کد خبر: 909443
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۰
بافت ارتباطی و غنیِ موجود در برخورد‌های رو در رو تا حد زیادی در ارتباطات دیجیتال غایب است...

جوان‌آنلاین:  هنوز پیدا می‌شوند کسانی که دوست ندارند در پیام‌های دیجیتالیشان از ایموجی‌ها استفاده کنند، اما به‌هرحال، مردم تصمیم خودشان را گرفته‌اند. روزانه بیش از ۶ میلیارد ایموجی میان انسان‌ها رد و بدل می‌شود. تحقیقات و سرمایه‌گذاری‌های گسترده روی آن‌ها انجام می‌شود و نفوذ آن‌ها از نفوذ زبان انگلیسی در جهان بیشتر شده است. ایموجی‌ها چه کمکی به ما می‌کنند و چرا این‌قدر محبوبمان شده‌اند؟

استفاده از ایموجی‌ها به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده است. در سال ۲۰۱۵، هر روز بیش از شش میلیارد ایموجی توسط ۹۰ درصد جمعیت آنلاین جهان فرستاده می‌شده است. امروزه این شکلک‌ها حتی فراگیرتر از زبان انگلیسی شده‌اند.

ایموجی‌ها از نظر برخی، هشدارهایی قریب‌الوقوع برای مرگ زبان واقعی هستند. جاناتان جونز، منتقد هنری و یکی از مخالفان ایموجی در سال ۲۰۱۵ در مطلبی در روزنامۀ گاردین ادعا کرد که «پس از هزار سال پیشرفتِ مشقت‌بارِ زبان از دوران بی‌سوادی تا زبان شکسپیر و پس از آن، انسانیت دارد عجولانه کل این دستاورد را دور می‌ریزد». او مدعی است این شکلک‌ها «عقبگرد عظیمی برای انسانیت محسوب می‌شود». ریشخند او آشکار است: «شماها اگر دوست دارید از این شکلک‌ها استفاده کنید، اما من به زبان شکسپیر پایبند خواهم بود».

اما آیا زبان واقعاً مهم‌ترین عامل محرک و تأثیرگذار در دنیای تعاملات هرروزۀ ما محسوب می‌شود؟

زندگی روزمره را در نظر آورید: تعاملات رودررو، وقت‌هایی که بیش از حد حرف می‌کنیم تا روزمان سپری شود، یا سرگرم شوخی‌های بی‌معنی می‌شویم؛ براساس یک بررسی تقریباً ۷۰ درصد تعاملات روزانۀ ما را این امور به خود اختصاص داده است. این نوع تعاملات بی‌شک نیازمند زبان است، یعنی کلماتی که در چارچوب یک نظام دستوری بر زبان می‌آوریم و در عین‌حال نیازمند شیوۀ خاصی از انتقال، یعنی گفتار، نیز هستند. با این وجود، زبان گفتاری فاقد فضاهای سفیدی است که روی صفحۀ مکتوب موجودند، فضاهایی که به ما کمک می‌کنند کشف کنیم یک کلمه کجا آغاز می‌شود و دیگری کجا پایان می‌یابد؛ از جمله چیزهای دیگری که در زبان گفتاری غایب است، علائم سجاوندی و دیگر ظرائف قلمی نویسنده است، علائمی که ما را قادر می‌سازد تا بگوییم کلمات چگونه به گروه‌هایی از ایده‌ها یعنی عبارات و جملات تبدیل شده‌اند.

در عوض در گفتار، عروض را داریم که در آن تکیه، زیر و بمی، شدت صدا، مکث و تندی و کندی گفتار برجسته می‌شود، در واقع همین عوامل است که ما را قادر می‌کند تا یک جریان کلامی را که متشکل از کلمات مجزا و واحدهای آوایی‌ست، تفسیر کنیم. ریتم و وزن سرنخ‌هایی دربارۀ چگونگی سازمان‌دهی اطلاعات فراهم می‌کند و افت‌وخیز حالت صدای گوینده به ما کمک می‌کند تا بفهمیم عبارتی مثل «شما مال این دور و برا نیستید» یک پرسش است یا دارد به ما می‌گوید از آنجا برویم. شیوه‌های دیگری نیز وجود دارد: خیرگیِ نگاه، حالت چهره، حرکات سر و دست و نشانه‌های دیگر «زبان بدن».

