
شيوا نوروزي
دستگيري چند باند شرطبندي و انتشار خبر آن در رسانهها يك بار ديگر موضوع اين پديده شوم را سر زبانها انداخت. متأسفانه فعاليتهاي سايتهاي شرطبندي در فوتبال ايران هر روز گستردهتر از گذشته ميشود آن هم در شرايطي كه اين مسئله در قانون كشورمان جرم محسوب ميشود و مراجع تقليد نيز آن را حرام اعلام كردهاند. با اين حال هستند افرادي كه به راحتي روي نتايج فوتبال چه از طريق اينترنت و چه از روشهاي سنتي شرطبندي ميكنند و پولهاي هنگفت به جيب ميزنند. مطرح شدن دوباره اين مسئله فرصت خوبي بود تا چند و چون پديده شرطبندي را از عبدالرحمن شاهحسيني، رئيس اسبق كميته انضباطي فدراسيون فوتبال بپرسيم. كسي كه علاوه بر فعاليت در فدراسيون اشراف كاملي بر پشت پرده مسكوت ماندن پرونده فساد در فوتبال دارد.
موضوع شرطبندي در فوتبال و گسترش آن در جامعه اسلامي ايران دوباره مطرح شده است. اين معضل خطرناك را چطور ميتوان مورد بررسي قرار داد؟در ابتدا لازم است صعود تيم ملي به جام جهاني را به همه اهالي فوتبال تبريك بگويم و براي تيم ملي در رقابتهاي جام جهاني آرزوي موفقيت ميكنم. اگر بخواهيم در خصوص موضوع شرطبندي صحبت كنيم بايد اين بحث را از دو جنبه مورد بررسي قرار دهيم؛ از جنبه قانوني و جنبه فقهي. از نظر قانوني هيچ شك و شبههاي وجود ندارد كه شرطبندي يك نوع قمار است و از جنبه ديگر هم متأسفانه اين موضوع را در قالب پيشبيني مسابقات فوتبال ارائه ميدهند. امروزه در تمام دنيا شرطبندي را با عنوان «پيشگويي نتايج مسابقات» ميشناسند. براي اين پيشبينيها روشهاي مختلفي وجود دارد. يك روش «توتو» نام دارد كه در كشورهاي مختلف باب شده و سايتهاي شرطبندي مختلفي هم طراحي شده است. از اين طريق بسياري افراد برنده ميشوند و بسيار هم بازنده. در ايران نيز سايتهايي شناسايي شده ولي به خاطر برخي ملاحظات و براي پيشگيري از ناهنجاريها اشارهاي به نام اين سايتها نميكنم. يك روش ديگر هم «لاين» است و از آنجا كه جنبه آموزشي پيدا ميكند توضيح بيشتري در مورد آن نميدهم. لاين در ايران طرفداران زيادي دارد. يك روش ديگر هم «Live» است و بيشتر افراد سنتي به اين روش گرايش دارند. معروفترين و عجيبترين شرطبندي فوتبال جهان هم بازي ليورپول – ميلان است؛ فينال ليگ قهرمانان اروپا 2005. شرطبنديهاي بزرگي انجام شد. در نيمه اول ميلان برنده شد اما در بين دو نيمه يكي از سايتهاي بزرگ شرطبندي كه از قهرماني ميلان اطمينان داشتند نرخ شرطبندي را يك به 70 گذاشت؛ به اين معني كه اگر كسي روي قهرماني ليورپول شرط ببندد 70 برابر پول دريافت ميكرد. ليورپول در نيمه دوم به پيروزي رسيد. 10 نفر از كساني كه روي برد ليورپول شرط بسته بودند به بزرگترين سرمايه داران جامعه طرفداران فوتبال تبديل شدند.
چگونه شرطبندي در فوتبال ايران رواج پيدا كرد؟شرطبندي در فوتبال ما واقعيتي است كه نميتوان آن را انكار كرد. تبليغات اين مسئله از طريق برخي سايتها، رسانهها و پيامكها انجام ميشود. در ايران اولين كسي كه از اهالي فوتبال جرأت كرد در اين زمينه صحبت كند و نسبت به رشد روزافزون آن هشدار داد علي دايي بود. علي دايي صراحتاً به رواج بنگاههاي شرطبندي اشاره كرد اما كسي هشدار او را جدي نگرفت در حالي كه اظهارنظرهاي دايي قابل تأمل بود. سايتهايي هستند كه در سطح بينالمللي فعال هستند اما برخي از آنها دامنه فعاليتشان براي فارسيزبانان است و يكسري نيز در آسيا فعاليت دارند. شنيدهام كه يكي دو سايت از وزارت ارشاد در قالب سايت پيشبيني مجوز گرفتهاند. اگر در آينده اين پديده مورد بررسي دقيق قرار نگيرد و با مجرمان برخورد نشود بيش از اينها فوتبال ما با مشكل مواجه خواهد شد چراكه در تمام دنيا معتقدند اين پديده كمكم به باشگاهها، مديران و بازيكنان تسري پيدا ميكند. باندهاي مافيايي در اروپا را بارها دستگير كردند. شرطبندي يكي از اقسام تغيير نتايج فوتبال است.
