سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: داستان «دیگر نامت را عوض نکن» را در میان داستانهای دفاع مقدسی دیگری که قیصری نوشتهاست میتوان متفاوت با کارهای قبلیاش قلمداد کرد، چون در کل رمان ما با دو شخصیت اصلی و محوری روبهرو هستیم. شخصیتهای دیگر داستان مثال آن زن خرمشهری و فرزندش نقش کمرنگتری در داستان دارند و جزو کاراکترهای فرعی کتاب قرار میگیرند. ما در این داستان که دو راوی دارد، با یک سرباز ایرانی و یک افسر عراقی مواجه هستیم که از آن طرف سیم خاردار که مرز دو کشور را در جنوب ایران مشخص میکند، مشغول نامهنگاری با هم هستند.
نویسنده در این داستان از شیوهنامهنگاری بین دو کاراکتر اصلی استفاده کرده و اطلاعات و توضیحات پیرنگ داستان و حوادث و اوج و فرود داستان را هم در متن نامههای دو طرفه نشان میدهد، البته خیلی پیشتر از قیصری، نویسندگان دیگری هم بودهاند که ساختار داستان کوتاه یا رمان خود را برپایه نامهنگاری تنظیم کردهاند. تاریخ ماجرای این داستان به چند ماه بعد از پایان جنگ بر میگردد. جنگ ایران و عراق به پایان رسیده، اما نیروهای مرزی دو کشور هنوز سرجاهایشان مستقر هستند.
در ابتدای داستان، افسر عراقی که شخصیت مرموزی دارد برای پیدا کردن یک زن و دختر ایرانی چندین نامه مینویسد و روی خاکریزهای این طرف مرز میگذارد تا شاید کسی از سربازان ایرانی پیدا شود و جواب نامه او را بدهد. در ادامه یک سرباز ایرانی نامه افسر عراقی را پیدا میکند و جواب او را مینویسد. آنها از طریق نامهنگاری که با هم دارند، مخاطب را وارد ماجراهای جنگ در کتاب میکنند. افسر عراقی از آنجا که مادرش ایرانی است، نصفه و نیمه فارسی بلد است.
در آخر داستان سرباز ایرانی کمک میکند تا افسر عراقی آن زن بیوه ایرانی را به همراه دخترش پیدا کند، اما از اطمینانی که به افسر عراقی کرده پشیمان میشود و در مورد شخصیت او که یک قاتل است، دچار تردید میشود. داستان «دیگر اسمت را عوض نکن» از لحاظ پرداخت کاری بدیع و تأثیرگذار است، اما به لحاظ موضوعی حرف تازهای برای گفتن ندارد و قبل از این مجید قیصری در داستانهای دیگرش آنها را گفتهاست. این کتاب در سال ۱۳۹۷ در ۹۸صفحه توسط نشر چشمه منتشر شدهاست.