارگاهم کار میکرد. او وقتی این خبر را شنید ناراحت شد و گفت اگر بیکار شود زندگیاش به مشکل میخورد و از پس هزینههایش برنمیآید.»
شاکی ادامه داد: «بارها در این مورد با یونس حرف زدم، اما بیفایده بود، این گذشت تا روز حادثه. آن روز یونس به کارگاهم آمد و گفت همسرش میخواهد مرا ببیند، بنابراین مقابل در کارگاه رفتم، اما همسر او به محض اینکه مرا دید شروع به داد و فریاد کرد. او میگفت باید همه حق و حقوق شوهرش را پرداخت کنم. برایش توضیح دادم که مبلغی به شوهرش پرداخت کردهام و بیشتر از آن در توانم نیست. آن زن حرفم را قبول نکرد و شروع به فحاشی کرد، سپس مقابل چشم چند نفر از کارگرها حمله کرد و یکدفعه کفشش را از پا درآورد و با پاشنه آن ضربهای به چشمم زد. همان موقع راهی بیمارستان شدم، اما چشم چپم تخلیه شد.»
با طرح این شکایت زن جوان شناسایی و بازداشت شد. زن جوان با اقرار به جرمش گفت: «شوهرم سالها در آن کارگاه مشغول کار بود، اما صاحب کارش یکباره تصمیم گرفت کارگاه را تعطیل کند. او از وضع مالی ما خبر داشت، اما حقوق همسرم را کامل پرداخت نکرده بود. چند بار از شوهرم خواستم با او صحبت کند، اما او نتوانست حقش را از صاحب کارش بگیرد. این شد که روز حادثه مقابل کارگاه رفتیم تا من با مراد صحبت کنم و بتوانم حقوق شوهرم را بگیرم، اما او با بیاعتنایی جوابم را داد. این شد که عصبانی شدم، سپس با پاشنه کفش ضربهای به صورتش زدم.»
با اقرار زن جوان، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا اینکه متهم در اولین جلسه محاکمه مقابل هیئت قضایی شعبه هفتم دادگاه قرار گرفت. بعد از اعلام رسمیت جلسه، شاکی در جایگاه قرار گرفت و درخواست اشد مجازات کرد، سپس زن جوان خلاف اظهاراتش جرمش را انکار کرد و گفت: «آن روز در محل حادثه نبودم و شوهرم به تنهایی برای تسویهحساب به کارگاه رفته بود. نمیدانم چرا شاکی مرا به عنوان متهم معرفی کرده است.» او در خصوص گواهی شاهدان حادثه نیز گفت: «افرادی که علیه من شهادت دادهاند دروغ میگویند و همگی آنها از طرف شاکی اجیر شدهاند.»
در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.