براساس یک برآورد، در تعاملات روزانۀ ما با دیگران فقط ۳۰ تا ۳۵درصد از جنبه‌های اجتماعی محتوا و معنا برخاسته از زبان است و به‌طرز حیرت‌آوری۷۰درصد از آن از اشاره‌های غیرکلامی سرچشمه می‌گیرد. این ۷۰درصد، علاوه بر اشاره‌های بصری، همچون زبان بدنِ شخص مقابل، حالت چهره و حرکات سر و دست، میزان نزدیک ایستادن افراد به ما را نیز شامل می‌شود: همۀ ما حس معذب بودن در کنار افرادی را تجربه کرده‌ایم که برای راحتی خودشان، مقدار بسیار زیادی از فضای شخصی ما را اشغال می‌کنند؛ در چنین مواردی واکنش عاطفی ما احتمالاً بدون استثناء منفی است. ما به ظاهر فیزیکی و لباس آن‌ها و همچنین محیطی که در آن با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم نیز واکنش نشان می‌دهیم، چراکه دربردارندۀ اطلاعاتی دربارۀ شغل یا سبک زندگی آن‌هاست.

ما از لمس‌کردن نیز اطلاعات بیرون می‌کشیم. زمانی تاجر موفقی را می‌شناختم که مدعی بود از روی دست دادن با یک نفر می‌تواند بگوید که آن شریک یا مشتری تا چه اندازه قابل اعتماد است. شدت محکم گرفتن، حس‌کردن کف دست دیگری و حرکات دیگری که پیچیده‌تر از دست‌دادن نیستند، ممکن است تمام آن‌چیزی را که معتقدیم باید دربارۀ یک شراکت تجاری بالقوه بدانیم برایمان فراهم آورد.

اما آیا این حکایت حقیقت دارد؟ مطالعات نشان می‌دهد که واقعاً حقیقت دارد: شدت فشار دست هنگام دست دادن نشانه‌های گویایی دربارۀ شخصیت ما برملا می‌کند. در یکی از اولین تحقیقاتی که در این مورد انجام شد، محققان رابطۀ میان قدرت دست دادن و شخصیت را بررسی کردند. در این تحقیق، ۱۱۲ شرکت‌کننده با چهار کدنویس آموزش دیده -با هر کدنویس دو بار- دست دادند تا نیروی دست‌گرفتنِ شرکت‌کننده را ارزیابی کنند. همه شرکت‌کننده‌ها فرم ارزیابی ویژگی‌های شخصیتی را نیز کامل کردند. محققان متوجه شدند که دست دادن‌های قوی، در هر دو جنس، با برونگرا بودن و نشان‌دادن عواطف در ارتباط است. در مقابل دست‌دادنِ ضعیف با درون‌گرایی و کمتر نشان دادن احساسات مرتبط است.

تمام ابعاد این ارتباطات غیرکلامی توسط ری بردویستل، انسان‌شناس امریکایی مطالعه شده است، او تخمین زد که احتمالاً می‌توانیم ۲۵۰۰۰۰ حالت مختلف چهره را تولید و شناسایی کنیم، از این منظر شاید اتفاقی نباشد که ایموجی با آرایش حیرت‌آور خود از صورتک‌های زرد که شامل انواع مختلفی از لبخندهای متغیر، صورت‌های گیج، ناراضی، ناراحت و عصبانی می‌شود، برای ارتباطات بصری در گفتگوهای متنی تا این حد مناسب است.

از آن‌جا که بخشی قابل‌توجه از معنای یک پیام ارتباطی در تعامل اجتماعی از علائم غیرکلامی نشأت می‌گیرد، منطقی است که در تبادلات گفتاری، متن به تنهایی -در شکل زبان‌شناختی- فقط بخش نسبتاً کوچکی از اطلاعات قابل‌دسترسِ ما را منتقل کند. در آنچه گفت‌وگوی دیجیتال به‌تنهایی می‌تواند منتقل کند نقصان‌های بزرگی وجود دارد، بیشتر اطلاعات مرتبط با اظهارات عاطفی، نشان دادن شخصیت فردی و تفاوت‌های ظریف موجود در کلماتِ زبان گفتاری در آن غایب است.

