کد خبر: 947154
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۲:۳۰
چرا دشمن بر انقلاب‌زدایی از سیاست خارجی ایران تأکید دارد
سیاست خارجی انقلابی در بیانیه گام دوم انقلاب بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد سیاست خارجی آینده نظام جمهوری اسلامی به نکات مهمی اشاره دارد که مهم‌ترین آن حفظ ماهیت استقلال‌طلبانه و آرمان کشور در مقابل تهدیدات و همچنین فرصت‌های موجود در سیاست خارجی است.
سرویس سیاسی جوان آنلاین: بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد سیاست خارجی آینده نظام جمهوری اسلامی به نکات مهمی اشاره دارد که مهم‌ترین آن حفظ ماهیت استقلال‌طلبانه و آرمان کشور در مقابل تهدیدات و همچنین فرصت‌های موجود در سیاست خارجی است.

بیانیه رهبر معظم انقلاب اسلامی با عنوان «گام دوم انقلاب» در ابعاد مختلف به مسئله سیاست خارجی و روابط بین‌الملل می‌پردازد. برخی از این ابعاد مربوط به سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و برخی دیگر به نوع نگاه رهبر انقلاب از فرآیند تحولات از گذشته تا آینده برای هر صاحبنظری دارای اهمیت راهبردی است. برای تبیین بهتر چیستی و علل رویکرد سیاست خارجی طرح شده در گام دوم انقلاب باید به این نکته توجه کرد که اکنون پس از ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، همچنان مسئله غرب به‌خصوص امریکا «اصلِ انقلاب» است، به عبارت دیگر، امریکا نه تنها با انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن یعنی جمهوری اسلامی کنار نیامده بلکه آن را تهدید نیز تلقی می‌کند. در دوره ترامپ بیشترین حملات علیه «ماهیت و اصول انقلابی» کشور انجام شده است. گروه اقدام ایران که مستقر در وزارت خارجه امریکاست، در گزارشی اعلام می‌کند: ایران تنها حکومت انقلابی باقی مانده روی زمین است که امریکا باید کار آن را یکسره کند. در واقع مفهوم کلیدی سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال ایران، انقلاب است و تمام خواسته‌های آن‌ها از جمله شروط دوازده‌گانه پمپئو در قبال ایران نیز متمرکز بر همین کنار گذاشتن دستاورد‌های انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف است. به این ترتیب، راهکار مدنظر امریکا برای عادی شدن ایران در محیط بین‌الملل، «انقلاب‌زُدایی از جمهوری اسلامی» است، به عبارت دیگر، از منظر دشمن این انقلاب اسلامی است که ایران را حتی به لحاظ مادی، قدرتمند کرده و رفع تهدید ایران تنها از طریق انقلاب‌زُدایی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی میسر است. اینک با فهم این چارچوب می‌توان به اهمیت تأکید رهبری بر مسئله انقلاب و لزوم تداوم آن پی برد.

صرف گلایه‌های امریکا از مخرب بودن انقلاب اسلامی برای منافع غرب، شاهدی بر درستی موضع رهبری است مبنی بر اینکه تاریخ ۴۰ ساله انقلاب بدون خیانت به آرمان‌ها سپری شده است. ایشان در چند مورد تصریح می‌کنند که هدف انقلاب صرفاً گرفتن حکومت نبوده و دغدغه آن، برخلاف آنچه غربی‌ها ترویج می‌دهند، صرفاً بقای رئالیستی نیست بلکه از آنجا که این حکومت مبتنی بر اسلام و مردم است، صرف سلطه نه مشروعیت می‌آورد و نه مقبولیت.

