سرویس جامعه جوان آنلاین: یکی از این جریانات که از سوی برخی رسانهها هم پشتیبانی میشود و با ارائه گزارشهای جهانی از کودک همسری و آسیبهای آن در کشورهای مختلف، دانسته یا نادانسته در میان مردم کشور ترس و بیاعتمادی رواج میدهد. به طوری که به نظر میرسد در صورت تصویب قانون مزبور در کشور ما مشکل جهانی کودک همسری از بین میرود!
بر اساس اطلاعات یونیسف در سال ۲۰۱۸ در جهان، سالانه ۱۲میلیون دختر با سن کمتر از ۱۸سال ازدواج میکنند و این آمار یعنی اینکه، ۲۳ ازدواج در هر دقیقه و تقریباً یک ازدواج در هر دو ثانیه اتفاق میافتد. اینکه اعلام میکنیم کودک همسری مسئله کشور ما نیست، به این معنی نیست که در کشور ما رخ نمیدهد. همه میدانند هنوز مواردی از ازدواج کودکان به ویژه دختران کم سن در مناطق مختلف کشور رخ میدهد که حتی پای دادستانی را به ماجرا باز و نهادهای حمایتی را دست به کار حمایت از چنین کودکانی میکند، اما هیاهوی اتفاق افتاده در پی آن مصداق آتش زدن قیصریه به خاطر یک دستمال است.
علاوه بر این اگر مطلوب ما این باشد که همین تعداد کم هم در مناطق عشیرهای و قومی اتفاق نیفتد، زمینههای فرهنگی و بومی و اعتقادی در کشور ما ایجاب میکند راههای غیر از قانوننویسی را دنبال کنیم. در شرایطی که جامعه ما با بحرانهای اجتماعی فراوانی مانند کاهش ازدواج و فرزندآوری و افزایش طلاق روبهرو است، در برخی موارد این روندها تا مرز تهدید امنیت ملی پیش رفتهاند و شرایط اقتصادی و فرهنگی هر روز آنها را بدتر هم میکند. به نظر میرسد کبادهکشی دفاع از کودکان نوعی انحراف افکار عمومی از مسائل جدیتر و اولویتدارتر است. آنها که کلید واژه کودک همسری و ظرفیت آن برای تحریک عواطف عمومی را سر دست گرفتهاند، برای امتیازگیری از نظام باید پاسخ دهند که چه میزان از گزارشهای یونیسف ناظر به کشور ماست.
چرا کشور ما باید فکری به حال کاهش تعداد عروسهای کودک در جنوب آسیا کند؟ خود این گزارشها اذعان دارند ازدواج زودهنگام کودکان در سراسر جهان، بیشتر در کشورهایی رخ میدهد که معمولاً سطح آموزش دختران کمتر است و همین عاملی برای ازدواج زودهنگام آنهاست. این در حالی است که به گفته مسئولان دولتی ما، کشور ما تحت پوشش ۹۸ درصدی تحصیل است. از طرفی اگر کمبود درآمد تهدیدی برای رشد کودک همسری است، بنابراین رسیدگی به وضع آشفته اقتصاد که به مراتب اولویتدارتر است. آن هم در شرایطی که درآمد خانوار ایرانی در یک سال اخیر کاهش قابل توجهی داشته است. آیا بهتر نیست علل به وجود آمدن تخلف کودک همسری که به گفته گزارشنویسان کمبود درآمد است را جبران کنیم؟
از سوی دیگر به استناد همین گزارشها، کودک همسری در ۱۰ سال اخیر در دنیا هم روندی نزولی و کاهشی داشته، حالا اصرار برای مسئلهسازی برای نظام از یک مسئله دستچندم جهانی چیست؟