
اين يك قاعده در همه نظامهاي سياسي است كه وقتي حزب يا گروهي با وجود تلاشهاي زياد نميتواند بر كرسي قدرت تكيه زند، در جايگاه نقد حاكميت بر آمده و از هر ابزار درست يا غلط استفاده ميكند تا خطاهاي حاكميت را به رخ بكشد و از بستر آن براي خود و حزب متبوعش اعتبار كسب كند و زمينه را براي رسيدن به قدرت و پياده كردن خواستههايي كه نسبت به خلأ آن در حاكميت معترض بوده، فراهم گردد.
ولي در هيچ نظام سياسي سراغ نداريم كه عناصر شاخص سياسي آن در دوره يا دورههايي در رأس هرم قدرت داراي مسئوليتهاي كلان و تصميمات راهبردي بوده باشند و از همه ابزارها و امكانات براي اجراي سياستها و برنامههاي خود استفاده كنند ، ولي به محض واگذاري قدرت، با يك چرخش آشكار در جايگاه اپوزيسيون نشسته و هر آنچه را كه از زبان دشمن واپوزيسيون خارج از حاكميت ديده و شنيده ميشد، از زبان اين مسئول ديروز و اپوزيسيون امروز شنيده شود. و باز تأسفبارتر اين است كه چنين ادبياتي از زبان كسي يا كساني شنيده شود كه خودشان محكم صندلي قدرت اجرايي كشور را چسبيده و به جاي پاسخگويي، چيزي را مطالبه ميكنند كه خود بايد پاسخگوي آن باشند. ديروز رهبر معظم انقلاب در نقد اين افراد فرمودند: « اين كساني كه كشور در اختيارشان هست يا بوده ديگر حق ندارند عليه كشور حرف بزنند. اينها بايد پاسخگو باشند. بندهاي كه امكانات در اختيارم است، نميتوانم مدعي باشم، بايد پاسخگو باشم كه چه كردم با اين امكانات. به جاي اينكه پاسخگويي كنم، نقش مدعي را عليه اين و آن بازي كنم، مردم قبول نميكنند اين را. » آنچه از اين فراز سخنان رهبر عظيم الشأن انقلاب استنباط ميشود مربوط به دو دسته از مسئولان نظام ميشود؛ دستهاي كه در دوره يا دورههايي داراي مسئوليتهاي كلان در نظام بودند و امروز با اين تحليل كه دوري آنها از مسئوليت ميتواند مجوزي براي نقد غيرمنصفانه از كليت حاكميت، بي توجه به عملكرد گذشته خود بدون رعايت انصاف باشد، تيغ تند نقد خود را نشانه نظام و حاكميت گرفتهاند كه اين روزها چنين رفتارهايي را در چهره رئيس جمهور سابق شاهد هستيم.
آنچنان كه براي دفاع از يك متهم و دستمال آلوده اي، حاضر است قيصريهاي به آتش كشيده شود و با الفاظ پرطمطراق دفاع از مظلوم و خواهان برقراري عدالت قضايي، نظام برآمده از عدالت را به مسلخ بكشاند. آنچه ديروز رهبر انقلاب براي دسته اول كه در كشور اختياراتي داشتند مشمول ايشان و همفكران وي بود كه تا ديروز بر سرير قدرت بودند و امروز براساس يك سنت تاريخي در حاشيه قرار دارند و قرار نيست زماني كه در قدرت نبوديم، در جايگاه يك اپوزيسيون با تهمت و افترا به اين و آن، حرفهاي گزاف دشمن را تكرار كنيم. اما دسته دوم كساني هستند كه با وجود حضور در قدرت و داشتن مسئوليتهاي كلان در حاكميت، رسالت و فلسفه حضور خود در چنين مسئوليتها را درك نكرده و هر از گاهي، با اين تصور غلط كه اگر نوك پيكان خود را متوجه فلان دستگاه يا نهاد حاكميتي كنند، مردم از مطالبه خود از بخشهاي اجرايي صرفنظر كرده، هجمه به ديگر مجموعههاي نظام را در دستور كار قرار ميدهند.
آنگونه كه اقدامات امنيت آفرين كشور در طول عمر 38 ساله انقلاب، از زبان مسئولي كه 38 سال در انقلاب مسئوليت داشته، 38 سال حبس و زندان تلقي ميشود و همين سخنان نسنجيده دستمايهاي ميشود كه دشمنان قسم خورده اين ملت اعم از منافقين ونظام سلطه، جمهوري اسلامي را متهم به نقض حقوق بشر و... كند. امروز كسي كه همه امكانات نظام را در خدمت خود دارد نميتواند در جايگاه مدعي نشسته و همچون ديگران طلبكار از حاكميت باشد. يقينا او بايد پاسخگو باشد . مگر ميشود سياستي همچون اقتصاد مقاومتي ابلاغ شود، ستادي براي او ايجاد گردد و هر نوع امكان سخت افزاري و نرم افزاري براي اجراي اين سياست در اختيار باشد و با گذشت حداقل سه سال از ابلاغ اقتصاد مقاومتي، مجريان و متوليان ادعا كنند كه با مشكلاتي براي اجراي اقتصاد مقاومتي مواجه بوده و قادر به پياده سازي آن نبودهاند و احياناً با گذشت زمان، هزينه عدم اجرا را بايد ديگراني كه اصلاً اختيار و امكاني در اقتصاد مقاومتي نداشتند، بپردازند.
سخنان ديروز رهبر معظم انقلاب نه يك تذكر، بلكه يك هشدار بود. هشدار به كساني كه امروز بايد پاسخگوي اقدامات گذشته خود باشند اما سعي ميكنند با هياهو و غبار آلود كردن فضا و انگ زدن به اين و آن، ريل پاسخگويي را تبديل به مطالبه گري كنند و با اغوا و دروغ، افكار عمومي را متوجه بخشهايي از نظام و با آدرسهاي غلط، خود را قهرمان و ديگران را متهم كنند. هشدار به كساني بود كه امروز بر مسند قدرت تكيه زدهاند و تلاش ميكنند واقعيات موجود در جامعه را با آمارهاي نه چندان مستند، كتمان كنند تا مبادا در مقابل مطالبات به حق مردم پاسخگو بوده و حرف قانع كنندهاي نداشته باشند. هشدار به مسئولاني است كه رفتار امروز مسئولان ديروز را آينه عمل خود قرار دهند و با وجود خدمات زبانزد در دوره مسئوليتي خود، گرفتار نفس درون و دشمن بيرون نشوند و مراقب باشند رفتار غيراخلاقي گذشتگان را پيشه رفتار آينده خويش نكنند و در هر حال، رعايت انصاف و عدالت را داشته باشند و آنگونه عمل نكنند كه صداي مخالفت با نظام از حلقوم يك مسئول نظام شنيده شود.