
به تعطيلات ميروند و ترجيح ميدهند كارها را به مهرماه و ماههاي بعد از آن واگذار كنند. موضوعي كه حالا از طرف رئيس مجمع خيران مدرسهساز كشور نيز تأييد شده و با اعلام اينكه مردم بيش از دولت در زمينه ساخت مدرسه سرمايهگذاري كردهاند، گفت: در حال حاضر ۶۵۰ هزار نفر در داخل كشور و یک هزار نفر در خارج از كشور در اين زمينه فعال هستند.
به عقيده كارشناسان آموزش و پرورش براي موفقيت در امر آموزش نيازمند پيش نيازهاي گوناگوني است كه در اين ميان فضاي فيزيكي مناسب از نخستين و مهمترين مسائلي است كه به صورت مستقيم بر شيوههاي آموزش تأثير دارد. حال با توجه به وجود بيش از 13 ميليون دانشآموز و نزديك به يك ميليون معلم، ميتوان مدعي بود بيش از نيمي از جمعيت كشور با اين نهاد سروكار دارند. با وجود سابقه ديرينه آموزش غيررسمي و رسمي در كشور، اكنون شاهد نظام آموزشي چندان پويايي نيستيم و به طور تقريب در فرآيند آموزش همه طرفها (دانشآموز، خانواده، معلم، جامعه و دولت) از نتيجه ناراضي هستند.
كمبود و نامناسب بودن فضاي فيزيكي مدرسهها دغدغه همه خانوادهها، معلمان و مسئولان بوده است. به طور تقريبي مشكل سختافزاري در بيشتر مدرسههاي دولتي كشور وجود دارد؛ شايد تصور شود در تهران به عنوان پايتخت ايران، وضعيت اندكي بهتر از ديگر شهرهاي كشور باشد اما كمبودهاي فراواني در اين شهر به چشم ميخورد. در منطقههاي جنوبي شهر مدارس بسياري با قدمت بين 30 تا 40 سال وضعيت مناسبي ندارند. از سوي ديگر نبود امكانات آموزشي و ورزشي مناسب به ويژه «هوشمندسازي كلاس» در بسياري از اين مكانهاي آموزشي مشهود است.
هوشمندسازي هر كلاس درس هزينههاي بسياري دارد كه تأمين آن از عهده مدرسه و دانشآموزان خارج است. در برخي مدارس هم يك يا 2 كلاس درس را براي نمونه يا نمايش هوشمند كردهاند كه آنها هم به علت مسائل جنبي، اثري در آموزش ندارند.
سند تحول بنيادين آموزش و پرورش كجاست؟
تا چند سال پيش مدرسههاي كشور از فرسودگي بيش از حد در رنج بودند اما اقدام خيران باعث شد تا از تعداد كلاسهاي درس غير ايمن و فرسوده كاسته شود. با اين حال هنوز شاهد وجود مدرسههايي با بيشتر از 30 سال قدمت هستيم كه به علت نبود مراقبتهاي صحيح چندان مناسب آموزش نيستند. از سوي ديگر با توجه به تغييرات در روند و شيوههاي آموزشي، معيارهاي ساخت وساز مدارس متحول شده و مدرسههاي قديمي كارآيي لازم را ندارند. اين يك حقيقت است كه حجم وظيفهاي كه از نظر قانوني بر دوش اين وزارتخانه نهاده شده بيشتر از حد توان، بودجه و قاعدههاي منطقي است. آموزش و پرورش بايد تنها عهدهدار وظيفه آموزش و تربيت نسل آينده كشور باشد و نبايد خود را درگير كارهاي زيربنايي و ساخت و ساز و غيره كند.
هر چند رتبه بندي مدارس در ايران در سال 90 همراه با تدوين و انتشار سند تحول بنيادين آموزش و پرورش در دوره دولت نهم كليد خورد و از آن به عنوان ابزاري براي ايجاد فضاي رقابتي در جهت حركت روبه جلو آموزش ياد ميشد اما پس از آمدن وزير جديد در آن زمان به وزارت خانه آموزش و پرورش سرنوشت آن مسكوت ماند. ابراهيم سحرخيز، معاون وقت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در مصاحبهاي كه در آن سالها با خبرگزاري پانا داشت، شاخصهاي آموزشي، تربيتي و همچنين شاخصهاي مربوط به فيزيك ساختمان، امكانات و تجهيزات مدرسه را در رتبه بندي مدارس مؤثر دانسته و گفته بود: «رتبهبندي، مديران و عوامل اجرايي مدارس را به تكاپو مياندازد. او همچنين رسيدگي به امور مربوط به رتبهبندي مدارس را در اولويت دستور كار وزارت آموزش و پرورش وقت دانست.»
