زهرا محمدنيا ايمني
اعتماد يكي از بزرگترين و مهمترين عواملي است كه انسانها را به يكديگر نزديك كرده و از بزرگترين سرمايههاي اجتماعي محسوب ميشود. جامعهاي كه اعتماد بين اعضاي آن برقرار باشد به همان ميزان آرامش بيشتري خواهد داشت و هر عاملي كه اين اعتماد را به خطر بيندازد نوعي بحران تلقي ميشود. يكي از اين عوامل بدقولي يا خلفوعده است. قول دادن در زبان فارسي به معناي وعده دادن و نوعي عهد و پيمان بين افراد است.
وفاي به عهد در آيات و روايات
وفاي به عهد موجب همدلي، انسجام و همكاري ميان افراد جامعه ميشود. يكي از ويژگيهاي خوبي كه ميتواند باعث استحكام دوستيها شود خوشقولي است. خوشقولي و وفاي به عهد به شخص اعتبار و احترام ميبخشد و شخصيت وي را جذاب ميكند. وفاي به عهد در قرآن نيز توصيه شده و نشانهاي از ايمان و بدقولي نشانهاي از نفاق است.
خداوند در قرآن كريم ميفرمايند: و اذكر فى الكتاب اسماعيل انه كان صادق الوعد و كان رسولا نبيا: اي پيامبر! در اين كتاب پر شكوه از اسماعيل نيز ياد كن، چراكه او همواره به وعدههاي خويش وفا ميكرد و پيامبري بود كه به سوي قوم جرهم فرستاده شد. بارك و تعالي در جاي ديگري ميفرمايند: و لكِنَّ الْبرِّ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيوْمِ الاَخِرِ وَ ... وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ: نيكى (و نيكوكار) كسانى هستند كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهاند ... و به عهد خود هنگامى كه عهد بستند وفا مىكنند. وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ آن الْعَهْدَ كاَنَ مَسئولًا: « و به پيمانتان وفا كنيد كه همانا پيمان (در روز جزا) مورد سؤال خواهد بود.»
همه ما آدمها بدقوليهاي زيادي را در افراد زندگيمان ديديم، بعضي اوقات خودمان بدقولي كردهايم و گاهي وقتها مجبور به تحمل آدمهاي بدقول بودهايم، كسي كه هيچگاه بر سر حرفهايش نميماند و به نوعي ديگران را سر كار ميگذارد و اصلاً هم از اين كار خود پشيمان نميشود.
كسي كه هميشه بدقولي ميكند به مرور زمان اعتبارش را در ميان آدميان از دست ميدهد و ديگر كسي روي حرفهاي او حساب باز نميكند و بدتر اينكه فرض كنيد مجبور باشيد با چنين كسي زندگي كنيد. آنگاه مشكلات چند برابر ميشوند. اگر تك تك ما انسانها بدانيم كه با بدقولي، مواردي هم چون اعتماد، اعتبار و وحدت خود را خدشهدار ميكنيم و اگر از اين گفته امام معصوم كه ميفرمايد: « به دوستي كه به عهد و پيمان خود وفا نميكند اعتماد مكن»، نگران بشويم، شايد تصميمي جدي بگيريم و از همين حالا براي تغيير رفتار نادرستمان تلاش كنيم.
يك ناهنجاري اجتماعي
بدقولي نوعي ناهنجاري اجتماعي است كه تربيت غلط در خانواده زمينهساز اين رفتار است. همچنين از نظر اخلاقي يك رفتار ضد ارزش بوده و موجب بياعتمادي اجتماعي، تفرقه، فقدان امنيت و آرامش ميشود. هرگونه بدقولي به عنوان ضداخلاق و ناهنجاري شناخته ميشود و بنياد اجتماع را سست
و شخصيت آدمي را زير سؤال ميبرد و به بياعتمادي دامن ميزند. در واقع بدقولي موجب ميشود شخص زشتيهايش را نمايان كند و حقيقت باطني خود را به ديگران بشناساند. بدقولي دلايل زيادي دارد، به طوري كه ميتواند از خانواده سرچشمه بگيرد. به عنوان مثال اعضاي خانواده ارزشي براي خوشقولي قائل نباشند و اين امر به شكل يك عادت درآيد. گاهي محيط بيرون عامل اين يادگيري است و افراد با مشاهده بدقوليهاي اطرافيان ميآموزند كه با بدقولي هم ميتوان زندگي كرد.