در برخي از نقاط كشور اين پديده گستردگي بيشتري داشته است. طبق تحقيقات ميداني كه انجام شده در شمال كشور بحث شرطبندي از همه نقاط كشور رواج بيشتري دارد. زماني مستقيماً اين مسئله را پيگيري ميكردم و حتي عدهاي در رابطه با آن از سوي دادسراي عمومي انقلاب ساري دستگير شدند و پرونده قضايي براي آنها تشكيل شد اما اينكه سرنوشت اين گروه چه شد را بايد از طريق مقام قضايي پيگيري كرد. در استان گيلان نيز سال 92 يكي دو نفر از سردستههاي شرطبندي توسط پليس فتا دستگير شدند. مجموعه گزارشها حاكي از رواج زياد شرطبندي در خطه شمال كشور است.
شرطبندي سنتي در ايران همچنان طرفداران خاص خود را دارد.بله، روشهاي سنتي همچنان به قوت خود باقي هستند. پيش از انقلاب ضلع شمال شرقي ورزشگاه امجديه محل تجمع شرطبندها بود. خودم اين افراد را در بازيهاي مختلف ديدهام و به غير از نتيجه بازي روي مسائل ديگري چون اولين كرنر، اولين اوت، اولين گل و... شرطبندي ميكردند. منتها اين مسئله تنها به همان گوشه ورزشگاه خلاصه ميشد و پس از انقلاب نيز بساط اين افراد را جمع كردند. بر اساس اطلاعات موثق در تهران و در 9محل تجمع شرطبندهاي فوتبالي است، بعضي از اين مراكز قهوهخانه، سفرهخانه و كافيشاپ هستند كه همگي شناسايي شدهاند اما اطلاعي از اينكه با اين مراكز برخورده شده يا نه ندارم. در اين مراكز كساني كه سواد اينترنتي ندارند جمع ميشوند و سنتي شرطبندي ميكنند. گزارشاتي هست مبني براينكه برخي از اين افراد با برخي افراد فوتبالي هم در ارتباط هستند.
چطور برخي سايتها مدعياند براي شرطبندي يا به ادعاي آنها شرطبندي مجوزهاي لازم را دريافت كردهاند؟ در حالي كه مراجع مخالف اين مسئله هستند. بله هستند افرادي كه مدعياند از طرف وزارت ارشاد مجوز پيشبيني نتايج را دارند. برخي نيز استفتائاتي را در خصوص پيشبيني مطرح ميكنند. به عنوان مثال سؤال پرسيده شده مبني براينكه كسي با نيت برنده شدن پولي را به حسابي واريز كند؛ پاسخ استفتائات به اين شرح است: مقام معظم رهبري: «در فرض سؤال جايز نيست»، آيتالله مكارم شيرازي: «اگر ملزم باشد كه پولي پرداخت كنيد يا براساس شرطبندي باشد جايز نيست» و آيتالله سيستاني: در مورد پيشبيني نتايج مسابقات فوتبال و ساير رقابتهاي ورزشي در صورتي كه از شركتكنندگان پولي دريافت شود و به قيد قرعه از محل پولهاي دريافتي جوايزي به برندگان بپردازند اين كار حرام است.» مراجع تقليد هيچ كدام موضوع بحث را بلااشكال اعلام نكردهاند. حتي بحث هبه كردن را هم مطرح ميكنند (هبه در لغت به معني خارج كردن مال از ملك خود و به ملك ديگري درآوردن آن به رايگان). در حالي كه هبه نيز انواع مختلفي دارد و اگر قصد هبه واقعي باشد كه ديگر برنده شدن جايي ندارد. نبايد خودمان را گول بزنيم چراكه همه پول را واريز ميكنند به انتظار و اميد برنده شدن.
نظر حقوقدانان در خصوص شرطبندي چيست؟حقوقدانان شرطبندي را عملي مجرمانه و آن را به عنوان يكي از مصاديق قمار تلقي ميكنند. ماده 705 قانون مجازات اسلامي صراحتاً اعلام ميكند قماربازي با هر وسيلهاي ممنوع و مرتكبين آن به يك تا 6 ماه حبس يا تا 74 ضربه شلاق محكوم ميگردند. در صورت تهاجر به قمار بازي به هر دو محكوم ميشوند. بنابراين هم از نظر شرعي و قانوني ممنوع است.
