نويسنده: زینب عامری
با نزديك شدن به زمان انتخابات رياست جمهوري دوازدهم شعارهاي ديرين رنگ و بوي تازهاي پيدا ميكنند و حتي بعضاً مصادره به مطلوب ميشوند! يكي از اين شعارها كه از زمان انقلاب تا كنون از دست درازي هيچ حزب سياسي دور نمانده است «انقلابي بودن و انقلابيگري» است. اين روزها تمام نامزدهاي رياست جمهوري و حتي وابستگان فكري آنها درصدد آن هستند تا خود را متر و معيار «انقلابي بودن» معرفي كنند. به ويژه آنكه مقام معظم رهبري در بياناتي بر«محتوا» و«انقلابيگري» در انتخاب نامزدها تأكيد كردند، نه جناح سياسي و انقلابي بودن را معيار اصلح دانستند نه تعلق به جبهه سياسي خاص. شايد اين سؤال براي بسياري پيش آيد كه مفهوم انقلابيگري چيست و گزينه انقلابي كدام است؟! نگاهي به ماهيت انقلاب و سيره رفتاري امام خميني (ره) ميتواند گره از اين سؤال مهم باز كند:
1- روحيه اقتدار: يكي ازوجوه بينظير انقلاب اسلامي و امام خميني (ره) كه در تمام ابعاد فكري، كلامي و رفتاري ايشان هويدا بود «اقتدارخواهي و عزتطلبي» بود. در شرايطي كه ايرانيان زير فشار توهين و تحقير ممالك غربي قرار داشتند و در زماني كه حقوق سگهاي امريكايي از شهروندان ايراني در مملكت خودشان بيشتر بود، امام خميني (ره) علم عزتطلبي و احياي اقتدار شيعيان و ايرانيان را برافراشت. در تحليل محتواي سخنان امام خميني (ره) تأكيد بر اقتدار در سه بعد كاملاً هويدا بود: واژگان، لحن و خطابه. اين مهم نشان از اهميت حفظ اقتدار در كوچكترين رفتار يك فرد انقلابي است. امروزه نيز يك انقلابي واقعي و نه يك انقلابي بازتعريف شده، در مسير عزتطلبي، اقتدارخواهي و كرامت مردم خود قدم برميدارد و نه تكبر و ارعاب و تحقير ملت!
2- ارزشمداري: انقلاب اسلامي ايران «انقلاب ارزشها» بود. اتخاذ تصميمات در مسير حفظ ارزشها و تأكيدات صريح و شفاف امام خميني (ره) پيرامون آن، نشان از محوريت «ارزشها» در شخصيت انقلابي است. در شرايط كنوني نيز حركت در مسير ارزشهاي ديني، سياسي و ملي حركت در مسير انقلابيگري است. ليك شرط آن وفاداري به ارزشها، فراتر از جناح سياسي و اقتضائات روز است. برخي با استفاده از استراتژي «بازتعريف» ارزشها و گاه با اضافه كردن چاشني «اشك و آه» سعي در آن دارند كه تصويري انقلابي از خود به نمايش بگذارند در حالي كه اين افراد را بيشتر ميتوان انقلابينما دانست تا انقلابي.
3- خدمت به مردم: يكي از بنيانهاي مهم در ماهيت انقلاب اسلامي كه تعريف انقلاب بدون آن بيمعنا ميشود «خدمت به مردم و مردممحوري» است. بارزترين خصاياي انقلاب و امام خميني (ره) توجه به مردم بود. رهبر كبير انقلاب در يكي از صحبتهاي خود در جماران ميفرمايند:«به خاطر خدا و در مسير مصلحت مردم حركت كنيد، اگر غير از اين كنيد اين جمهوري را تضعيف كردهايد.» تأكيد رهبر كبير انقلاب بر ارتباط تنگاتنگ مردممداري و حفظ جمهوري اسلامي مهر تأييدي است بر اين مهم كه انقلابيگري با خدمت بيشائبه به مردم عجين است. حال با اين توصيف آيا ميتوان كنسرت را جايگزين معيشت مردم كرد و خود را انقلابي هم ناميد؟! آيا عبور از مردم و عدم مبارزه با مفاسد بنا به مصالح سياسي همان «انقلابيگري» است؟!
4- يكي ديگر از وجوه انقلاب «وحدت و همبستگي اجتماعي» دريك مسير بود ولو با نظرات و شخصيتهاي حقيقي و حقوقي متفاوت. انقلاب اسلامي نه در مسير نفاق و تفرقه كه در راستاي تحكيم پايههاي وحدت درون بدنه جامعه اسلامي حركت ميكرد. پس يك فرد انقلابي نيز بايد در جاده نزديكي افراد در جامعه به يكديگر گام بردارد و نه تخريب و دشمني و نقار. بدون شك كساني كه در مسير افزايش وحدت نيستند بلكه درصدد تعميق شكاف ميان مردم و بهره بردن حداكثري ازاين فضا هستند را نميتوان«انقلابي» خواند. دشمن انقلاب «استكبار وتفكر استكبارخواهي» بود. پس يك انقلابي راستين تلاش ميكند در كنار بها دادن به سلايق سياسي مختلف وحدت و يكپارچگي را نيز حفظ كند.
ويژگيهاي فراواني را ميتوان از بطن انقلاب بيرون كشيد و به واسطه آن عمق بيشتري به مفهوم انقلابيگري داد كه مجال توضيح بيشتر آن در اين يادداشت نيست؛ حميت و غيرت مردمي را در تحليل و شناخت بيشتر و تعميق بهتر نياز دارد. بازگشت به انقلاب و درك ماهيت آن، بدون هيچ مرز بدني سياسي، ميتواند ما را در انتخاب گزينه واقعاً انقلابي ياري كند.