براي شناخت بدقولها، بايد قبل از هر چيز روي شخصيتشناسي آنان كار و اين مهم را نبايد فراموش كنيم كه افراد بدقول معمولاً افرادي دروغگو و بياعتبار هستند و دروغگويي و بياعتباري پيوست بدقولي است. اين در حالي است كه بعضي اوقات بدقولي به اين دليل است كه اين ارزشها در درون ما نهادينه نشده است و همين نهادينه نشدن هم ميتواند به خاطر اين باشد كه فرد در اين باره آموزش نديده است يا در محيطي زندگي كرده كه به ارزشها بها داده نشده يا تقويت لازم را به وقت خوشقولي دريافت نكرده است يا هيچ كس ارزش كارش را يادآوري نكرده و بابت خوشقولياش وي را تشويق نكرده است.
البته بايد اين را هم در نظر گرفت كه ريشه بعضي از بدقوليها در بد برآورد كردن زمان است كه فرد به هر دليلي زمان از دستش خارج ميشود يا گاهي اوقات اهميت و ارزش قائل نشدن براي ديگران و از پس قولها بر نيامدن عامل بدقوليهاست.
البته ما در اين حوزه مشكلاتي داريم، به اين دليل كه بسياري از والدين به ارزشهاي اخلاقي پايبند نيستند و وقتي كودك بودهاند پدر و مادرشان هم اين ارزشها را به آنها نياموختهاند و در نتيجه اين دور باطل به همين منوال ادامه مييابد.
چند توصيه به خودمان
با توجه به آنچه گفته شد چه خوب است اين موارد را سرلوحه رفتار خود قرار دهيم: خوشقولي را به عنوان يك ارزش در فرزندان و خانواده خود نهادينه كنيم. قرارهاي بين خودمان و ديگران را به شكل يك قول معرفي كنيم. قولي بدهيم كه از پس عمل به آن برآييم. خوشقولي كنيم تا ديگران نيز از ما ياد بگيرند. وقتي چيزي از كسي امانت ميگيريم يا وعدهاي ميدهيم بر سر قول و قرار خود باشيم. در برابر خوشقولي ديگران از آنها تعريف و تمجيد كنيم. پيامدهاي منفي بدقولي را براي اطرافيان گوشزد كنيم.
با اين تفاصيل نتيجه ميگيريم كه بر اساس يافتههاي روانشناسي بدقولي تهديدي براي سلامت روحي و رواني نسل آينده، مسبب قطع ارتباط با اطرافيان، عاملي براي خصومت و كينه، كاهش عزت نفس و ايجاد تنش ميان افراد است.
اگر افراد در طول زندگي خود بياموزند كه قول دادن همچون سندي محكم براي آنها مسئوليت ميآورد بيشك نسبت به گفتههايشان حساسيت بيشتري به خرج ميدهند و محكمتر بر سر عهد و پيمان خود ميمانند، ضمن اينكه افراد خوش قول آدمهايي هستند كه به راحتي زير حرف خود نميزنند و اعتبار خود را زير سؤال نميبرند. در آخر اينكه سعي كنيم براي داشتن جامعهاي سالمتر و براي حفظ اعتماد، وحدت و همدلي و بهتر شدن هر چه بيشتر روابط بين فردي بر سر عهد و پيمان خود بمانيم و الگوهاي خوبي براي اطرافيان و به ويژه فرزندان خود باشيم. پس بياييم به خودمان قول بدهيم كه خوشقول بمانيم.