گسترش سايتهاي شرطبندي چه تأثير مخربي در جامعه و به ويژه براي جوانان دارد؟اعتياد به شرطبندي در برخي جوانان ايجاد كرده است. برخي از جوانان بيكار به طمع برنده شدن در اين پيشبينيها شركت ميكنند كه معمولاً هم بازنده هستند. بعلاوه اينكه هستند ايرانيهاي كه در سايتهاي خارجي شرطبندي فعال هستند و از اين طريق ارز از كشور خارج ميكنند. در اين صورت به اقتصاد كشورمان نيز لطمه وارد ميشود. قشر آسيبپذير جامعه نيز در خطر اين معضل هستند، برخيها كه اوضاع مالي خوبي ندارند هرچه دارند و ندارند را نيز چه از طريق روشهاي سنتي و چه اينترنتي از دست ميدهند.
فوتبال و حتي ساير رشتهها نيز بدون شك از اين آسيبها در امان نخواهند بود.قطعاً همين طور است. اين پديده باعث ايجاد فساد و تباني در فوتبال ميشود. شرطبندي در تمام دنيا موضوع تباني را در موارد زيادي به همراه داشته و دارد. علاوه بر اين بايد حواسمان به اين باشد كه شرطبندي در آينده ساير رشتهها را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. نبايد به اين مسئله نگاهي تكبعدي داشته باشيم و اگر برخورد جدي صورت نگيرد اين معضل به ساير رشتهها نيز تسري پيدا خواهد كرد. حتي شنيده ميشود كه شرطبندي به برخي رشتهها نيز نفوذ كرده است.
راهكار شما براي مبارزه با اين پديده شوم چيست؟ فدراسيون فوتبال چه نقشي ميتواند ايفا كند؟برخورد با اين موضوع و ساير پديدههايي كه فوتبال را تحت تأثير قرار ميدهد تنها در توان يك نهاد نيست و نميتوانيم بگوييم فقط فدراسيون فوتبال مقصر و مسئول آن است. بيانصافي است اگر در بحث شرطبندي يا پيشگويي فقط فدراسيون را مقصر بدانيم اما فدراسيون فوتبال بايد با كمك نهادهاي نظارتي، قضايي و امنيتي به دنبال از اين بردن اين پديده مخرب باشد. اين توقعي است كه مردم از فدراسيون دارند. راهحلش اين است كه دستگاه قضايي، نيروي انتظامي، وزارت ورزش و جوانان، وزارت اطلاعات، صداوسيما و فدراسيون فوتبال همه دست به دست هم بدهند و به موضوع شرطبندي به عنوان يك پروژه مخرب ملي نگاهي ملي داشته باشند و با آن مبارزه كنند. شرطبندي از نظر مراجع حرام است و جرم محسوب ميشود، بايد با آن مبارزه شود و اگر كساني هم ثروتهاي نامشروعي را از اين طريق به دست آوردهاند آن را پس بگيرند. مبارزه با شرطبندي تنها وظيفه فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش نيست. بايد به صورت تيمي هر نهادي متناسب با شرح وظايف خود با شرطبندي مبارزه كند. اگر وزارت ارشاد ميبيند اين مسئله مشكل شرعي دارد و براي ورزش مضر است بايد مجوزهاي صادر شده را باطل و از ادامه فعاليتشان جلوگيري كند. دستگاههاي انتظامي امنيتي هم كه وظيفهشان شناسايي، دستگيري و معرفي مجرمان به دستگاه قضايي است. دستگاه قضايي نيز مسئوليت رسيدگي و صدور حكم را برعهده دارد. فدراسيون فوتبال نيز اگر اطلاعاتي در اختيار دارد در اختيار مراجع ذيصلاح بگذارد. در حقيقت فدراسيون فوتبال تقصير زيادي در بحث شرطبندي ندارد چراكه طبق اساسنامه اين فدراسيون چه در كميته انضباطي، چه در كميته استيناف و چه در كميته اخلاق تنها در خصوص اهالي فوتبال صلاحيت رسيدگي دارد آن هم در حد و حدود مقررات خود اما اتفاقاتي كه در شمال كشور يا ساير مناطق افتاده خارج از حوزه فوتبال بوده است.
فدراسيون در مبارزه با پديده شرطبندي وظايفش را به درستي انجام ميدهد؟ضرر اين مسئله متوجه فوتبال است. به همين خاطر فدراسيون فوتبال نبايد نسبت به موضوع شرطبندي بيتفاوت باشد و در واقع بايد پرچمدار مبارزه با شرطبندي باشد. فدراسيون بايد از دستگاههاي ديگر براي مبارزه با شرطبندي مدد بگيرد.