مفهوم راهبردی انقلاب

از سوی دیگر، هم استراتژیست‌های امریکایی نظیر کیسینجر و هم برخی چهره‌ها و مسئولان غیرانقلابی کشور این جمله را تکرار می‌کنند که ایران باید بین دو گزینه «دولت- ملت» بودن یا «نهضت انقلابی» بودن یکی را انتخاب کند. برخلاف این، بیانیه بر مفهوم راهبردی «نظام انقلابی» تأکید می‌کند. این دو با هم تناقضی ندارند چراکه اولی ساختار را نشان می‌دهد و دومی آرمان را. گرفتن انقلاب از جمهوری اسلامی به معنی گرفتن آرمان و هویت از آن است. امروز هیچ کشور مهمی در دنیا وجود ندارد که سیاست خارجی‌اش متأثر از آرمان و هویتش نباشد. به عبارت دیگر، این هویت است که حتی منافع را مشخص می‌کند. نظام انقلابی به معنی جست‌وجوی واقع‌بینانه آرمان‌های یک ملت است. بد نیست کسانی که نقش هویت، آرمان‌ها و ارزش‌ها در سیاست خارجی ایران را نقد می‌کنند، نگاهی به اسناد امنیت ملی امریکا بیندازند چراکه همواره یک فصل از این اسناد به پیشبرد ارزش‌های امریکایی اختصاص دارد. نظام سیاسی بدون ارزش هرگز نمی‌تواند مولدِ «قدرت نرم» باشد، لذا هرگز نمی‌تواند داعیه حرف جدید در روابط بین‌الملل را داشته باشد. فهم این مسائل نشان می‌دهد چرا تأکید بر عنصر انقلاب و چیستی معنای آن در عرصه سیاست خارجی اهمیت دارد. به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی باعث پیشرفت و قدرت‌یابی جمهوری اسلامی شده و هر جا جمهوری اسلامی با مشکل مواجه شده ناشی از عقبگرد و غفلت و دلزدگی مسئولان از انقلاب اسلامی بوده است. این مضمون چند بار در بیانیه مورد اشاره قرار گرفته است.

مرزبندی با دشمن

مفهوم مهم دیگر در عرصه سیاست خارجی «مرزبندی با دشمن» است. این امر در ابتدا نیازمند پذیرش وجود دشمن و دشمنی و ثانیاً نیازمند مرزبندی با آن است. برخی در داخل قائل به وجود دشمن نیستند و علت مشکلات را سوء‌تفاهم معرفی می‌کنند و راهکار را گفت‌وگو، تعامل و ادغام در غرب می‌دانند. برجام شاهد مثال خوبی بر بُطلان این فرضیه است. رهبر انقلاب ضمن اینکه قائل به گفت‌وگو با دشمن درباره مشکلات حل‌شدنی هستند، اما راه‌حل را ادغام در غرب نمی‌بینند و بر مرزبندی تأکید می‌کنند. مرزبندی فقط در عرصه هویت نیست بلکه یکی از کارکرد‌های آن این است که منافع خود را بهتر تشخیص می‌دهید. اگر مرزبندی وجود نداشته باشد شاید حتی منافع دشمن را به جای منافع خود تعریف کنید. نمونه بارز کسی که با دشمن مرزبندی نکرد، محمد مرسی رئیس‌جمهور مصر پس از بیداری اسلامی است که نهایتاً با حمایت امریکا از کودتا سرنگون شد.