بافت ارتباطی و غنیِ موجود در برخوردهای رو در رو تا حد زیادی در ارتباطات دیجیتال غایب است. متن دیجیتال به تنهایی سترون و گهگاه بی‌اثر و به لحاظ عاطفی خشک و بی‌روح است. گفتگوهای متنی ظاهراً قادرند همۀ شکل‌های ظریف بیان احساسات را حتی از بهترین ما بزدایند. اینجاست که ایموجی‌ها می‌توانند مفید باشند: عملکرد آن‌ها در ارتباط دیجیتال به حرکات سر ودست، زبان بدن و آهنگ صدا در ارتباط کلامی شبیه است. ایموجی در پیام متنی و دیگر صورت‌های ارتباط دیجیتال، ما را قادر می‌سازد تا طنین صدا را بهتر بیان کنیم و همچنین نشانه‌هایی عاطفی را در اختیار ما قرار می‌دهد که به ما امکان می‌دهد جریان درحال پیشرفت اطلاعات را مدیریت کرده و معنای واقعی کلمات را تفسیر کنیم.

بی‌گمان، و همانطور که هر روانشناس خبره‌ای به ما هشدار می‌دهد: پیوستگی نشان‌دهندۀ علیت نیست. دریافتن این نکته که دو چیز ظاهراً با یکدیگر همراه هستند به این معنی نیست که یکی علت دیگری باشد. نمی‌توانید استفاده از ایموجی‌ها را در متن پیامهایتان آغاز کنید و انتظار داشته باشید ارتباطات بیشتری داشته باشید. در عوض، استفاده از ایموجی نشان‌دهندۀ چیز دیگری است. استفاده از ایموجی، شخصی که قرار است با شما ارتباط داشته باشد را قادر می‌سازد تا پیام شما را بهتر ارزیابی کند. ایموجی‌ها بیان و درجه‌بندی بهتر احساسات ما در گفت‌وگوی دیجیتال را تسهیل می‌کنند. هلن فیشر، انسان‌شناس زیستی در دانشگاه راتگرز و مشاور ارشد علمی سایت مچ در نظرسنجی سالیانۀ مجردهای آمریکا این یافته‌ها را چنین تفسیر می‌کند: «اکنون ما فناوری جدیدی داریم که قطعاً توانایی شما را برای بیان احساساتتان به خطر می‌اندازد... دیگر آهنگ ظریف کلام وجود ندارد... بنابراین راه دیگری برای بیان احساسات یافته‌ایم و آن راهْ استفاده از ایموجی‌هاست.»

در اصل، استفادۀ صرف از ایموجی‌ها نیست که به شما امکان روابط بیشتری می‌دهد: بلکه افرادی که از ایموجی استفاده می‌کنند در ارتباط برقرارکردن با دیگران توانایی بیشتری دارند. پیام آن‌ها شخصیت بیشتری دارد و نیت عاطفی پیام متنی را بهتر منتقل می‌کند. در مقابل باعث طنین عاطفی بیشتر در مخاطب شما نیز می‌شود.

به طور کلی استفادۀ چشمگیر از ایموجی‌ها در سطح جهان ارتباط وسیعی با احساسات دارد. در تحقیقی که توسط شرکت تولیدکنندۀ نرم‌افزار سوئیفت‌کی انجام شد بیش از یک میلیارد دادۀ متنی از کاربران شانزده زبان مختلف مورد تحلیل قرار گرفت. جالب است که سه طبقۀ بالاییِ ایموجی‌ها همگی به ابراز احساسات مرتبط بودند. صورتک‌های شاد، که شامل چشمک‌ها، بوسه‌ها، لبخندها و خنده‌ها می‌شوند بیش از ۴۵ درصد از کل ایموجی‌های استفاده شده را به خود اختصاص دادند. صورتک‌های ناراحت (از جمله صورتک‌های خشمگین) ۱۴ درصد از این مقدار را و ایموجی‌های قلب -از هر رنگی، از جمله ایموجی قلب شکسته- ۱۲.۵ درصد. بیش از ۷۰ درصدِ استفاده از ایموجی‌ها مستقیماً به نوعی ابراز احساسات مرتبط هستند. هرچند ایموجی‌ها می‌توانند در پیام‌های دیجیتال ما جایگزین کلمات باشند، اما به هر حال دستانی دقیق برای چگونگی انتخاب آن‌ها لازم است. 

 
 منبع: Nautilus
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار