سرویس حوادث جوان آنلاین: به گزارش جوان، پرونده صبح دیروز در شعبهدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست متین راسخ رسیدگی شد. بعد از اعلام رسمیت جلسه نماینده دادستان در قرائت کیفرخواست گفت: متهم پارسا ۳۰ساله است که ۱۰بهمنسال۹۷ در جریان درگیری با سه مرد جوان در خیابان آفریقا مرتکب قتل پسر ۲۲ساله به نام هومن شده است. متهم از طریق دوربینهای مدار بسته در محل حادثه شناسایی شد و مدتی بعد در حالیکه با کمک مادرش قصد خروج از کشور را داشت در شهر ماکو بازداشت شد. پارسا بعد از دستگیری در بازجوییها با اقرار به جرمش در شرح ماجرا گفته است: «روز حادثه دختر خالهام در حال مکالمه تصویری با پسر مورد علاقهاش بود. کنارش رفتم که آن پسر با دیدن تصویر من معترض شد. کار به درگیری لفظی کشید و صدای ما بلند شد. همان موقع مقتول که محل کارش در همان نزدیکی بود همراه دو نفر از دوستانش نزدیک شدند و فکر کردند مزاحم دخترخالهام هستم. آنها تذکر دادند که به آنها گفتم مشکل خانوادگی است و خواستم دخالت نکنند، اما کار به درگیری کشید. در آن درگیری آنها به من حمله کردند به همین خاطر از داخل ماشین یک چاقو برداشتم و به گردن مقتول زدم. ساعتی بعد از درگیری، دختر خالهام به محل حادثه رفت و وقتی متوجه شد مقتول فوت کرده است ماجرا را برای مادرم تعریف کرد. این شد که مادرم وکالتی خودروام را فروخت و سپس با فروش طلاهایش مقداری ارز و پول داد تا از کشور خارج شوم، اما در شهر ماکو بازداشت شدم.» نماینده دادستان در آخر گفت: «با اقرارهای متهم، وی به اتهام قتل عمد و مادر وی نیز به اتهام مساعدت در فراری دادن متهم روانه زندان شدند. برای هر دو متهم درخواست مجازات دارم.»
در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه ایستادند و درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه ویژه قرار گرفت و گفت: «آن روز احساس کردم سه مرد جوان نگاه معناداری به دخترخالهام کردهاند و میخواهند از مشاجره بین من و او سوءاستفاده کنند، اما اشتباه کردم و ناخواسته مرتکب قتل شدم. پشیمانم و درخواست گذشت دارم.»
سپس مادر متهم که با قرار وثیقه آزاد بود جرمش را انکار کرد و گفت: «با فروش طلاهایم قصد داشتم مبلغی به پسرم بدهم تا در شهر غریب بدون پول نباشد. باور کنید قصد کمک به فرار او را نداشتم.»
در پایان هیئت قضایی بعد از شور متهم را به قصاص و مادر وی را از اتهام مساعدت در فراری دادن متهم تبرئه کرد.
حاشیه دادگاه:
بعد از اعلام رأی قصاص در دادگاه، مادر متهم و همراهان وی به شدت گریه کردند. سپس متهم که اشک در چشمانش جمع شده بود رو به اولیای دم کرد و درخواست گذشت کرد او به مادر مقتول میگفت: «قول میدهم جای پسرت را پر کنم.»
با التماسهای متهم، مادر مقتول هق هق گریهاش بلند شد و گفت: «پسرم تکیه گاه من و خواهر و برادرش بود. برادرش بعد از این ماجرا معتاد شد و حالا در کمپ بستری است. خواهرش نیز به بیماری اعصاب مبتلا شده و تحت درمان قرار دارد. ۱۵سال بدون کمک شوهرم کار کردم و به سختی پسرم را بزرگ کردم، اما تو در یک لحظه او را با ضربه چاقو از من گرفتی. هومن پسر بااخلاقی بود و هر بار وارد خانه میشد دستانم را میبوسید و مرا میبویید. چطور میتوانی جای پسرم را پر کنی؟!»
در ادامه عموی مقتول نیز گفت: «سالهاست در کشتارگاه کار میکنم و هر روز با چاقو سر و کار دارم. اما غیرت و مردانگی اجازه نمیدهد چاقو را برای تصمیم اشتباه و تسویه شخصی دست بگیرم. نمیدانم چرا بعضی افراد هنگام خشم دست به چاقو میشوند و بعد به التماس میافتند...؟»