چرا قدمي براي مبارزه با شرطبندي از سوي فدراسيون فوتبال برداشته نميشود؟شرطبنديهايي كه براي تعيين برنده و بازنده پول ميگذارند، چه از طريق سايتها و چه از روشهاي سنتي، اينها همه از مصاديق قمار است. اصلاً شكي در اين زمينه وجود ندارد. منتها بعضيها موضوع پيشبيني فوتبال را توجيه ميكنند. بايد اول از همه تكليف پيشبيني را مشخص كنيم. مراجع تقليد اين كار را حرام جايز ندانسته و بعضاً اعلام كردهاند پس با اين حساب بايد يكبار براي هميشه اين مسئله را جمع كنند. بايد ببينيم اگر جايزهاي در كار نباشد چند نفر در اين پيشبينيها شركت ميكنند. عدهاي هم ميگويند اگر پيشبيني نتايج را بردارند بيزينس فوتبال دچار مشكل ميشود. درحالي كه در فوتبال راههاي زيادي براي پول درآوردن است. بايد تكليف مردم را مشخص كنيم پيشبينيهايي كه صداوسيما، رسانهها و مخابرات آن را تبليغ ميكنند شرعي هستند يا نه. به نظر من يكي از عللي كه مانع بررسي جدي اين مسئله شده اين است كه منافع مالي خيليها به خطر ميافتد. يك قسمت يقه سفيدهاي فوتبال ايران در موضوع شرطبندي نقش دارند. اي كاش رسانهها دوباره سراغ علي دايي بروند و در اين باره از او سؤال كنند. تا ميگوييم بعضي از افراد در فوتبال فساد دارند بعضي از آقايان عليه ما گارد ميگيرند و ميگويند چنين مسئلهاي صحت ندارد. در صورتي كه ما مدعي هستيم برخيها در فساد فوتبال نقش دارند كه شرطبندي نيز يكي از مصاديق آن است. اينكه عدهاي در قهوهخانه شرطبندي كنند و پول حرام به جيب بزنند حرام نيست؟ فساد تلقي نميشود؟ اسم از كسي نياورديم و فقط ميخواهيم متخلفان و مجرمان مجازات و بيگناهان نيز تبرئه شوند. گزارش فساد در فوتبال به اين نتيجه رسيد كه برخي اتفاقات رخ داده در فوتبال تخلف هستند كه نبايد از تخلف هم چشمپوشي نكرد. همانطور كه مقام معظم رهبري در بحث انتخابات فرمودند و گفتند تخلف صورت گرفته و نبايد از تخلف هم گذشت كرد. اين تخلفات بايد در وزارت ورزش رسيدگي ميشد و عدهاي هم اعلام شكايت و جبران خسارت مادي و معنوي ميكردند.
چرا و چگونه رئيس فدراسيون فوتبال بحث فساد در فوتبال را انكار ميكند؟مگر ميتوان گزارشي به اين مهمي الكي نوشته شده باشد. مطمئن باشيد براي هر كدام از آن موضوعات مستنداتي وجود داشته و بايد پرونده فساد در فوتبال را به قوه قضاييه كه مرجع رسيدگي است ارسال ميكردند. اينكه شخص اول فدراسيون فوتبال مدعي شده چنين مسائلي وجود ندارد تعجبآور است. اگر اينقدر از خودشان مطمئن هستند در يك برنامه زنده با من مناظره كنند. در بحث شرطبندي نيز كسي نگفته فدراسيون فوتبال و فلان شخص در اين فدراسيون مقصر است. حرف ما اين است كه در فوتبال ما يكسري پديدهها وجود دارد؛ شرطبندي، تباني، كارتهاي پايان خدمت و... تنها تعدادي از آنهاست. طبيعتاً جرم آنها ربطي به فدراسيون ندارد ولي در مورد آنچه به شما مربوط ميشود چه كرديد؟! به عنوان كسي كه با هفت فدراسيون كار كردم و در پرونده فساد در فوتبال مسئول بودم شهادت ميدهم قاطبه كساني كه در فوتبال فعالند سالم هستند. ولي از آنجا كه فوتبال مثل يك ويترين شيشهاي زير نظر همه است ناهنجاريهايش چندين برابر رشتههاي ديگر به چشم ميآيد. فدراسيون فوتبال در مواردي كه به آنها مربوط ميشود بايد قاطعانه و بدون ملاحظه ورود كند و از دانه درشتها نترسد. آنچه را كه در صلاحيتش نيست به عنوان مدعي فوتبال پاك رسيدگي به جرمهاي مرتكب شده را از طريق دستگاه قضايي پيگيري كند. اينكه در رسانه ملي نفر اول فدراسيون بگويد چنين مسئلهاي وجود ندارد و در يك سال اخير هم خبري از پرونده فساد در فوتبال نشده ظلم بزرگي است به همه افراد و نهادهايي كه به مدت سه سال در اين زمينه فعاليت كردهاند.