در روزگاری که دشمنان ایران با همه توان رسانهای، اقتصادی و نظامی به میدان آمدهاند تا تصویر ملت را مخدوش کنند و امید را در دلها بخشکانند، حقیقتی روشنتر از هر زمان رخ مینماید، ایران نهتنها در برابر جنگ سخت و نیمهسخت ایستاده، بلکه در میدان جنگ روایت با بصیرت و وحدت ملی، نقشههای ائتلاف غربی- صهیونی را درهم کوبیده و آیندهای روشنتر را نوید میدهد.
شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه که دشمنان ایران با همه ادعاهای چند دههای خود در تمرین و آمادگی سیلی سختی خوردند و عقب نشستند، اکنون تلاش تازهای آغاز کردهاند، این بار نه در میدان نظامی، بلکه در میدان اغتشاشات خیابانی و جنگ روانی. ترامپ آشکارا از اغتشاشگران حمایت میکند و نتانیاهو در واشینگتن به دنبال جلب موافقت برای حمله مجدد است. اما آنچه در این میان اهمیت دارد، نه هیاهوی دشمن، بلکه هوشیاری ملت ایران و توان نظام در مدیریت بحرانهاست.
جنگ جهانی سوم، همانگونه که بسیاری تحلیلگران اذعان دارند، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است، جنگی چندلایه که در سه سطح نظامی، اقتصادی و شناختی جریان دارد. در غرب آسیا، آفریقا و شرق اروپا، جنگ سخت و نیمهسخت ادامه دارد، در عرصه اقتصاد، تحریمها و فشارها همه کشورها را درگیر کرده و ایران نیز با دو چالش همزمان فشار بیرونی و درونی (مرعوبین و مجذوبین غرب و شبکه نفوذ) مواجه است و در عرصه روایت، رسانههای غربی با تمام ظرفیت به میدان آمدهاند تا ذهنها را تسخیر کنند.
اما چرا ایران در کانون این سهگانه قرار گرفته است؟ پاسخ روشن است. ایران تنها کشوری است که توانسته در برابر پروژههای براندازانه غربی- صهیونی بایستد و معادلات آنان را برهم زند. از همین رو، تمرکز اصلی دشمن بر لایه سوم یعنی جنگ روایت است. آنان میدانند که اگر بتوانند ذهنها را تسخیر کنند، امید را بزدایند و اعتماد را بشکنند، دیگر نیازی به جنگ سخت نخواهند داشت.
دشمن با بهرهگیری از شبکههای نفوذ داخلی، شعارهای رسانهای و عملیات روانی میکوشد مردم را دوقطبی کند، اعتماد آنان به نظام را از بین ببرد و آنان را به شورش ترغیب نماید. اما این پروژه، همانند پروژههای پیشین، محکوم به شکست است. چرا؟ زیرا ملت ایران، با همه فشارها و مشکلات، تجربهای تاریخی از مقاومت دارد، تجربهای که از دفاع مقدس تا امروز، بارها و بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده این ملت را درهم بشکند.
در این میان، نقش سواد رسانهای و بصیرت عمومی بیش از هر زمان اهمیت دارد. اگر مردم بدانند که چگونه روایتهای دشمن ساخته میشود، چگونه تصویرهای جعلی و اخبار دروغ برای تحریک احساسات آنان به کار گرفته میشود و چگونه شبکههای نفوذی از هر حادثهای برای بزرگنمایی و تحریف استفاده میکنند، آنگاه میتوانند در برابر این جنگ شناختی ایستادگی کنند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی ایران، همگی هشدارهای لازم را به امریکا و متحدانش دادهاند. پیام روشن است. هرگونه ماجراجویی نظامی با پاسخ قاطع و آتشین ایران مواجه خواهد شد. این موضعگیریها نهتنها بازدارنده است، بلکه نشان میدهد ایران در عرصه سخت نیز آماده است. اما در عرصه نرم، وظیفه اصلی بر دوش مردم و رسانههای داخلی است، رسانههایی که باید روایت حقیقت را با قدرت و جذابیت به میدان بیاورند و امید را در دلها زنده نگه دارند.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند وحدت ملی هستیم. دشمن میخواهد مردم را در برابر نظام قرار دهد، اما ملت ایران میتواند با انسجام، این نقشه را نقش بر آب کند. امید، اعتماد و بصیرت سه کلید اصلی پیروزی در جنگ روایتاند. اگر این سه عنصر تقویت شوند، هیچ رسانهای، هیچ عملیات روانی و هیچ شبکه نفوذی قادر نخواهد بود ملت ایران را به زانو درآورد.
جنگ جهانی سوم، هرچند در ظاهر خاموش است، اما در لایههای مختلف جریان دارد. ایران در کانون این جنگ قرار گرفته، زیرا تنها کشوری است که توانسته معادلات دشمن را برهم زند. امروز، مهمترین میدان نبرد، میدان روایت است، جایی که دشمن میخواهد ذهنها را تسخیر کند. اما ملت ایران، با بصیرت، وحدت و امید، میتواند این جنگ را نیز به پیروزی بدل کند. آینده روشن ایران نه در سایه اغتشاشات و بیثباتی، بلکه در سایه مقاومت، اعتماد و روایت حقیقت ساخته خواهد شد. دشمنان بار دیگر خواهند دید که ایران، همانگونه که در جنگ سخت آنان را شکست داد، در جنگ روایت نیز آنان را به زانو درخواهد آورد.