طرح رتبهبندي مدارس از استان تهران آغاز شد و پس از آن سرانجام اين داستان نامعلوم ماند. بعدها اخباري حكايت از ورود رتبهبندي به مدارس نمونه دولتي به گوش رسيد اما مشخص شد آن هم بيشتر به منظور تعيين تكليف شهريه دانشآموزان بوده است. روز گذشته رئيس مجمع خيران مدرسهساز كشور با تأكيد بر اينكه دولتيها از مردم عقب ماندهاند، گفت: «در حال حاضر ۶۵۰ هزار نفر در داخل كشور و یک هزار نفر در خارج از كشور در زمينه مدرسهسازي فعال هستند، در واقع مردم بيش از دولت در اين زمينه سرمايهگذاري شده است و بستر كسب دانش را فراهم كرديم.» محمدرضا حافظي ادامه داد: «تاكنون به تعبيري ۳۷ درصد مدارس كشور و به تعبير ديگر ۵۰ درصد مدارس كشور توسط خيران مدرسهساز ساخته شده است و ملت بيش از دولت در اين بخش سرمايهگذاري كردند.»
ميگويند مشت نشانه خروار است. بر همين اساس با شنيدن وضعيت مدارس استان قزوين ميتوان به حال و روز مدارس استانهاي ديگر و به خصوص استانهاي ضعيفتر پيبرد. مديركل نوسازي و تجهيز مدارس استان قزوين ميگويد: «در استان قزوين ۶۵ درصد از مدارس داراي استحكام است، ۱۹ درصد مدارس نياز به مقاومسازي و ۱۵ درصد نياز به تخريب و بازسازي دارد. همچنين ما در شهرك مهرگان به ۳۷ مدرسه نياز داريم، در شهركهاي اقماري نيز ۱۲ واحد آموزشي مورد نياز است، یکهزار و 500 كلاس درس نياز به استانداردسازي آموزشي و 6 هزار كلاس درس نياز به هوشمندسازي مدارس دارد.»
ايران 71 در ميان 76
حدود 2 سال پيش بود كه اولين گزارش رتبهبندي از مدارس جهان منتشر شد كه كيفيت آموزش و پرورش را در جهان به نمايش ميگذاشت. در آن زمان بيبيسي آماري را از رتبهبندي مدارس جهان در سال 2015 منتشر كرد كه حضور ايران در آن بسيار حائز توجه بود. در اين گزارش آمده بود، كشورهاي آسيايي در بالاي اين جدول و كشورهاي آفريقايي پايينترين مكان را در اين ردهبندي از آن خود كردهاند كه بر اساس آن سنگاپور در رأس اين ردهبندي و بعد از آن هنگكنگ قرار گرفته بود اما پايينترين ردهبندي در اين رنكيگ متعلق به كشور آفريقايي غنا بود.
متأسفانه ايران در پايين جدول رتبهبندي مدارس جهان قرار گرفته و رتبه 51 را از ميان 76 كشور از آن خود كرده بود. بعد از چند روز اتاق فكر اقتصادي OECD در اين باره نوشت: «مقايسه نمره آزمون 76 كشور نشان ميدهد كه رابطه مستقيمي بين رشد اقتصادي و وضعيت آموزش و پرورش وجود دارد.» نكته حائز اهميت اينكه كشور سنگاپور در شرايطي در رتبهبندي سال 2015 بهترين عملكرد را به خود اختصاص داد و در ميان كشورهاي جهان رتبه نخست را بهدست آورد كه در سال 1960 سطح بالايي از بيسوادي در اين كشور وجود داشت. بررسيهاي صورت گرفته نشان ميدهد كه اگر تمامي افراد در كشورها به سطح پايهاي از آموزش و پرورش دست يابند، توليد ناخالص داخلي در آن كشور افزايش خواهد داشت.
در اين اينفوگرافيك رشد توليد ناخالص داخلي در طول عمر دانشآموزان برآورده شده و فرض شده است كه اگر تمامي دانشآموزان در مدرسه ثبت نام كنند و به مهارتهاي حداقلي در مدارس دست يابند تا چه اندازه ميتوانند بر رشد اقتصادي و پتانسل اقتصادي كشور مؤثر باشند. هرچند مدارس ايران در رتبه بندي مدارس جهاني در ردههاي پايين قرار دارد اما اين انفوگرافي نشان ميدهد كه در صورتي كه مدارس ما عملكرد بهتر و مناسبتري داشته باشند خواهند توانست پتانسيل بالاي اقتصادي را در كشور ايجاد كنند.