افول قدرت امریکا

مسئله سوم مربوط به تحولات ژئوپلتیک است. رهبر انقلاب از بروز تحول در مناسبات جهانی و قرار گرفتن ما در یک نقطه عطف تاریخی خبر داده‌اند که این ارزیابی مورد تأیید صاحبنظران و حتی سرویس‌های اطلاعاتی از جمله جامعه اطلاعاتی امریکاست، به‌عبارت دیگر همه بر این باورند که موقعیت کنونی ما شبیه دوران تاریخی کنگره وین در سال ۱۸۲۵، دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ و وقوع جنگ‌های جهانی و فروپاشی شوروی در سال ۱۹۸۹ است. این تحولات در منطقه خاورمیانه در قالب بیداری اسلامی و پیامد‌های آن و همچنین در قالب ناتوانی امریکا از تمرکز و مدیریت منطقه خودنمایی می‌کند. دو عنصر کلیدی در این رابطه اهمیت دارد: اول ناکامی جریان و پروژه سکولاریسم در خاورمیانه است که جریان‌های اصلی فکری امریکا اکنون به این مسئله اشاره دارند و شکست دولت‌های سکولار منطقه نیز نتیجه آن شکست بزرگ‌تر است. دوم رشد جمعیت مسلمانان در منطقه، جهان و گرایش فزاینده مسلمانان به زندگی بر اساس شریعت است. این‌ها همه ارزیابی‌هایی هستند که دولت‌های غربی نیز بر آن‌ها تصریح می‌کنند. این بستر نوظهور زمینه قدرت‌یابی فزاینده جمهوری اسلامی را فراهم آورده است. این فرآیند‌ها به ضرر منافع راهبردی غرب هستند، لذا اینجاست که معلوم می‌شود چرا امریکا با انقلاب اسلامی همچنان مخالف است؟ یعنی هر دو عنصر انقلابی بودن و اسلامی بودن.

چرا نمی‌توان هیچ مشکلی را حل کرد

حرکت انقلاب اسلامی نه تنها به راحتی می‌تواند منطقه را از دست امریکا خارج سازد و منافع راهبردی واشنگتن و متحدانش را با چالش اساسی مواجه کند بلکه می‌تواند آثار جدیدی در عرصه فرا‌منطقه‌ای داشته باشد. به همین دلیل است که بیانیه رهبر انقلاب، گام دوم و مسیر پیش‌رو را در سطح بین‌المللی تعریف می‌کند. جالب این است در حالی که برخی در داخل با اتخاذ رویکرد تجدیدنظرطلبی این ایده را مطرح می‌کنند که اساساً انقلاب ایران اسلامی نبوده است، تحلیلگران غربی در باب ۴۰ سالگی انقلاب تأکید آگاهانه‌ای داشته‌اند که این انقلاب، از اساس اسلامی بوده است و دیدگاه تجدیدنظرطلبان را رد می‌کردند. با خواندن این مقالات این سؤال به ذهن متبادر می‌شود که علت تأکید دشمن بر اسلامی بودن انقلاب چیست؟

در پاسخ باید گفت: هدف آن‌ها این است که با افزایش فشار بر مردم و محاصره تبلیغاتی و ناکام نشان دادن انقلاب اسلامی این الگو را برای مردم منطقه شکست‌خورده نشان دهند، به عبارت دیگر برای غرب واضح است که رشد اسلام و اسلام‌گرایی در جهان یک واقعیت است و راه مدیریت آن این است که با تخریب الگوی ایران، اجازه طی شدن مسیر انقلاب اسلامی ایران برای فرایند‌های نوظهور در منطقه داده نشود. چنین درک راهبردی می‌تواند به این سؤال نیز پاسخ دهد که چرا «در مورد امریکا حل هیچ مشکلی متصور نیست و مذاکره با آن جز زیان مادی و معنوی چیزی ندارد» علتش این است که امریکا اساساً با خود این هویت و موجودیت مبتنی بر آن مشکل دارد نه صرفاً با رفتار‌های ما. مسئله امریکا با ایران، ماهیت ماست و تا زمانی که این نوع تفکر در امریکا غالب است، طبیعی است که کار امریکا مشکل‌سازی برای ایران است نه حل مشکل.
نکته پایانی اینکه این بیانیه باید مورد توجه سیاستگذاران در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی قرار گیرد. بر این اساس، باید طرحی برای گام دوم انقلاب مبتنی بر بازیگری در سطح بین‌المللی و حفظ و پیشبرد هویت و آرمان‌های انقلاب اسلامی در دستور کار قرار گیرد.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
موسوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۰۵ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۳
0
0
مطالب بسیار مفیدو عالی بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار